«الفبایم را جدی بگیر» نوشته پریناز موسوی( -۱۳۶۲)، نویسنده ایرانی است. این کتاب دربردارنده ۷ داستان کوتاه از این نویسنده جوان است.
در یکی از داستانهای کوتاه این کتاب میخوانیم:
«چشم از سنگفرشهای کف خیابان برنمیداشت. سایه کیف سامسونت پا به پایش روی سنگفرش خیابان بالا و پایین میرفت. کفشی کتانی از کنار سایه رد شد. به نظر زنانه میآمد. رنگ کفش لوس و بچگانه بود. امروز، انگار خیابان ولیعصر را زنها قرق کرده بودند. آن روز هم که با آقای دوانی بود، پشت یکی از چراغقرمزهای همین خیابان ولیعصر، بغلشان توی اُپلی آبیرنگ کیپ تا کیپ دختر نشسته بود. صدای ضبطشان آنقدر بلند بود که صدای اذانِ داخل ماشین بهزور شنیده میشد. چقدر دوست داشت دوانی چیزی به آنها بگوید، دریغ از یک اخم، فقط شیشه ماشین را بالا کشید و شاید اگر او آنجا نبود، رادیو را هم خاموش میکرد تا بیسرخر با تلفن حرف بزند. هیچوقت نتوانسته بود، جز پچپچهای نامفهوم، از حرفهای دوانی چیزی دربیاورد.
آن روزها مرید دوانی بود. اگر میگفت ماست سیاه است میگفت حتما همینطور است. کمسن و سال بود و بیعقل، تازه هجدهساله شده بود. اصلاً اخلاق دوانی جوری بود که همه را جذب میکرد، نه از آن آدمها بود که تظاهر به بیشیلهپیله بودنشان آدم را خفه میکرد نه خیلی به کسی رو میداد. خرج بزرگترین هیئت محل با او بود. ولی اصلاً به رو نمیآورد، مگر اینکه کسی زیادی عروتیز میکرد. حتی پدر هم که همه باید از صافی نکیر و منکرش رد میشدند میگفت: «رضا، این جوون، جوون لایقیه. نظرکرده خداست که خواهر پنج تا شهید زنش شده.»
همه این ارج و قربها چه زود تمام شد! حاجآقا یونسی هرجا مینشست میگفت: «دامادم رو خودم بزرگ کردم که لعنت بر خودم باد.»
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب الفبایم را جدی بگیر و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
نظر شما دربارهٔ این کتاب