
کتاب چولایی خانه
معرفی کتاب چولایی خانه
کتاب چولایی خانه نوشتهٔ جواد کارآزما مارشک است. نشر آرسس این کتاب را روانهٔ بازار کرده است. این اثر زمستان ۱۴۰۰ منتشر شد. اثر حاضر ویرایش و چاپ دوم این کتاب است که در بهار سال ۱۴۰۱ به چاپ دوباره رسید.
درباره کتاب چولایی خانه
کتاب چولایی خانه حاصل پژوهشی دربارهٔ منطقهای به نام «چولاییخانه» با مرکزیت «مارشک» است. در این کتاب به تاریخچهٔ سوابق گردشگری، مناطق دیدنی، شخصیتها، خاطرات و... دررابطهبا این منطقه پرداخته شده تا بهعنوان سندی ارزشمند و ماندگار برای نسل بعد باقی بماند.
مارشک به بخش مرکزی منطقهٔ چولایخانه نیز معروف است. «علی محمد کارآزما» که بیش از ۵۰ سال قرقبانی و کشتگزاری و آشنایی با مراتع مارشک و اطراف آن دارد میگوید چولایی خانه منطقهٔ اجدادی آنها است. روستای ارداک و تمامی این مناطق معروف به چولای خانه است. تمام این مراتع از اجداد او بوده که همچنان قبورشان در روستای مارشک هست. معروفترین اجداد آنها «محمدخان مینگ باشیان چولایی» نام داشته است. مرحوم «گوهرشاد» نیز چولایی بوده و عروس «شاهرخ شاه تیموری» بوده است. او بنیانگذار مسجد جامع گوهرشاد در حرم مطهر امام رضا (ع) است که از آنجا که اهل مارشک این شخص را محترم میشمارند، او را به نام «خانم چولایی» نیز میشناسند.
پژوهش دربارهٔ گذشتهٔ یک منطقه و آگاهی از اوضاعواحوال آن «مردمشناسی تاریخی» خوانده میشود. شناخت میزان اهمیت منطقه در گذشته در مقایسه با روستاهای اطراف خود و فرهنگ و مذهب آنها است و تأثیر غالب بر تمامی افعال آنها خواهد داشت. از رهآوردهای این پژوهش آگاهی از میزان جمعیت و نفوس یک منطقه و همچنین فعالیتهای معیشتی آنهاست که ما را در شناخت روستا کمک بسیاری خواهد کرد. این روستا در داخل یک منطقهٔ کوهستانی و صعبالعبور قرار گرفته و بههمیندلیل هم از راههای مهم گذشته جدا افتاده بوده و در مسیر حرکت جهانگردان و بازرگانان قرار نگرفته است. بنابراین پیش از این در سفرنامهها شرح و حکایتهای زیادی درمورد اوضاعواحوال مردمان گذشتهٔ این روستا انجام نشده است. بااینحال کتاب «منتخب التواریخ» از این منطقه نامی برده است.
کتاب چولایی خانه نوشتهٔ جواد کارآزما مارشک یکی از مناطق ایران بزرگ را به خوانندهٔ خود میشناساند.
ویراستاری این کتاب را حمیدرضا رضوانی اول مدیرمسئول نشر آرسس به انجام رسانده است.
خواندن کتاب چولایی خانه را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم
خواندن این کتاب را به دوستداران مردمشناسی و جغرافیا پیشنهاد میکنیم.
بخشهایی از کتاب چولایی خانه
«بخشی از زیباییهای یک روستا مربوط به آداب و رسوم آن روستا میباشد، رسوم، گاهی در هر منطقه نشانگر اصالت و شناخت قومیتی آن منطقه و حتی بیانگر زبان آن بخش میباشد. در تمامی نقاط کشور بسیار کم دیده شده است که روستایی از آداب و رسوم خاصی برخوردار نباشد بطور مثال آدابی همچون آداب و رسوم در عروسی، مجالس عزاداری و حتی بازهای جالب آن روستا. روستای مارشک با تمام زیباییهایی که دارد از آداب و رسوم بسیار زیبایی برخوردار است.
عروسی:
آداب و رسوم عروسیها در زمانهای گذشته بدین صورت بوده که یک هفته قبل از شروع عروسی افرادی از زنان را دعوت میکردند که گندمهایشان را تمیز کرده و به آسیابان داده تا آرد کند که برای روز عروسی زنان نان بپزند. در واقع خبری از نانوایی نبوده که بتوانند به راحتی نان تهیه کنند. بعد از آن از چند مرد دعوت به عمل آورده تا برای جمع آوری چوب (سوخت) برای تنورها و زیر دیگهایشان که به گویش محلی به چنین افرادی اُدُنچی میگفتند و صبح زود اُدُنچیها الاغهایشان را برداشته و برای جمع آوری چوب به دل کوهها میرفتند و هر کس که از بقیه زودتر باز میگشت از صاحب مجلس هدایایی نیز دریافت مینمود. بعضی از خانمهایی که از مهارت درست کردن آش رشته برخوردار بودند این افراد را دعوت کرده و برای درست کردن رشته اقدام مینمودند و پس از خشک کردن رشتهها آن را تفت داده به اندازهای که برشتگی در رشتهها نمایان شود رشتهها را آماده و تحویل آشپز میدادند برای اضافه کردن در دیگ برنجهایشان که به این رشته آشها تُوی آش میگفتند یعنی آش عروسی.۱۳
یک یا دو آشپز و چند کمکی را هم انتخاب کرده که تمامی کارهای آشپزی را به عهده بگیرند، از آنجا که خبری از کارت دعوتهای امروزی نبود یک زن و چند مرد را برای خبر کردن افراد با لیستی که در دست داشتند عهده دار میکردند که به آنها خَبَرچه میگفتند. همچنین منسوب نمودن آبدارچی و انباردار نیز در این عروسی نقش مهمی داشتند. به این مجموعه افراد که توسط صاحب مجلس برگزیده شدهاند سرپایی میگویند. یک شب قبل از عروسی، گوسفندانی ذبح نموده برای خورشت مجلسشان و دعوت نمودن افراد سرپایی مجلس برای صرف شام که غالباً دل و جگر گوسفندان ذبح شده بود.
وقتی مراسم فرا میرسید و افراد به مهمانی میآمدند بعد از شادمانی و صرف شام آماده برای بخش مهم مراسم میشدند یعنی حنابندان، داماد بر روی یک پشتی که با ملحفه سفید رنگی پوشیده شده است مینشیند. شخصی با مجمع (سینی) بزرگی که در بالای سر دارد وارد میشود که محتویات حنابندان داماد است. پارچههای سفید که بعد از بستن حنا به دست و پای داماد بسته میشود ظرف شیشهای حنا فشفشه و شکلات افراد نیز با شعر جالب:
داماد حنا مبنده
آقام حنا میبنده
چهار دست و پا مبنده
اگر حنا کم باشه، طوق طلا مبنده
اظهار شادمانی میکردند. بزرگی که میخواهد حنا ببندد ابتدا کمی حنا کف دست داماد میگذارد و او را بالای سرش قرار میدهد و جوانان نیز از کف دست داماد حنا بر میدارد و چند بار این عمل تکرار میشود کنایه از اینکه ما جوانان حنا بر میداریم که سال بعد همین موقع جشن ازدواج و حنابندان ما باشد، آن شخص شروع به حنا کردن دست و پای داماد میکند و افراد دور داماد شباشهایی را بر سر داماد میریزند. صبح فردای روز بعد داماد را تا حمام همراهی میکنند. حمام عمومی و قدیمی روستا که صدا به طور عجیبی در آن میپیچد در حمام یا صدای قشمهٔ، قشمه زنان به گوش میخورد یا صدای هیاهوی جوانان.
در حین حمام داماد مسئول حمام (حمام چی) با سینی که در دست دارد و با اسپندی که در میان مهمانان میچرخاند و ایشان هر چقدر که دوست دارند مبلغی را در سینی میگذارند، لباسهای نو را به داماد میپوشانند و با اشعار ترکی یا صدای جوانان که پشت سر هم میگویند: «شبُ شبُ شب» که به معنای شاباش و شادی تلقی میشود.»
حجم
۹۴۹٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۰
تعداد صفحهها
۱۰۰ صفحه
حجم
۹۴۹٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۰
تعداد صفحهها
۱۰۰ صفحه
نظرات کاربران
درود بر شما بخاطر انجام این کار ارزشمند 🥰🥰
درباره تاریخ مارشک که نوشته به عقدیه من خوبه نتونسته پیاده کن