
کتاب پرنده های بی بال
معرفی کتاب پرنده های بی بال
کتاب پرنده های بی بال نوشته پروانه (صدیقه) حیدری توسط نشر حامیان منتشر شده است. این اثر در قالب داستانی بلند، زندگی نوجوانی به نام هانیه را روایت میکند که با جابهجاییهای خانوادگی، دوستیها، دلتنگیها و تحولات اجتماعی و سیاسی دههی ۶۰ ایران روبهرو میشود. فضای مدرسه، خانواده و جامعه در این کتاب بهتصویر کشیده شده و دغدغههای نوجوانان آن دوران را بازتاب میدهد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب پرنده های بی بال
کتاب پرندههای بیبال، اثری داستانی است که با محوریت زندگی نوجوانان، بهویژه دختران، در بستر تحولات اجتماعی و خانوادگی دههی ۶۰ ایران شکل گرفته است. پروانه (صدیقه) حیدری در این کتاب، با نگاهی به روابط دوستانه، فضای مدرسه و خانواده و همچنین تأثیرات جنگ و مهاجرت، تصویری از فرازونشیبهای زندگی نوجوانان ارائه داده است. روایت کتاب از زبان سومشخص و با تمرکز بر شخصیت هانیه پیش میرود.
ساختار داستان پرندههای بیبال اثر پروانه حیدری، خطی است و وقایع بهتدریج از دوران مدرسه تا مهاجرت و تجربههای جدید شخصیتها را دربرمیگیرد. این کتاب با پرداختن به موضوعاتی چون دوستی، جدایی، دلتنگی، بلوغ و مواجهه با بحرانهای اجتماعی، تلاش کرده است تصویری ملموس از زیست نوجوانان آن دوران ارائه دهد. قالب داستانی و روایت سرشار از جزئیات، مخاطب را با فضای احساسی و اجتماعی شخصیتها همراه میکند.
خلاصه داستان پرنده های بی بال
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
داستان پرندههای بیبال با روزهای پایانی امتحانات مدرسه آغاز میشود؛ جایی که هانیه و دوستانش با حسرت و دلهره به جدایی از یکدیگر فکر میکنند. فضای مدرسه، شوخیها، عکسهای یادگاری و دغدغههای نوجوانانه، حالوهوای آغازین داستان را شکل میدهد. با پایان امتحانات، هرکدام از دوستان هانیه بهنوعی با تغییرات زندگی روبهرو میشوند؛ برخی ازدواج میکنند، برخی به شهرهای دیگر میروند و برخی درگیر دغدغههای خانوادگی میشوند. خانوادهی هانیه بهدلیل مأموریت پدرش به بوشهر نقل مکان میکنند. این جابهجایی برای هانیه، که وابستگی عمیقی به دوستان و محیط قبلی دارد، دشوار است. او در محیط جدید با چالشهای تازهای روبهرو میشود؛ از آشنایی با همسایهها و دوستان جدید تا سازگاری با آبوهوا و فرهنگ متفاوت.
با گذر زمان، هانیه بهتدریج با محیط جدید خو میگیرد، اما دلتنگی برای دوستان قدیمی همواره همراه اوست. جنگ ایران و عراق، فضای داستان را تحتتأثیر قرار میدهد. خانوادهی هانیه ناچار به ترک بوشهر و بازگشت به تهران میشوند. در این میان، بمبارانها، اضطرابها و ازدستدادن عزیزان، تجربههای تلخ و عمیقی را برای شخصیتها رقم میزند. روایت داستان، پیوندهای دوستی، امید به دیدار دوباره و تلاش برای سازگاری با شرایط جدید را در بستر تحولات اجتماعی و خانوادگی دنبال میکند. پایان داستان، بر امید و پیوندهای انسانی تأکید دارد.
چرا باید کتاب پرنده های بی بال را بخوانیم؟
این کتاب با روایت صمیمی و جزئینگرانه، تجربههای نوجوانی را در بستر تحولات اجتماعی و خانوادگی به تصویر کشیده است. کتاب پرندههای بیبال به دغدغههایی چون جدایی، دلتنگی، بلوغ، مهاجرت و تأثیر جنگ بر زندگی نوجوانان میپردازد و تصویری ملموس از زیست دختران نوجوان در دههی ۶۰ ارائه میدهد. خواندن این اثر، فرصتی برای همدلی با نسل نوجوان آن دوران و درک فرازونشیبهای زندگیشان فراهم میکند؛ همچنین کتاب به اهمیت دوستی، خانواده و امید در مواجهه با بحرانها اشاره دارد و میتواند برای مخاطبانی که به داستانهای اجتماعی و خانوادگی علاقهمندند، تجربهای تأملبرانگیز باشد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
مطالعهی این کتاب برای نوجوانان، جوانان و بزرگسالانی که به داستانهای اجتماعی، خانوادگی و روایتهای مربوط به دوران جنگ علاقه دارند، مناسب است؛ همچنین، کسانی که دغدغهی مهاجرت، جدایی از دوستان یا تجربههای بلوغ و تغییرات اجتماعی را داشتهاند، میتوانند با فضای کتاب ارتباط برقرار کنند.
بخشی از کتاب پرنده های بی بال
«درتمام مدتی که توجهش به ورقۀ امتحانش بود، اصلاً متوجه سکوت و خاموشی سالن نبود، سؤال آخر را که جواب داد، نفس آسودهای کشید. همین که سرش را از روی ورقهاش بلند کرد و تکیهاش را به صندلی داد، سکوت سالن توجهش را جلب کرد. همه سرها پایین بود و از هیچ کس صدایی نمیآمد. فقط صدای جابجایی ورقهها و گهگاهی پچ پچ مراقبها به گوش میرسید. به این فکر کرد امروز آخرین روز امتحان، بعد از آن تعطیلات تابستانی شروع میشود و تا سال جدید تحصیلی، روزهای زیادی باید طی شود تا دوباره با دوستانش دور هم جمع بشوند. البته اگر تو یک مدرسه باشند. آخرین نگاه را به ورقۀ پیش رویش انداخت و سؤالها را از نظر گذراند تا مبادا سؤالی را از قلم انداخته باشد. وقتی از درستی جوابها و کامل بودن آن مطمئن شد، نفس راحتی کشید و از جایش بلند شد. به انتهای سالن نگاهی انداخت. همه حواسشان به ورقهشان بود. نرم نرمک به طرف انتهای سالن به راه افتاد. این کار او باعث شد جنب و جوشی در بچهها به وجود بیاید و سرهایشان را از روی ورقهها بالا آورده و او را نگاه کنند.»
حجم
۱۰۰۱٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۷۹ صفحه
حجم
۱۰۰۱٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۷۹ صفحه