نظرات درباره کتاب دوستش داشتم و نقد و بررسی خوانندگان | طاقچه
تصویر جلد کتاب دوستش داشتم

نظرات کاربران درباره کتاب دوستش داشتم

۳٫۴
(۱۵۵)
سپیده
آنا گاوالدا؛ - باید یک بار به خاطر همه چیز گریه کرد...آنقدر که اشک ها خشک شوند...باید این تن اندوهگین را ورق زد.به چیز دیگری فکر کرد.باید پاها را حرکت داد و همه چیز را از نو شروع کرد... - چقدر خوبست که همیشه در زندگیتان کسی را داشته باشید که حتی در نبودش هم باعث لبخندتان شود... - از کسانی که همه چیز را محاسبه می کنند، بترس! و هرگز قلبت را در اختیار آنها نگذار، آنها حساب عشقی که نثار تو می کنند را نیز دارند... - آموخته ام که وابسته نباید شد، نه به هیچکس، نه به هیچ رابطه ای، و این لعنتی، نشدنی ترین کاری بود که آموخته ام... - من آدم نرفتنم، آدم دوست موندن، یا اصلا آدم دیر رفتنم، خیلی دیر..... اما وقتی بروم، دیگه آدم برگشتن نیستم، آدم مثل قبل شدن نیستم،باور کن!
دختربهار
این که قسمتی از کتابه که گفتید
mohammad
چقدر عجیب به دل نشست و دل......... آه....
کاربر 4915443
هر جمله پر از بیان احساساته
shakiba
ازاین کتاب به یادم خواهد ماند: یا واقعا باشید,یا نباشید.بودن نصفه ونیمه فقط یک رنج ادامه داره,حتی اگر دلتون خوش باشه که مسئولیتتون روانجام میدید درواقع دارید ظاهررو حفظ میکنیدولی ازدرون همه چیزو نابود میکنید. واینکه بازهم برای خیانت توجیه نمیبینم درطول کتاب خیلی سعی کردم احساسات پی یر رو درک کنم ولی متاسفانه نمیتونم.
shakiba
بعد چهارسال دوباره کتاب رو خوندم. با این تفاوت که الان در شرایطی‌ام که عشق و بعد از اون شکست در عشق رو تجربه کردم. چقدر جملات کتاب عمیق‌تر شده بود. به خودم نگاه کردم، دیدم که خود من بعد این چند سال اینقدر دگرگونی داشتم. چرا پی‌یر که عشق رو در ازدواجش نچشیده بوده نتونه تغییر کنه. میدونید، هنوزم خیانت برام توجیه نداره اما چون من نمی‌پذیرمش دلیل نمیشه اتفاق نیفته. انعطاف‌پذیری شاید بهترین لطفی باشه که آدم بتونه در حق خودش بکنه. آدما میان، میرن احساسات میتونه شکلش تغییر پیدا کنه یکی که وجودش برات تعریف امنیت و آرامشه به منبع اضطراب تبدیل بشه میخوام بگم همه چیز ممکنه شاید گذر کردن بهترین کار باشه به قول پی‌یر زندگی از ما قوی‌ترِ پی‌یر سعی کرد برای اینکه الگوی خوبی واسه بچه‌اش بشه (و البته که تنها دلیلش این نبود و ترسو بودن هم دخیل بود) نرفت دنبال کسی که براش طعم زندگی داشت. اما پسرش دقیقا برعکسش رو با عروسش کرد و رفت. میدونید، درسته رفتارمون روی زندگی بقیه تاثیر داره. اما به هرحال در نهایت عقل و احساس خودشونه که تعیین‌کننده‌ست. زندگی میکنیم به هرحال با تمام دردها دقیقا همونجایی ک فکر میکنیم دیگ زندگی کردن محاله چون زندگی از ما قوی‌ترِ
shakiba
عشق به تنهایی تعهد نمیاره. اصالت، درستکار بودن، فهم بالا و به طور کلی یک شخصیت سالمه که میتونه متعهد باشه. خیلی شنیدیم که عشق به تنهایی برای ازدواج کافی نیست و من واقعا به این باور رسیدم. که عشق فقط یه ستون از عمارتیه که میخوایید باهم بسازید. شاید قشنگ‌ترین ستون هم باشه. اما به تنهایی سقف رو نگه نمیداره.
دختری به نام عشق!
عشق تعهد میاره!باید با عشق ازدواج کرد و تا مطمئن نشدی با تمام وجودت عاشقشی نباید درگیرش کنی که تهش به خیانت منجر مشه!
همتا
بنظر من اصلا نمیخواسته این منظورو برسونه که خیانت خوبه یا بده!(طبق کامنتایی که دیدم) این کتاب داره از زندگی حرف میزنه... داره میگه ازدواجی که بخاطر بوجود اومدن ِ یه بچه در یک شب هم‌بستر شدن، شکل میگیره... نابودت می‌کنه! باعث میشه ۴۰ و خورده‌ای سال خوشحال نباشی! زندگی نکنی! نفهمی زندگی واقعی چیه! خودت نباشی! پر از آه و افسوس باشی! طعم عشق رو نچشی.. و .. داره از عشق حرف میزنه... از امید حرف میزنه... از زنده بودن حرف میزنه... که اگه کسی کنارت خوشحال نیست... بذار بره... رهاش کن... که اگه کنار کسی خوشحال نیستی بذار برو... رهاش کن... که هردوتون آسوده بشین.. آسوده باشین.. نه ب هر ضرب و زوری بچسبی به یه عمر زندگیِ اجباریِ تهی ... شهامت داشته باش :)
shfame
👍👍
کتاب ناب
برخلاف اکثر کسانی که نظر دادن، من از این کتاب خیلی لذت بردم خیلی زیاد باهاش ارتباط برقرار کردم، خیلی زیاد داستانش رو بین مردم جامعه دیدم، زن هایی که به خاطر حرف بقال و چقال، به خاطر آبرو و ... حاضر میشن با شوهر خائنشون زندگی کنن، احساس خوشبختی نمیکنن همدیگه رو دوس ندارن ولی باز باهم زندگی میکنن، مردهایی که هم خر میخوان هم خرما، هم لذت یک عشق مخفیانه رو میخوان هم شام آماده و گرمی خونه و خونواده و به همین خاطر به هردوش به صورت موازی ادامه میدن... داستان شهامت داشتن یا بزدل بودن... واقعا عالی بود
🍃بانو🌼
به نظرم ارزش یکبار خوندن رو داشت..خوب بود "چقدر طول میکشد تا عطر کسی که دوستش داریم را از خاطر ببریم؟چقدر باید بگذرد تا دیگر دوستش نداشته باشیم؟"
ریحون بنفش
ممکنه جذاب به نظر نرسه... البته فقط برای شمایی که دست به سینه نشستین و منتظر برانگیختگی های روانی هستین :) برای من لذت بخش بود. تداعی کننده ی لحظه های ناب, درد ها, شادی ها, زخم ها, غصه ها, خواستن ها و نرسیدن ها... در نهایت شاید وقتی به پایانِ داستان میرسید نکته ی آموزنده ای برای بیان نداشته باشین... اما از نظر من مهم ترین آموزه ش, رهشِ هیجانیِ عمیق و صحیح بود. برای یه سوگوار, لذت و نیازِ مهمی محسوب میشه :)) همین
azar
کتاب فضای نسبتا غمناکی داشت،کم حجم و روان بود ولی اینجور نبود که بگی واوووووو،منو تکون داد یا عالی بود!!!😉 صرفا برای رفع کنجکاوی،که این کتاب میخواد چی بگه،مطالعه کردم (یه جورایی برای ارضای نفس کتابخوانی😁)
نازنین
واوووو⁦😂😂
miss nemati
😂
abolfazl
از لابلای داستان جملات خیلی زیبایی میشه پیدا کرد
noora sadat
یه جاهایی از کتاب همراه با غم پی‌یر غم به دلم مینشست. ولی نمیتونستم تصمیم بگیرم واقعا تو اون برهه بهترین تصمیم اون پیرمرد چی میتونسته باشه. و فکر میکنم یه نویسنده ی خوب تو یک داستان نه چندان طولانی به همین صورت باید بتونه خواننده رو جذب کنه.
Mohammad Hassan Hajivandi
کتاب روان، یک داستان نسبتا جذاب دارای نکات جالب روانشناسی‌ که کمتر کتابهایی رو دیدم که به این مسائل در این مدل از سوگها بپردازند! ترجمه هم خوب و روان بود! ارزش یکبار خوندن رو حتما داره!
(:Ne´gar:)
دیالوگ هایی قوی و گیرا آنا گاوالدا شاهکار نویس فرانسه . حقیقتا دردناک و تاثیر گذار :)
arezoo
داستان قشنگ وجذابی بود وخیلی به .واقعیت های الان نزدیک بود
a.bf
به نظرم متوسط بود نه خیلی جذاب بود که دلت بخواد دوباره بخونیش نه خیلی بد ، خیلی روان هم نبود و من بعضی قسمتاشو چندبار میخوندم تا متوجه بشم و اینکه اخر داستان خیلی سر و ته نداشت
ali
بد نبود ولی خوب هم نبود البته حرف هایی که به پیرمرد میزد اندکی تلاش میکرد به کتاب روح دهد
میمْ؛ مثلِ مَنْ
من که دوستش نداشتم.
roya
این کتاب فوق العاده س... چند بار خوندمش
roya
خب نظر من با شما یکی نیست هرکسی یه نظری داره
eloohii
سبک نوشتاری آنا گاوالدا در دوستش داشتم مینیمال، صمیمی و مبتنی بر دیالوگه. به‌جای توصیف‌های طولانی یا فضاسازی‌های پیچیده، احساسات رو از طریق گفت‌وگوهای ساده و طبیعی منتقل می‌کنه؛ گفت‌وگوهایی که بار عاطفی بالایی دارند و به‌تدریج لایه‌های درونی شخصیت‌ها را آشکار می‌سازند. زبان روایت بی‌تکلف و روان است، اما در عین سادگی، دقت روان‌شناختی بالایی دارد. گاوالدا به خواننده اجازه می‌دهد خودش میان سطرها مکث کند، احساس کند و به نتیجه برسد؛ بدون آن‌که احساسات تحمیل شوند. همین خویشتن‌داری در روایت است که تلخی داستان را باورپذیر و در عین حال التیام‌بخش می‌کند. آنا گاوالدا در این کتاب از عشق، جدایی و بلوغ احساسی حرف می‌زند و نشان می‌دهد بعضی دردها قرار نیست درمان شوند، فقط باید با آن‌ها زندگی کرد. تلخ است، اما در همان تلخی، حس فهمیده‌شدن و آرامش عجیبی دارد. انگار کسی کنار گوشَت آرام می‌گوید: «احساست طبیعیه، تنها نیستی.»
fereshteh.harati
از نظر من کتاب خوبی نبود حتی اونقدر حوصله سر بر بود ک تا صفحه صد خوندم و ول کردم.کل داستان درباره پدرشوهری بود ک پسرش عروسش رو ول کرده و مثلا داره دلداریش میده.اونقد خسته کننده بود ک کلا بیخیال بقیش شدم
بانو نیک
کتابی دیالوگ محور با دو شخصیت اصلیِ کلوئه و پی یر(عروس و پدرشوهر) که هر کدام یک طرف ماجرای عشق و خیانت هستند و این رو از نگاه خودشون برای مخاطب تعریف میکنند. داستانی کوتاه با نثری روان که عالی نه ولی از لحاظ موضوع دلنشین و جالب بود و این جمله معروف کتاب که به نظرم یکی از موضوعات اصلی آن بود! «... یک پایان تلخ، بهتر از یک تلخی بی پایان است.»
Mae
گاهی باید دنیای واقعی رو از چشم مگس روی دیوار دید، از یک دید سه‌بعدی! و این کتاب همون دیدگاه سه‌بعدی نسبت به زندگی زناشوییه. ظالمانست که توصیف کتاب رو محدود به خوب یا بد کنیم، این داستان واقعیت زندگیه؛ واقعیتی که هزاران زوج متاهل دارن هر روز زندگیش میکنن. چقدر خوب میشد چنین کتاب‌هایی بیشتر تو جوامع نففوذ میکردن تا زندگی رو یه قصه‌ی شاه پریون نبینیم...
ملیکا
این کتاب برای التیام دادن به زخمهایی هست که در زندگی میخوریم زخم از دست دادن فرقی هم نداره همسر باشه یا از دست دادن معشوق با خیانت باشه یا با مرگ یا با سردی یک طرف .میخواد بگه مثل رود باید در جریان بود ورها کرد وگذشت که اگر اصرار به ماندن یا نگه داشتن بکنیم خودمون رو غرق کردیم.
Majid
کتاب از اواسط خیلی جذاب میشه، پس یکم صبر کنین، فقط این ترجمه خوب نبود و میشد بهتر باشه. شخصیت "پی یِر" رو هم خیلی دوست داشتم!
Mohammad Bagheri
بد نبود.
elnaz22826
جالب بود
فریا
به نظر من یه کتاب متوسط رو به پایین بود. خوبیش این بود که خوندنش وقت زیادی نمیگیره، ممکنه به نظر کسی دیگه جذاب باشه.
razi
خیلی خوبه این کتاب 👌👌
Samaneh😊
داستان قشنگی بود (عالی نبود)، نحوه داستان پردازی و آشنایی پله پله با شخصیت ها رو دوست داشتم. جملات زیبا و تشبیهات قشنگی هم توش بود.
zahraa
عاااالی
shb
خیلی تاثیر گزار و همچینن روان بود :)
shb
از نظر احساسی :/
ali
تاثیرش کجا بود؟ غیر حرفایی که به پیر مرده میزد تاثیرش روی شما چی بود؟؟؟
یاسین ویسیان
شاید بعد از خوندن اون نشه ازش نکته ای استخراج‌کرد؛ اما بعد از کمی تامل و فکر کردن، میشه گفت که نویسنده دنبال بیان یک چیز بوده فقط و اون هم اینه که: زندگی بدون عشق و ازدواجی با اجبار، میتونه انسان رو بسوزونه و همون انسان سوخته میتونه توسط یه عشقی تازه دوباره زنده بشه. نصفه و نیمه بودن فقط عذابه؛ چه برای مرد چه برای زن. یا باشید یا اصلا نباشید. اگر میدونید که جایی در زندگی مشتکرتون ندارین، هرچی سریعتر برین. موندن توی زندگی بخاطر حرف قصاب و همسایه های محل، فقط اوضاع جفتتون رو بدتر میکنه. اگرم کسی رفتنیه، بزارید بره؛ رفتنی باید بره...
کاربر 263512
در این کتاب نویسنده کتاب تا حدی خواننده ها را از تجربه عشق و بیان آن حرف زده . تجربه های تلخ و خاطره شیرین کتاب رو از کتاب‌های دیگه متمایز می‌کند
ارغوان صادق
انتظار کتاب خیلی خاصی نباید داشته باشین گاهی ممکنه قاطی کنین کی داره حرف میزنه صرفا مکالمه عروس و پدرشوهره ک بعد از اینکه پسرش ب عروسش خیانت میکنه یهو تصمیم میگیره از سر عذاب وجدان یا هرچی، با عروسش خیلی مهربون شه و دیالوگ هایی بینشون حول محور معشوقه و خیانت و غیره شکل بگیره دیالوگ های قشنگ و پنداموزم داشت ک دوستان توی کامنت ها اشاره کرده بودن بهش برای یبار مطالعه خوبه
کاربر 10210665
بنظرم کتاب پر باری نبود اگر فقط برای سرگرمی کتاب میخونید گزینه ی بدی نیست
Azar
اول از همه بگم ترجمه افتضاح بود نمیفهمیدی الان کی داره حرف میزنه یا توی کدوم زمانه روون بود ولی نامفهوم و گنگ میشد. درمورد خود داستان هم اوایلش یکم برام کسل کننده بود چون هیچ اتفاق خاصی نمیوفتاد از داستان عاشقانه مرد به این ور کتاب یکم جالب شد، از این نظر که هم داستانی رو داشتم میخوندم نه صرفا مکالمات دونفر و هم اینکه گیج میشدم بین احساسات متناقض خودم که حق با کیه؟! تنها چیزی که فهمیدم اینکه نمیشه قضاوت کرد چون تو احساس اونو تجربه نکردی همین. درکل نقاط قوت کتاب برای من این بود که بعضی جملات قشنگ و عمیقی داشت و خوندن تجربه دلدادگی یک مرد ۵۰ ساله متاهل به یک زن برام تجربه جالبی بود. درکل برای یک بار خوندن اگه تایم خالی داری بد نیست چون سبکم هست و زود تموم میشه.
leily
بدنبود عالی هم نبود
شاپرک
رمان در مورد کلوئه زنی هست که شوهرش به تازگی اون، بچه‌هاشون و یک زندگی رو رها کرده به این دلیل که معتقد بوده عشق رو پیدا کرده اما در آغوش یک زن دیگه. کتاب سیر آرومی داره و بیشتر داستان حول محور گفت‌و‌گوی کلوئه و پی‌یر (پدر شوهر کلوئه) میگذره راجع به روابط و اینکه سالها پیش خود پی‌یر هم تو موقعیت مشابهی بوده و داستان عشق و خیانت از یه دید گفته میشه. داستان در مورد درست و غلط بودن خیانت نیست(جوابش واضحه.) در مورد انتخابهای زندگیه. اینکه چقدرش واقعا آگاهانه و با احساس و منطق درست بوده و چقدرش منفعلانه با سپردن به جریان زندگی. بعضی وقتا آدما اشتباه انتخاب می‌کنن. گاها حتی خودشونم متوجه نیستن که اشتباه کردن تا اینکه زندگی بهشون یه سرنخ میده از چیزی که همیشه کم بوده و هیچ وقت متوجهش نبودن. حالا باید چکار کنن؟ آیا باید تا آخر پای اون اشتباه بمونن؟ یا به هر قیمتی و با هر هزینه‌ای تو اولین دور برگردون دور بزنن یا صبر کنن تا ببینن چی پیش میاد.
شقایق عاقلی
در شرایطی خوندمش که از لحاظ روحی، آشفته و غمگین بودم. این کتاب کمی بهم آرامش داد؛ وقتی میخوندمش احساس میکردم که چقدر دنیای ما آدما کوچیکه و چقدر با وجود تفاوت در ماهیت مشکلات در زندگی هر شخصی، احساساتی که تجربه میکنند میتونه مشابه باشه... اگر احساس میکنی که پشت سر گذاشته شدی و کسی نمیفهمتت، این کتاب میتونه حالتونو بهتر کنه... انگار درک شده باشی!
mina_tk
کتاب در مورد دختری هست که شوهرش بهش خیانت کرده و حالا با پدرشوهرش که خودش هم یک زمانی در موقعیت پسرش بوده و انتخاب دیگه ای کرده صحبت میکنند و اخر خواننده باید تصمیم بگیره که راهی که پسر انتخاب کرده درست بوده یا پدر....! مثال صفحه ی آخر کتاب جالب بود
mahshid
تقریبا اخر های کتابه و ای کاش تموم نمیشد من با تموم متن کتاب و خط ب خطش زندگی کردم و اونجایی که تو نامه تمام کارهایی که میخاست با معشوقش انجام دهد رو لیست کرده بود اشک ریختم واقعا زیبا و متنش دلنشین بود ✨
کاربر 10759149
یک داستان زیبا بانگاهی متفاوت به زندگی
sanasaeid
بعنوان یک رمان نه چندان بلند، زیبا و روان بود‌. منتها سوالی که پیش میاد اینه که واقعا باید پای تعهدی ک دادی بمونی یا اینکه بری دنبال تجربه های جدید؟! ب نظر من که، عهد نابستن از آن بِه که ببندی و نپایی.
mhshid
بنظرم کتاب عجیبی در نوع خودش بود اولش خیلی جذبم نکرد ولی در ادامه جذبم کرد که تا تهش برم بیشتر داستان مردی بود که عاشق زنی شده ولی نمیتونه خانواده کنونیش رو ول کنه بره و داره از این مسیر میره بنظرم متفاوت بود و برای تنوع خوبه بخونینش. شاید درسی که این کتاب داد این بود که جایی با کسایی که خوشحال هستید باشید اگر ناخوشحال باشید با خانوادتون بودنتون هم مفید نیست
mahsa
بستگی ب شخصیت و سلیقه فرد می‌تونه جذاب باشه براشون یا نه . در کل ب نظر من همون اول ک ماتیلد برای پییر یادداشت گذاشت باید پییر ندیدش می‌گرفت و وارد داستان عشق و خیانت نمیشد و از طرفی هم حداقل باید سعی میکرد تو زندگی زناشویش بهتر رفتار کنه تا خانواده شادتری داشته باشه . ب نظرم این داستان زندگی رو تحمیلی در نظر میگیره در صورتی ک انتخابهای کوچک ما مثل لبخند زدن یا عادت ب ورزش داشتن باید تغییرات میشه ک احتمال داشتن حس خوشحالی رو در ما بیشتر می‌کنه .... شاید ...
من و مبل بنفشم
کتاب خوبی بود یه روزه میشه تمومش کرد کتاب نه سفید بود نه سیاه خاکستری خاکستری! دقیقا عین واقعیت زندگی ... خیلی ذهنم و درگیر کرد قبلا ها اگه داستان خیانت می‌شنیدم فقط دلم به حال کسی که خیانت دیده میسوخت ولی جالب این‌جاست که این کتاب مجبورت می‌کرد بشینی و غم کسی که خیانت کرده رو بشنوی و کمی درکش کنی کاش همه مون زندگی مستقلی داشتیم کاش زندگی و عمر و جوانی مون به رفتن و موندن کسی وابسته نبود ولی این دنیا این شکلی نیست ما همیشه بهم وابسته ایم !
Asal
از آنا گاوالدا پیش از این کتاب «کاش کسی جایی منتظرم باشد.» رو خونده بودم. این کتاب رو هم دوست داشتم، ساده و روان نوشته شده بود. البته فکر می‌کنم ترجمه هنوز کار داره!
کاربر 7154392
کتاب مفهومی بود مقداری گنگ، فقط باید کسانی مطالعه کنند که از عمق حرف های این دو نفر بتونند زندگی خودشان را نجات دهند، پایان باز داشتن هم بی تاثیر نبود.
꧁ 𝒀𝒆𝒈𝒂𝒏𝒆𝒉 ˖♡⁩ ꧂
برداشت من اینه: انگار پیرمرده می خواست بگه:«بهتر نبود اگر خانوادم رو ترک می‌کردم و جا رو باز می کردم برای اینکه پدر بهتری بالا سر بچه هام باشه؟ برای مردی که واقعا همسر و خانوادش رو دوست داره؟ اینطوری همه خوشحال تر بودیم. اما همه سر جامون راکد موندیم؛ درحالیکه هیچ کدوممون برای همدیگه کافی نبودیم و دل هامون هم پیش هم نبود.» البته این فقط داستان از زاویه ی دید پیرمرده بود. کسی که نه معشوقش رو به اندازه کافی دوست داشت و نه همسرش رو. حتی سعی نکرد رابطش رو با بچه هاش بهتر کنه. همیشه عبوس و ساکت بود. پس شاید بهتره بگیم داستان از زبون یک مرد بزدل بود. مردی که اونقدر زندگیش پوچ بوده که شاید حتی ارزش نداره به سوالی که مطرح کرده فکر کنیم.
sahoje
نثر آناگاوالدا رو دوس دارم ساده خوش خوان و کوتاهه.یه زندگی عادیه مثل زندگی همه ماها
Mah kh
تصمیم بین ماندن و رفتن. ولی خب از نصف و نیمه بودن بهتره. کلی با کتاب گریه کردم،ولی اگر من هم جای او بودم تصمیم‌گیری بسی سخت بود.
ghodousi
عشق مثه یه طوفان زندگیتو زیر و رو میکنه و میره حتی بعد از آروم شدن همه چیز اثراتش غیر قابل انکاره شور و نشاطش غم و اندوهش

حجم

۱۲۱٫۶ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۶

تعداد صفحه‌ها

۱۴۱ صفحه

حجم

۱۲۱٫۶ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۶

تعداد صفحه‌ها

۱۴۱ صفحه

قیمت:
۵۰,۰۰۰
تومان