
کتاب چطور یک رمان بنویسیم؟
معرفی کتاب چطور یک رمان بنویسیم؟
کتاب الکترونیکی «چطور یک رمان بنویسیم؟» نوشتهٔ رندی اینگرمنسن با ترجمهٔ منصوره خمکده در انتشارات یوشیتا چاپ شده است.
درباره کتاب چطور یک رمان بنویسیم؟
رندی اینگرمنسن نویسندهٔ کتاب چطور یک رمان بنویسیم؟ مقالهای دربارهٔ روش دانهبرفی روی وبسایت شخصی خود قرار داد که سبب شد بیشتر با عنوان «مرد دانهبرفی» شناخته بشود. از این مقاله بیش از یکمیلیونبار بازدید شده و نویسندگان مختلفی در سرتاسر جهان از روش خاص او استقبال کردهاند. روش دانهبرفی شامل ده مرحله است که با پشتسرگذاشتن قدمبهقدم آنها به نوشتن رمان نزدیکتر میشوید. تنها نکتهای که در زنجیرهٔ مراحل این روش وجود دارد این است که در نوشتن داستان پشتکار داشته باشید و روشهای جدید را امتحان کنید و سعی کنید داستان را خلاقانه در ذهنتان بپرورانید.
کتاب چطور یک رمان بنویسیم؟ را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم
این کتاب به علاقهمندان به نویسندگی پیشنهاد میشود.
بخشی از کتاب چطور یک رمان بنویسیم؟
«او سالهای زیادی را برای نوشتن این داستان صبر کرده بود. پس باید عالی از آب در میآمد. این داستان باید یک داستان ویژه و منحصربهفرد میشد. پس نمیتوانست در نوشتن آن دچار خطا شود.
گیسوطلا بهمدت یک ساعت تمام، به صفحه کامپیوتر خیره شد. او به یک کلمه کوچک، بیاستفاده، گنگ و ساده زل زده بود. آن کلمه «روزی» بود.
او میدانست که میتواند بنویسد. او مطمئن بود که استعداد این کار را دارد و مطمئن بود که یک داستان در درونش در حال جوش و خروش بود، اما به نظر میرسید که قادر نیست آنچه در ذهن دارد را روی کاغذ بنویسد.
سرانجام او پوشهای که باز کرده بود را بست و شروع به گریستن کرد. به مدت پنج دقیقه اشک ریخت.
سپس چشمانش را پاک کرد و نفس عمیقی کشید. او از صمیم قلبش میخواست که آن رمان را بنویسد. او نمیخواست اجازه دهد که به این علت که علم کافی برای رماننویسی ندارد، از آن کار دست بکشد.
همه آن چیزی که در این راه نیاز داشت، فردی بود که راهنماییاش کند. یک مربی، فردی که راه را برای او بگشاید.
گیسوطلا وبسایت خود را باز کرد و بهدنبال کلاس یا کارگاهی گشت تا در خصوص «چگونه میتوان رمان نوشت» به او کمک کند.
قطعاً فردی وجود داشت که به او بیاموزد چگونه میتواند به رؤیای خود دست یابد.
او بهسرعت، یک کنفرانس نگارش پیدا کرد که در شهر خودش برگزار میشد و تاریخ شروع آن را «فردا» زده بود.
گیسوطلا خیلی هیجانزده بود و بهسختی میتوانست نفس بکشد. بهصورت آنلاین برای آن کنفرانس ثبتنام کرد. فردا قرار بود که راز نوشتن رمان را بیاموزد.
روز بعد گیسوطلا بهموقع به محل کنفرانس رسید. او ماشینش را بیرون کافیشاپ پارک کرد و بهسرعت داخل ساختمان اصلی شد و کاغذ ثبتنامش را درآورد.
او قبلاً برنامه زمانبندی کنفرانسها را خوانده بود و کارگاهی که به آن نیاز داشت را پیدا کرده بود. کنفرانس «طرح کلی داستان، شکلدادن رمان را برای شما راحت میکند» یا «طرح کلی داستان قالببندی رمان را آسوده میکند».
گیسوطلا بهسرعت وارد کلاسی شد که قرار بود کنفرانس در آن برگزار شود. تقریباً ۱۰۰ دانشجو در کلاس جمع شده بودند. او در انتهای کلاس یک صندلی پیدا کرد. استاد یک آقای خرس بود که خود را پدر خرس معرفی کرد.»
حجم
۰
سال انتشار
۱۳۹۹
تعداد صفحهها
۲۰۸ صفحه
حجم
۰
سال انتشار
۱۳۹۹
تعداد صفحهها
۲۰۸ صفحه