معرفی و دانلود کتاب شبیخون به خفاش + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب شبیخون به خفاش

کتاب شبیخون به خفاش

۴.۳(از ۳۵ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
محمد ستاری وفایی
انتشارات: 
نشر شهید کاظمی

قیمت:

۲۶,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب شبیخون به خفاش

«شبیخون به خفاش» رمانی با فضای جاسوسی به قلم محمد ستاری وفایی(-۱۳۲۵)، است.

در بریده‌ای از کتاب می‌خوانیم:

آن روزها مسافر سوار کردن عادتمان شده بود. پیش از پیروزی انقلاب، در مسافرت‌های خارج از شهر، چند تا مسافر سرِ راهی سوار می‌کردیم تا هم توی راه تنها نباشیم و هم به‌ظاهر مسافرکش دیده شویم. چند ماهی از پیروزی انقلاب گذشته بود و من دوباره مثل آن روزها، چند مسافر سوار کرده بودم. مقصد ما تبریز بود؛ شهری پر رمز و راز، با شناسنامه‌ای پر از حوادث در ظلم‌ستیزی؛ شهری که ابرقدرت شوروی پس از شهریور ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۵ هرچه تلاش کرد، نتوانست آن را از پیکره‌ی ایران جدا کند.

انقلاب اسلامی به ثمر نشسته و نظام جمهوری اسلامی هم به تأیید مردم رسیده و قانون اساسی آن در مجلس خبرگان بررسی و تصویب شده بود، ولی دشمنان می‌خواستند فتنه‌ای به‌پا کنند و در روز همه‌پرسی قانون اساسی، با حادثه‌سازی، مملکت را به آشوب بکشند و جلوی تصویب آن به‌دست مردم را بگیرند، مقدمات کارشان را هم چیده بودند. آن‌ها ولایت فقیه را هدف گرفته بودند و می‌گفتند هر ماده‌ای در قانون اساسی باشد مانعی ندارد، ولی اصل ولایت فقیه نباید در قانون اساسی بیاید.

دوستان و هم‌فکران دل‌سوز و انقلابی ما، توطئه را گوشزد می‌کردند و راه‌های مقابله با آن را می‌گفتند و می‌خواستند تا وقت نگذشته، دوباره هم‌فکران سابق، فعالیت خود را شروع کنند. البته با این‌که بعد از همه‌پرسی دوازدهم فروردین ۱۳۵۸ همه متعهد شده بودیم که دیگر فعالیتی انجام ندهیم و حتی یک نکته هم از فعالیت‌های قبلی‌مان را بازگو نکنیم، ولی تهدید جدید، تهدید کوچکی نبود و باید تا فرصت از دست نرفته، کاری می‌کردیم. درباره‌ی موضوع، خیلی فکر کردم و بالاخره از رضا خواستم که طبق روال گذشته، بعدازظهر فردا دوستان را خبر کند.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب شبیخون به خفاش و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب

نام کتابشبیخون به خفاش
موضوعرمان، داستان ایرانی
نویسندهمحمد ستاری وفایی
انتشاراتنشر شهید کاظمی
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۰/۰۹/۰۱
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۱.۳ مگابایت
شابک۹۷۸۶۰۰۹۲۴۳۴۷۱
تعداد صفحه‌ها۳۲۰ صفحه
قیمت کتاب۲۶۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

M.S.H
۱۳۹۸/۰۸/۲۶

افرادی که به ماجراهای امنیتی و اطلاعاتی علاقه مندند ، از خواندن این کتاب لذت خواهند برد، ضمن این که ماجراهای این کتاب داستان پردازی نیست و اتفاقات و وقایعی است که مردممان با هوشیاری و صبوری از سر گذراندند... خواندا...بیشتر

۰
کتابدار
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۶/۰۲

شهید مدافع حرم محسن حججی به خواندن این کتاب توصیه کردند شادی روحشان صلوات

۰
alimohamad eftekhari
۱۳۹۵/۱۱/۱۱

کتاب خیلی توپیه.اصلا نمی‌تونستم بذارمش زمین موبایلو! کتاب شکار کرکس های نویسنده هم کتاب باحالیه.این کتابها باید ترجمه شن. من از نگارش نویسنده خیلی خوشم اومد.راحت حرفشو میزنه و میره.ادا و اطوار در نمیاره.

۱
کامکار
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۱/۰۱

کتاب فوق العاده برام جذاب بود ماجرا از دهه ۶۰ که من رو میخکوب کرد برای تموم کردنش 👌

۱۰
ghrk
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۱/۱۶

سلام من چاپیش رو خوندم درکل کتاب خوب وجذابیه ویک داستان واقعی رو در قالب رمان و داستان سیاسی به شکل جذابی به نگارش درآورده.

۰
فاطمه‌السادات شه‌روش
۱۳۹۹/۰۱/۲۰

خیلی جالب و جذاب بود

۰
م.خ
۱۳۹۵/۱۱/۱۶

خواننده گاهی اوقات در دنبال کردن سیر وقایع دچار گیجی میشود ولی گذشته از این بسیار خوب بود....

۲
• Khavari •
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۱/۱۸

بسیار کتاب خوبی بود...👍 ممنونم از کاربر کامکار عزیز که این کتاب بسیااار جذاب رو معرفی کردند😍 کتابی که از فتنه هایی در سال1358 در حساس ترین منطقه کشور،آذربایجان، رخ داده است میگوید ⚡ از پرونده های محرمانه ای می گوید که هم اکنون در...بیشتر

۳
روح الله
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۹/۱۷

کتاب جالب و جذابی بود. لذت بردم.

۰
SARA
۱۳۹۵/۱۲/۲۴

لطفا هر کسی این کتاب رو خونده خلاصه ایش رو بگه . ممنون میشم

۲۰
محمد
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۱۱/۲۴

این شاهکار، روایتگر وقایع اول انقلاب با محوریت «حزب خلق مسلمان» و چگونگی خنثی سازی اقدامات و خرابکاری های آن است. گروهی حرفه‌ای، درست مانند اعضای یک خانواده گردهم می‌آیند و در راه خدا و برای خدا، از جان مایه...بیشتر

۰
جواد
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۸/۱۶

کتاب درمورد حوادث اوایل انقلاب وحزب خلق میباشد و کتاب جالبیه فقط معلوم نشد که این گروه مبارز چه کسانی هستند

۰
محمد
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۱۰/۰۲

شبیخون به خفاش داستانی پر حادثه و پر شخصیت؛ گزارشی از فتنه های گروهک های و احزاب ضد انقلاب در سالهای اولیه انقلاب تم داستان امنیتی است ناگفته هایی از حوادث و سرنوشت شخصیت های مهم اول انقلاب پرداختن به نقش آیت الله...بیشتر

۰
Vahid.Nouri.p
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۶/۲۵

بسیااار بسیاااااار عاااالی و جذاب،حتما بخوانید

۰
الهم صلی علی محمدوآل محمدوعجل فرجهم
مطمئن نیستم.
۱۴۰۰/۰۲/۱۷

😐😐😐😐

۰

بریده‌هایی از کتاب

«داشتن اطلاعاتی که نتوان از آن استفاده کرد، مثل حمل بارِ بی‌مصرف است. حمل‌کننده فقط سنگینی بار را تحمیل می‌کند.»
الهم صلی علی محمدوآل محمدوعجل فرجهم
۲۱
درود خالق درود، بر خالقان صحنه‌های درود؛ آنانی که با زیبایی بی‌نهایتشان، بر زشتی عفریت‌های ننگ تاختند و اکنون بر بال فرشتگان، قهقهه‌ی مستانه می‌زنند.
آقا محسن
۱
او هم از انگلیس، هم از آمریکا و هم از شاه پول می‌گیرد؛ منتها سر آمریکا و انگلیس را نمی‌تواند کلاه بگذارد؛ اما سر فرح کلاه گذاشتن کار مشکلی نیست.
من عصبی نیستم
۱
در این میان، رادیوهای بیگانه؛ مثل صدای آمریکا، بی‌بی‌سی، دویچه‌وله و... هم شب و روز برای مردم ایران دل‌سوزی می‌کردند و تمام برنامه‌هایشان را روی بزرگ کردن حزب جمهوری خلق مسلمان، هوادارانش و مرجعیت آقای شریعتمداری متمرکز کرده بودند؛ گویا در کشور غیر از آن‌ها نه حزبی وجود دارد، نه مرجعی و نه جمعیتی.
من عصبی نیستم
۱
یک بار دیگر طریقه‌ی دستگیری او را مرور کردیم و منتظر ماندیم. بالاخره رسول که خودش پشت فرمان نشسته بود، از ویلا خارج شد و از کنار خودروی ما گذشت. پانصد متر نرفته بود که از داخل جاده‌ی فرعی، خودروی پیکانی با شدت تمام از سمت شاگرد با او تصادف کرد؛ به طوری‌که درِ سمت راننده باز شد و کم مانده بود رسول به بیرون پرت شود که ما از پشت، سر رسیدیم. خیلی خونسرد، ولی اخم‌آلود از ماشین پیاده شد که بلافاصله بچه‌ها، گونی را از پشت روی سرش کشیدند و گفتند: اگر صدایت دربیاید، یک گلوله حرامت می‌کنیم. به دستش دستبند زدیم و او را سوار ماشین خودمان کردیم. در یکی از کوچه‌باغ‌های اطراف، پس از بستن دهان و چشم و پاهایش
محمد
۰
بلندهمتان، آرزوی او کردند و در رسیدن به سایه‌ی او، بر عهد خود با استواری، نسیم حیاتشان را گستردند، تا رضایت و لبخندش را بگیرند. آفرین بر آن‌ها، آفرین!
roza
۰