کتاب قصه های ناب از کلیله و دمنه سوسن امینی + دانلود نمونه رایگان
تصویر جلد کتاب قصه های ناب از کلیله و دمنه

کتاب قصه های ناب از کلیله و دمنه

نویسنده:سوسن امینی
امتیازبدون نظر

معرفی کتاب قصه های ناب از کلیله و دمنه

کتاب «قصه های ناب از کلیله و دمنه» نوشتۀ سوسن امینی است و انتشارات امینی آن را منتشر کرده است. قصه های ناب از کلیله و دمنه، برخی از بهترین داستان‌های کتاب خواندنی و ارزشمند کلیله‌ودمنه را در برمی‌گیرد.

درباره کتاب قصه های ناب از کلیله و دمنه

کلیله‌ودمنه نام کتابی است یک دانشمند هندی ۲ هزارسال پیش آن را نوشت و در دوران ساسانی به فارسی میانه ترجمه شد. برزویه طیب، دانشمند ایرانی شخصی بود که کلیله و دمنه را از هند به ایران آورد. این کتاب شامل داستان و حکایت‌های مختلفی که بیشتر از زبان حیوانات و سرشار از نکات اخلاقی ارزشمند و روش های زندگی است. کلیله و دمنه نام ۲ شغالی است که بخش زیادی از کتاب را به خود اختصاص داده است. کتاب قصه های ناب از کلیله و دمنه ۳۲ داستان از این کتاب ارزشمند را در برمی‌گیرد که به زبان ساده و روان برای کودکان و نوجوانان بازنویسی شده است.

عناوین قصه‌های کتاب قصه های ناب از کلیله و دمنه عبارت‌اند از: شغال درستکار، دشمنی جغد و زاغ،دوستانِ همدل، گربه و موش دانا،فنزه و پادشاه،دوستی عجيب، عابدِ عجول، قورباغۀ نادان، وقتي ديو و دزد همکار می‌شوند! موشی که زر داشت، موش به موش می‌رسد، شتر بينوا، شير ناتوان، روباه مکار، مدعي طبابت، گرگی که حريص بود، هفت خواب، هم‌سفران، گواهی درخت، قورباغه و راسو، چشمه‌ای که ماه داشت، زاهد زودباور، عاقبت ظلم، صاحب‌خانه‌ای که وردی عجیب بلد بود، موش آهن خوار، جهانگرد و طلافروش، زاغ و مار ظالم، چوپانی که گنج يافت، بازرگانی که جواهر فراوانی داشت، مرغ ماهی‌خوار، خرگوشِ باهوش، ماهی بازيگوش، کرم شبتاب يا آتش،

خواندن کتاب قصه های ناب از کلیله و دمنه را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

خواندن این کتاب را به کودکان و نوجوانان و همچنین علاقه‌مندان به داستان‌ها و حکایت‌های قدیمی پیشنهاد می‌کنیم. 

بخشی از کتاب قصه های ناب از کلیله و دمنه

«در کوهی بلند، درختی بزرگ وجود داشت که شاخه‌های بسیاری از آن بیرون‌آمده بود و برگ فراوانی داشت. روی این درخت نزدیک هزار خانۀ زاغ بود. آن زاغ‌ها پادشاهی داشتند که همه در فرمان او بودند و دستورات او را در مشکلات خود گوش می‌دادند. شبی گروه جغدها به دلیل دشمنی‌ای که با زاغ‌ها داشتند به آن‌ها حمله کردند و تعداد زیادی از آن‌ها را از بین بردند. روز بعد پادشاه زاغ‌ها همه را جمع کرد و گفت: امروز در میان شما چند مجروح و پرکنده و بال شکسته وجود دارد. من شکی ندارم که به همین زودی‌ها جغدها دوباره برمی‌گردند و مثل بار اول به ما شبیخون می‌زنند. در این کار فکر کنید و راه رهایی را بیابید.»

نظری برای کتاب ثبت نشده است