معرفی و دانلود کتاب این انتخابت را عقب بیانداز pdf + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب این انتخابت را عقب بیانداز

کتاب این انتخابت را عقب بیانداز

نوع کتاب
۵.۰ امتیاز(از ۸ رأی)
پدیدآورندگان: 
لیلا استرکی
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب این انتخابت را عقب بیانداز

کتاب این انتخابت را عقب بیانداز نوشته لیلا استرکی، روایتی داستانی از زندگی نوجوانی به نام دامی است که با خانواده به جایی دور مهاجرت می‌کند و همین باعث می‌شود با دغدغه‌های هویت، تنهایی و معنای زندگی روبه‌رو شود. داستان درون‌مایه‌هایی روان‌شناختی و اجتماعی دارد و مسیر رشد و بلوغ دامی را از کودکی تا جوانی و از خانه و مدرسه تا جامعه دنبال می‌کند. توسط نسل روشن این رمان را منتشر کرده است. نسخه الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب این انتخابت را عقب بیانداز

کتاب این انتخابت را عقب بیانداز اثر لیلا استرکی، در بستر زندگی یک نوجوان روایت می‌شود و دغدغه‌هایی چون جست‌وجوی معنا، احساس بیگانگی، تجربه‌ی فقدان و تلاش برای یافتن جایگاه خود در جهان را به تصویر می‌کشد. داستان در دوره‌ای معاصر می‌گذرد و با نگاهی به تحولات اجتماعی و روانی نوجوانان، به مسائل هویتی و بحران‌های بلوغ می‌پردازد. 

روایت این انتخابت را عقب بیانداز با مهاجرت خانواده‌ی دامی به خانه‌ای در دل جنگل آغاز می‌شود و در ادامه، تجربه‌های روزمره، روابط خانوادگی، دوستی‌ها و مواجهه با چالش‌های مدرسه و جامعه را دنبال می‌کند. لیلا استرکی با زبانی توصیفی و جزئی‌نگر، فضای ذهنی و عاطفی شخصیت اصلی را به تصویر می‌کشد و از خلال روایت، به مفاهیمی چون امید، ناامیدی، رنج، لذت و انتخاب می‌پردازد. 

داستان سیر زندگی دامی را از کودکی تا جوانی دنبال می‌کند و در هر بخش، تجربه‌ای تازه و چالشی جدید پیش روی او قرار می‌گیرد. این اثر با تمرکز بر تجربه‌های زیسته و احساسات درونی، تصویری از رشد تدریجی شخصیت و مواجهه با بحران‌های فردی و اجتماعی ارائه می‌دهد.

خلاصه داستان این انتخابت را عقب بیانداز

هشدار: این پاراگراف بخش‌هایی از داستان را فاش می‌کند! 

داستان این انتخابت را عقب بیانداز با مهاجرت ناگهانی خانواده‌ی دامی به خانه‌ای چوبی در دل جنگل آغاز می‌شود؛ جایی که دامی با طبیعت، حیوانات و تنهایی خود روبه‌رو می‌شود. او سنگی سرخ‌رنگ پیدا می‌کند که برایش معنایی رازآلود دارد و بعدها به گردنبندش بدل می‌شود.

با ورود به مدرسه، دامی با احساس بیگانگی، عدم تعلق و مشکلات ارتباطی مواجه می‌شود؛ او اغلب ساکت و گوشه‌گیر است و حتی معلم‌ها به‌سختی او را به یاد می‌آورند. یک اسب، مهم‌ترین همراه و معنای زندگی دامی می‌شود، اما ناگهان او را ترک می‌کند و این فقدان، خلأ بزرگی در وجودش ایجاد می‌کند. 

دامی در ادامه، با بحران‌های نوجوانی، فشارهای خانواده برای موفقیت تحصیلی، تجربه‌ی شکست، ناامیدی و حتی افکار خودکشی دست‌وپنجه نرم می‌کند. مهاجرت دوباره‌ی خانواده به خانه‌ای کنار دریا، آشنایی با مردی مرموز در ساحل و گفت‌وگو با او، نقطه‌ی عطفی در زندگی دامی است. این مرد به دامی کمک می‌کند تا معنای تازه‌ای برای زندگی بیابد و با تجربه‌های کوچک و بزرگ، امید را در دل خود زنده نگه دارد.

چرا باید کتاب این انتخابت را عقب بیانداز را بخوانیم؟

این کتاب با روایت صمیمی و جزئی‌نگر، تجربه‌های زیسته‌ی یک نوجوان را در مواجهه با بحران‌های هویتی، فقدان، تنهایی و جست‌وجوی معنا به تصویر می‌کشد. اثر، خواننده را با دنیای درونی شخصیت اصلی همراه می‌کند و نشان می‌دهد چگونه تجربه‌های کوچک و بزرگ، حتی در دل رنج و ناامیدی، می‌توانند به شکل‌گیری امید و معنا در زندگی کمک کنند.

خواندن کتاب این انتخابت را عقب بیانداز را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

این انتخابت را عقب بیانداز به نوجوانان و جوانانی که با دغدغه‌های هویتی، احساس تنهایی، بحران‌های بلوغ و جست‌وجوی معنا درگیر هستند، پیشنهاد می‌شود. همچنین والدین، مشاوران و معلمان می‌توانند با مطالعه‌ی آن، درک بهتری از دنیای ذهنی نوجوانان به دست آورند.

بخشی از کتاب این انتخابت را عقب بیانداز

«ساعت بازده قبل از ظهر است و من هنوز در رخت خواب مخصوص خودم که هرشب برای خوابیدن در اتاق پهن می‌کنم و بالشی که بین پاهایم می‌گذارم غلت می‌زنم زمانی که ازغلت خوردن به این طرف و آن طرف خسته می‌شوم چشمانم را باز می‌کنم پتویم را می‌بینم که چون ماری بزرگ دورم پیچیده است با دستان و پاهایم آن را از دور کمرم باز می‌کنم. بی‌حرکت می‌مانم و با سکوت عمیقی به سقف خیره می‌شوم. سنگینی سکوت روی تنم باعث می‌شود حس کنم به زمین چسبیده‌ام. بعد از یک دقیقه فکرکردن به هیچ چیز صداهای عجیبی به گوشم می‌رسد. انگار صدای شکستن ظرف و ظروف است. از جایم بلند می‌شوم و به آشپزخانه می‌روم می‌بینم که پدر و مادرم در حال جمع کردن وسایل خانه هستند رو به آن‌ها می‌کنم. گلویم را صاف می‌کنم و با صدایی ضعیف و صبحگاهی می‌پرسم: 

- چه خبر شده چرا دارید لوازم خونه رو جمع می‌کنید مادر؟ 

- می‌خوایم از اینجا بریم و در جایی زندگی می‌کنیم که بهتر از اینجاست. 

- کجا می‌ریم؟ 

- جایی بهتر، تو هم برو وسیله‌هات رو جمع کن

- چرا از قبل به من چیزی نگفتید؟ 

- تصمیم ناگهانی بود پسرم فرصت زیادی نداشتیم. 

کنجکاوی خاصی نسبت به دانستن چیزی بیشتر درونم حس نمی‌کنم پس سکوت می‌کنم و چند ثانیه به مادر که با سرعت زیادی ظروف را لای روزنامه می‌پیچد و درون یک جعبه می‌گذارد نگاه می‌کنم. بعد چند جعبه برمی‌دارم و به اتاقم برمی‌گردم تا وسایلم را جمع کنم.»

معرفی این کتاب در تاریخ ۱۳ خرداد ۱۴۰۵ به‌روزرسانی شده است.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب این انتخابت را عقب بیانداز و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاباین انتخابت را عقب بیانداز
موضوعرمان، داستان ایرانی
نویسندهلیلا استرکی
انتشاراتانتشارات نسل روشن
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۴۰۴/۰۳/۰۱
فرمت کتابPDF
حجم فایل کتاب۲.۰۸ مگابایت
شابک۹۷۸۶۲۲۴۲۸۰۱۲۱
تعداد صفحه‌ها۸۸ صفحه
قیمت کتاب۱۳۵۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

کاربر 9030454
۱۴۰۴/۰۴/۲۲

این کتاب یک رمان کوتاه ساده در عین حال پر از مفهوم داره و واقعا از خوندنش لذت خواهید برد .

۰
Nightly.Star
۱۴۰۴/۰۴/۲۲

خیلی داستان عمیقیه انگار توی زندگی هرکس و برای هرکسی اتفاق میافته .

۰
من الف
۱۴۰۴/۰۴/۲۲

کوتاه و جذاب قلم خوبی دارن

۰
شاتل
۱۴۰۴/۰۴/۲۲

داستان خیلی جالبی داشت، واقعا حس کردم تو داستانم خیلی خوب تصویرسازی شده بود امیدوارم کتاب‌های بیشتری از ایشون ببینیم.

۰
emmi
۱۴۰۴/۰۴/۲۲

نسخه کاغذیشو خریده بودم لذت بردم 👌🏻

۰
romina
۱۴۰۴/۰۴/۲۳

تبربک به خانم آسترکی برای این قلم زیبایشان من کتاب های متفرقه زیاد میخوانم و این یکی از بهترینا بود

۰
joli
۱۴۰۴/۰۴/۲۲

👍🏻

۰
مینو
۱۴۰۴/۰۴/۲۲

دوست داشتم قشنگ بود

۰