
نظرات کاربران درباره کتاب مردی میان علفزار
۵٫۰
(۲)
helmiras
کتاب کوتاهی در مورد اتفاقهایی هست که برای خبرنگار زن تو کشور دشمن می افته و رابطه دوستانه نیلا و دشمن فارق از جنگ رو نشون میده.
قسمت جذاب داستان برای من سرنوشت شخصیتهای کتابه و همدردی که با همه شخصیت های داستان داشتم و آخر کتاب بهتی برام موند که تا چند وقت نتونستم هضمش کنم💔
به نظرم یه جورایی مخالفت با جنگ رو نشون میده
هم این کتاب و هم کتاب صد و هشتادمین روز مثل فیلم هستن
حتما بخرید و بخونید و لذت ببرید
Hanil
داستان کوتاه و ملموسی داره. دربارهٔ خبرنگاریه که اتفاقی وارد جنگ مرزی میشه. داستان با اینکه کوتاهه ولی به قدر کافی و موثری روایت شده. شخصیتها همگی به موقع نقش خودشونو ایفا میکنن و کسی زیادی نیست. هر اتفاقی توجیح درستی داره و اتفاقات و سرنوشت شخصیتها تأثیرگذارن. جملههای قشنگی هم داره. من توصیه میکنم بخونید.
چند تا از جملههایی که دوست داشتم 👇
... آدمهایی که مرگ لبهایشان را به هم دوخته بود. شاید آنها از گفتن حقیقت عاجز بودند ولی دریدگی پوست و شکستگی استخوانهای جوانشان نشان میداد حادثهای هولناک بر آنها تاخته است...
انگار مرگ به در میکوبید و من تنها کسی بودم که باید میرفت و در را به رویش باز میکرد...
خط اخمهای عمیق بین ابروها و روی پیشانیاش، حالت گرفتهٔ صورتش و نگاه غمگینش عذابم میداد. اما چرا؟ چی تا این حد شرمآور بود؟ اینکه میخواستم زنده بمانم؟
