
کتاب مجموعه فیلم نامه چوک
معرفی کتاب مجموعه فیلم نامه چوک
کتاب الکترونیکی «مجموعه فیلم نامه چوک» نوشتهٔ رضا عرفانی در کانون فرهنگی چوک چاپ شده است. فیلمسازان فیلم کوتاه، این کتاب را با دقت بخوانند؛ چرا که بیشک حداقل یک فیلم از روی فیلمنامههای این کتاب خواهند ساخت. مجموعه فیلمنامه چوک تلاش جمعی از علاقهمندان و فیلمنامهنویسان جوان ایران است که توصیه میکنم اسم آنها را بهخاطر بسپارید؛ چهبسا در آینده یکی از فیلمهای مورد علاقهتان به نام این عزیزان مزین باشد. شاید این ادعا به نظرتان کمی اغراقشده باشد، اما گذر زمان، این ادعا را ثابت خواهد کرد. در انتظار تماشای فیلمهای ساختهشده از روی این مجموعه خواهم بود.
درباره کتاب مجموعه فیلم نامه چوک
اسامی فیلمنامه ها و نویسندگانشان:
انفردی / نسیم کیانی
برای اینکه کنارم باشی/ الهه سیدی
حباب/ نرگس حسینینژاد
در میان آنها/ سمانه کبیری
سایه/ مهدی بیات
سکوت/ سکینه هاشمی جوادی
سه بعدی/ محمدرضا مهرآریا
شب یلدا شب تنهایی است/ شبنم مردانی
فرش قرمز/ اسماعیل علیپور
کودکان تنها/ مهدی بیات
ناگزیر/ اسماعیل علیپور
هشتگ کوتارد/ فاطمه خوشنود
فروشی نیست/ شبنم مردانی
به قدر یک صدا/ مسعود شیخالاسلامی
مدام عشق/ شبنم مردانی
کتاب مجموعه فیلم نامه چوک را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم
این کتاب به علاقهمندان به فیلمنامه و فیلم کوتاه پیشنهاد میشود.
بخشی از کتاب مجموعه فیلم نامه چوک
سکانس ۵ - داخلی/ روز/ انفرادی زن چاق بلند میشود، به طرف دستشویی کنار دیوار میچرخد، مکثی میکند، منصرف میشود و مستقیم به طرف آینه میرود. بدون هیچ فاصلهای جلوی آینه میایستد، به خودش خیره میشود و در آینه»ها«میکند. او بخار روی آینه را با انگشتش پاک میکند. به صورت کثیف و خونآلودش و چشمهای سرخ و متورمش خیره میشود.
قداری با خونهای خشکشده روی صورتش ور میرود. خودش را ورانداز میکند. دستهایش را کمی تکان میدهد و به پاهایش نگاه میکند. ناگهان با آستینش شروع به تمیز کردن آینه میکند. هرچه بیشتر تمیز میکند، صورت، دستها و پاهایش تمیزتر میشوند و اثر زخم روی صورتش ناپدید میشود. در آخرین لحظه وقتی قاب دور آینه را تمیز میکند، بازتاب برقی در پشت سرش و در حاشیه کوچکِ بالای دیوار نظرش را جلب میکند. او به عقب برمیگردد، بالا و پایین میپرد، دستش نمیرسد، نگاهش به گوشه دیگری میافتد که دستشویی قرار دارد. روی توالت فرنگی میرود. با انگشتانش به حاشیه باریک روی دیوار آویزان میشود. با مشقت خود را به آن طرف دیوار میرساند. درحالیکه دیگر نمیتواند خود را نگه دارد، در آخرین لحظه دستش را به جسم براق میزند و هر دو با هم به روی زمین میافتند.
حجم
۱٫۲ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۰
تعداد صفحهها
۱۰۲ صفحه
حجم
۱٫۲ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۰
تعداد صفحهها
۱۰۲ صفحه
نظرات کاربران
من پول ندارم میشه کتابها خیلی ارزانی بگذارین
نمایشنامه های خوب و ساده ای بود، حتی بدون خلق اثر هنری از روی این نوشته ها هم جذاب بودن.
خیلی ضعیف و سطحی، تو ذوقم خورد 😐