
نظرات کاربران درباره کتاب نمایشنامه آوارگان
۳٫۸
(۲۸)
۶۷۸۷۱۳
مگه صفحه حوادث روزنامه رو خوندین که میخواین ببینین آخرش چی شد؟
باید کمی بهش فکر کرد. اسم کتاب آوارگانه. همهشون به شکلی آواره بودن. این جور کتابها پایان باز دارن. هر کی می تونه برداشت خودش رو داشته باشه. یکی بگه ایرج کشته شد. یکی بگه ندا طلاق گرفت. خوندن نمایشنامه به درد هر کسی نمیخوره. خواننده حرفهای و نیمه حرفهای میخواد.
یلدا روشن
۵۷_چقدر ابوذر هدایتی برام جالب شده تبدیل شده به معما برام چقدر دلم میخواد کشفش کنم اما متأسفانه نمیشه واقعا خیلی عجیبه این مرد
بعضی از سؤالاتی که ممکنه تو ذهن مخاطب پیش بیاد رو از زبون شخصیتای کتاباش بیان میکنه و یه جواب گیج کننده تر میده باید همه ی آثارش رو بخونی تا درک کنی مثلا یه جایی تو کتاب دیگرانی ها از این می نویسه که یه نویسنده ایی از آدمای دورش مینویسه همه ی ویژگی های خوب و بدشون رو میگه و طبیعتاً رازهاشون هم لو میره و ازش بد گویی میکنن بعد توی داستان همسایه ها از همسایه های واقعیش نوشته😐یا مثلاً توی دیگرانی ها همش راجب زوج هایی مینویسه که با هم اختلاف دارن بعد تو این نمایشنامه یه زوج هست که دختره از پسره میپرسه چرا همیشه از زوج هایی مینویسی که اختلاف دارن؟ و جوابی که میده مثل جوابهایی که تو دیگرانی ها بود گیج کننده است! برای بعضیا این موضوع که ابوذر هدایتی زن ها رو بد نشون میده و مردها رو مظلوم ناخوشایند بود یه نوع جبهه گیری داشتن در مقابلش و ابوذر اینجا دقیقا از زبون ندا اینو میگه که :" اون زنای بد نوشته هاش، اون مردای بخت برگشته و حسرت به دل " و چقدر تصور من از ازدواج رو داره دستخوش تغییر میکنه من خودم بخاطر کارای خونه تصویرم از ازدواج به اندازه ی کافی بد هست بعد اینجا با مشکلاتی که مینویسه..."تو داری با این نوشته هات به آینده ی ادبیات کشورمون گند میزنی"
کاربر 2087923
عالی بود
کاربر ۲۷۸۰۵۵۰
عالی
aysan
خیلی خیلی داستان جالبی بود چه زندگی امید و ندا چه زنگی ارمین و الهام و ایرج و فتانه و زهره پر از حس قشنگ بودن
ایرج هم عاشق زهره بود هم خسته شده بود از دستش ولی وقتی فهمید قراره نداشته باشتش عشق به حس خستگیش غلبه کرد و با تموم وجودش خواهان زهره بود و این داستان رو جذاب میکرد
Delaram
جالب بود
maryam.moghadami
من دوسش داشتم. جزییاتش عالی بود. اخر داستان هم باز بود و میشد هر نتیجه ای گرفت...نوع جدیدی از نمایش نامه بود... پسندیدم...
F.j
نمایش نامه ی قشنگی بود پر از تنش های خاص و جذاب... دیالوگهای خودمونی و پرمغز... واقعا دوستش داشتم
کاربر 5060412
عالی بود
𝘼𝙂𝘿`𝘚𝘶𝘨𝘢
عالی بود👌🏻🌺
کاربر ۵۱۱۵۱۲۲
بنظرم محتوا میتونست بهتر باشه، خیلی جالب نبود برام.
نوشته های دیگه ای از ابوذر هدایتی خوندم مثل «دیگران» و «همسایگان»، «دیگران» داستان های خیلی شبیهی به آوارگان داشت نمیدونم این اتفاقات واقعا شرح زندگی ابوذر هدایتی با همسرشه یا اطرافیانش یا حتی اصلا خودش رو جای زنش گذاشته و از زبان اون نوشته اما یه حس قوی میگه که ابوذر هدایتی داره چیزی رو روایت میکنه که گاهی اوقات ذهنش رو قلقلک میده و اون رو به تفکرِ مدام وا میداره، چیزی که ذهنش رو مشغول کرده...
نمایشنامه نویس داستان(امید) آیا واقعا(مثل تصورات همسرش) آدم خوبی بود؟ اون نوشته های خودش رو از احساسات زنش بالاتر دونست! اون واقعا به کسی جز خودش و نوشته هاش فکر میکرد؟
اصلا اون نقش اولی که در زندگی مشترک گذرونده نقش یک همسر بوده یا نویسنده؟
امید تو داستان از پایان تخیلی خوشش نمیاد و فکر میکنه پایان حقیقی همیشه تلخه! اما نگاه امیدِ که پر از ناامیدیه! شاید من مثل همسرش نمیتونم شخصیتش رو هضم کنم! امید باید کمی منصفانه تر و روشن تر به داستان های تاریکش نگاه کنه! حداقل بجای سیاه کردن محتوا اون رو خاکستری تر جلوه بده...
زهرا
عالی عالی ممنونم
شهیده
من چیزی نفهمیدم. برای افراد 20 سال به بالا خوبه🤦🏻♀️
setayesh
پیشنهاد نمکینم
روناک
اصلا داستان نبود،یه متن بی سروته ،نویسنده تلاش خودشو کرد که شاید بتونه چیزی که در ذهنشه رو روی کاغذ بیاره اما تلاشش موفقیت آمیز نبود
گمنام
مطالعه ش کردم اما اصلا دلچسب نبود حالا نمیدونم شاید چون نمایش نامه بوده
حجم
۹۳۶٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۹
تعداد صفحهها
۸۷ صفحه
حجم
۹۳۶٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۹
تعداد صفحهها
۸۷ صفحه
قیمت:
رایگان