
کتاب در همسایگی گلوله ها
رشادت و رنج مردم فوعه و کفریا در سه سال و نیم محاصره
معرفی کتاب در همسایگی گلوله ها
کتاب در همسایگی گلوله ها نوشتهٔ رضا کریمی صالح است و نشر شهید کاظمی آن را منتشر کرده است. رشادت و رنج مردم فوعه و کفریا در سه سال و نیم محاصره در این کتاب شرح داده شده است.
خواندن کتاب در همسایگی گلوله ها را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم
کتاب در همسایگی گلولهها روایتی مستند و خواندنی از رشادتها و رنجهای مردم شجاع و مظلوم فوعه و کفریا در سه سال محاصره توسط جریان تکفیری است.
حدود ۴ سال پس از شروع بحران در کشور سوریه دامنه جنگ به شهرهای شیعهنشین فوعه و کفریا کشیده شد. گروههای تروریستی که در سوریه و با پشتیبانی تمام عیار کشورهای غربی فعال شده بودند برایشان کشتار مسلمان و غیر مسلمان هیچ فرقی نداشت. در برخورد با شیعیان سوریه، خوی وحشیانهٔ خود را بیش از هر زمان دیگری نشان دادند و در مقابل دیدگان سازمانهای حقوق بشر فجایع انسانی زیادی را در شهرهای فوعه، کفریا، نبل و الزهرا رقم زدند. شهرهای فوعه و کفریا در استان ادلب و در شمال غرب کشور سوریه قرار دارند.
این دو شهر در آن زمان مجموعاً ۵۰ هزار نفر جمعیت داشتند که تصرف این دو شهر برای تروریستها و حامیان آنها از اهمیت زیادی برخوردار بود و به منزله تصرف کامل ادلب به شمار میرفت. از آنجایی که ادلب دارای مرز مشترک با ترکیه است، تصرف کامل این استان میتوانست سبب تقویت موقعیت تروریستها در سوریه شود.
تصرف فوعه و کفریا برای تروریستها نوعی انتقامگیری از مردم این دو شهر نیز محسوب میشد، زیرا شیعیان فوعه و کفریا از زمان آغاز بحران سوریه در کنار ارتش سوریه قرار گرفتند و شمار زیادی از مردم این دو شهر در صفوف مدافعان حرم حضرت زینب(س) حضور داشتند.
بنابراین تروریستهای جبهه النصره و جیش الفتح پس از اینکه در ۲۹ مارس ۲۰۱۵ شهر ادلب را تصرف کردند، با توجه به نزدیکی دو شهر فوعه و کفریا با مرزهای ترکیه تصرف این دو شهر را هم چندان سخت ندانستند و به آنجا یورش بردند که با مقاومت شدید مردم فوعه و کفریا مواجه شدند و در دستیابی به اهداف خود ناکام ماندند.
تروریستها با هدف تضعیف مقاومت مردم و تسلیم آنها تصمیم به محاصره این دو شهر گرفتند و ضمن قطع کامل خطوط انتقال آب شرب، برق و گاز از ورود هرگونه مواد غذایی و دارو به این دو شهر جلوگیری کردند. این محاصره غیر انسانی سبب بروز بحرانهای جدی برای اهالی شهر شد و علاوه بر آن موشکباران بیوقفه تمام زیرساختهای این شهرها را از بین برد و تلفات انسانی زیادی را به وجود آورد.
گروههای تروریستی مستقر در اطراف این دو شهر، با انواع سلاحهای سنگین به طور مستمر مردم این شهرها را هدف قرار میدادند. یکی از شدیدترین این حملات یورش گروه تروریستی جیش الفتح در آگوست ۲۰۱۵ به منطقه الصواغیه در شرق فوعه بود که با مقاومت جانانه نیروهای دفاع مردمی مواجه شد. تروریستها در این حمله متحمل تلفات سنگین شدند و صدها نفر از آنها به هلاکت رسیده یا زخمی شدند و حدود ۲۰ دستگاه انواع تانک و خودروی سنگین آنها منهدم شد یکی دیگر از حملات گسترده تروریستها در ماه فوریه ۲۰۱۶ اتفاق افتاد که البته تروریستها در این حمله هم شکست خوردند و متحمل تلفات سنگین شدند.
در طول ایام محاصره طی توافقاتی میان ارتش سوریه و گروههای تروریستی بیماران و مجروحان و افراد دارای شرایط خاص در طی چندین مرحله از فوعه و کفریا خارج شدند که در جریان یکی از این مبادلات تروریستها دست به حمله انتحاری در میان اتوبوسهای حامل اهالی فوعه و کفریا زدند و در نتیجه آن دستکم ۱۰۰ نفر شهید و دهها نفر زخمی شدند و عدهای هم ربوده شدند که بیشتر آنها زن و کودک بودند اهالی فوعه و کفریا طی ۳ سال محاصره و با وجود کوچ اجباری نیمی از ساکنانشان در طی این مدت توانستند با تقدیم حدود ۲۰۰۰ شهید و ۴۰۰۰ زخمی تمام تلاشهای تروریستها را برای ورود و اشغال شهرشان ناکام بگذارند اما متأسفانه سرنوشت تحولات جنگ به گونهای رقم خورد که سرانجام همگی مجبور به ترک سرزمین آبا و اجدادیشان شدند.
بخشی از کتاب در همسایگی گلوله ها
«شب بیستوسوم ماه رمضان سال ۲۰۱۶ بههمراه چهار نفر از همرزمانم در سنگر نگهبانی واقع در چهارراه رام حمدان، فوعه، صواغیه، معرتمصرین مشغول نگهبانی بودم. هوا کامل تاریک شده بود و باد گرمی میوزید. تشنگی امانم را بریده بود. برای رسیدن به سنگر، چهار کیلومتر پیادهروی کرده بودم. موقع افطار از شدت عطش دو قمقمه آب همراهم را یکجا سر کشیدم و تا صبح آبی برای خوردن نداشتم.
قسمتهایی از کانال منتهی به سنگرمان در حملات هفتهٔ گذشته ریزش کرده بود و تردد درون آن سخت شده بود. شب از نیمه گذشته بود و فرصت مناسبی بود که کانال را پاکسازی کنیم. دو تا بیل از کنار دیوار سنگر برداشتم و با شنیدن صدای تکبیر ابومصطفی گوشهای نشستم تا نمازش تمام شود. دقایقی بعد سنگر را به ابویحیی و ابوزکریا سپردیم و به راه افتادیم.
ابومصطفی حین حرکت، زیرلب آیههای سورهٔ عنکبوت را زمزمه میکرد و با بیل، سنگ و خاک اضافی کف کانال را گوشهای روی هم تلنبار میکرد و من هم آنها را به بیرون کانال پرتاب میکردم. ابومصطفی پیرمرد شجاع و کمحرفی بود و تا فرصتی پیدا میکرد، مشغول عبادت میشد. البته گاهی ابوزکریا با یادآوری خاطرات دوران کودکیشان سر ذوقش میآورد و خاطرات جالبی برایمان تعریف میکرد. یک بار تعریف کرد: شغل اصلی پدرم خریدوفروش پارچه بود و دائم بین روستامون و روستاهای اطراف در حال سفر بود. خلاصه، بیشتر روزهای سال توی خونه حضور نداشت و مسئولیت امور خونه کامل با مادرم بود. فرزند بزرگ خونه بودم و مادرم از کودکی من رو صبح خیلی زود از خواب بیدار میکرد و برای آبیاری درختها میفرستاد باغ. از خونه تا باغمون، سوار الاغ، حدود سه ساعتی راه بود. من هم که از بچگی سر نترسی داشتم، سوار الاغ میشدم و تموم طول راه رو میخوابیدم. الاغ خودش راه رو بلد بود و سالها بدون هر خطایی، هر صبح و بعدازظهر من رو به مقصد میرسوند.»
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب در همسایگی گلوله ها و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
مشخصات کتاب الکترونیکی
| نام کتاب | در همسایگی گلوله ها |
|---|---|
| عنوان دیگر | رشادت و رنج مردم فوعه و کفریا در سه سال و نیم محاصره |
| موضوع | تاریخ جهان، خاطرات |
| نویسنده | رضا کریمی صالح |
| انتشارات | نشر شهید کاظمی |
| سال انتشار نسخه فیزیکی | ۱۴۰۱/۰۷/۱۳ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| شابک | ۹۷۸۶۲۲۲۸۵۱۷۴۳ |
| تعداد صفحهها | ۱۱۲ صفحه |
| قیمت کتاب | ۹۰۰۰ تومان |