کتاب کیسه مهربانی منیره منصوریان + دانلود نمونه رایگان
تصویر جلد کتاب کیسه مهربانی

کتاب کیسه مهربانی

معرفی کتاب کیسه مهربانی

کتاب «کیسه مهربانی» نوشتۀ منیره منصوریان و مریم حضوری است و انتشارات حامیان آن را منتشر کرده است. کیسۀ مهربانی، سخاوت و بخشش را با زبانی ساده و شیرین به کودکان آموزش می‌دهد.

درباره کتاب کیسه مهربانی

قصه‌ها مزایای بی‌شماری دارند و کودکان از طریق داستان‌ها موارد زیادی را یاد می‌گیرند و نسبت به مسائل آموزشی واکنش بهتری نشان می‌دهند. آموزش در حین خواندن آموزش غیرمستقیم نام دارد و کودکان بدون اینکه بدانند نکات زیاد را می‌آموزند. آموزش‌ها می‌تواند مهارت‌های زندگی، هنجارها و رفتارهای درست باشد یا مطالب و حقایق علمی دنیای اطراف. این آموزش‌ها چون به‌صورت داستان برای کودکان خوانده می‌شود، از شنیدن آن لذت می‌برند و در ذهنشان باقی می‌ماند. مطالعۀ داستان همچنین تأثیرات فراوانی بر کودکان و نوجوانان می‌گذارد؛ قدرت درک و خیال‌پردازی‌شان تقویت می‌شود، خلاقیت در آن‌ها پرورش پیدا کرده و دایرۀ واژگانشان گسترش پیدا می‌یابد. قصه‌ها همچنین با ایجاد سؤال در ذهن کودکان و نوجوانان، به آن‌ها آموزش می‌دهند.

کیسۀ مهربانی دربارۀ یک خرگوش کشاورز و مهربان است که برخلاف سال‌های قبل که زمین نامرغوبش محصول کمی می‌داد، باران خوبی بارید و محصولات زمینش از همیشه بیشتر شد؛ بنابراین تصمیم می‌گیرد خوشحالی‌اش را با دیگران قسمت کند و کیسه‌های اضافی غذایش را به کسانی که نیاز دارند هدیه کند. بسیاری از والدین تمایل دارند، فرزندانی بخشنده و مهربان با دیگران تربیت کنند. آن‌‌ها با فرزندشان دربارۀ پسندیده بودن این ویژگی صحبت می‌کنند و با تشویق و خرید جایزه این رفتار را در آن‌‌ها تقویت کنند. منیره منصوریان در کتاب کیسۀ مهربانی تلاش کرده است تا مفاهیمی مانند سخاوتمندی و بخشندگی را از طریق قصه‌ای شیرین و کودکانه به کودکان انتقال دهد.

خواندن کتاب کیسه مهربانی را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

خواندن این کتاب را به کودکان و علاقه‌مندان به ادبیات کودک و نوجوان پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب کیسه مهربانی

«او فکر کرد و ناگهان حرف مادرش را به یاد آورد. سال‌ها پیش مادرش به او گفته بود: اگر هرچه داری با دیگران قسمت کنی، خوشحال می‌شوی. خوشحال‌تر از اینکه آن را برای خودت نگه‌داری و به کسی ندهی. خرگوش کشاورز یاد دوستش آقای فیل که آن‌سوی دره زندگی می‌کرد افتاد و با خودش گفت: من سه کیسه پر از غذا دارم؛ اما دو کیسه برای زمستانم کافی است. پس یکی از کیسه‌ها را برای دوستم می‌برم.»

نظری برای کتاب ثبت نشده است