
نظرات کاربران درباره کتاب خرده جنایت های زناشویی
۳٫۵
(۱۷)
Shadi Moshayedi
ابتدا دنبال ترجمه ی خانم حائری بودم، که متاسفانه در بی نهایت نبود. این ترجمه هم خوب بود، اما چون نسخه ی خانم حائری در خاطرم نیست، نمیتونم مقایسه ی بهتری کنم.
و اما داستان که درباره ی زوجی است که یکی (ژیل) به دلیل یک حادثه دچار فراموشی شده و همسرش (لیزا) در بازسازی حافظه ی ژیل دست به تغییر خاطره ها یا حتی بازآفرینی اونها میزنه. خاطره ها را به گونه ای تعریف میکنه که دوست داشت انفاق می افتاد و ...
امانوئل اشمیت نویسنده ی مورد علاقه ی من نیست. اما این داستان موضوع جالب و قابل تأملی داره و به نظرم، به واکاوی مرگ رابطه ی بین زن و شوهرها تونسته بپردازه. یه کمی حالت شعارگونه داره، اما آزاردهنده نیست.
کاربر 1903410
یکی از بهترین کتابهای امانوئل اشمیت هست
انگار داری یه نمایشنامه خوب میبینی
به علاقمندان اشمیت کتاب مهمانسرای دو دنیا را هم پیشنهاد میکنم همینقدر زیبا، پر محتوا ، قابل تعامل و ارزشمند
پریدخت
نمایشنامه خوشخوانی ست، من از ترجمه راضی بودم روان و خوب بود. کوتاه، عمیق و تاثیرگذار.
nadia
انگار یک تئاتر خوب رو به تماشا نشستی!
هرکسی رابطه طولانی مدت رو تجربه کرده باشه این کتاب رو درک میکنه
کاربر 3684650
از خواندنش شگفت زده میشین
کاربر 8848753
واقعا ارزش خوندن داره به زوج هایی ک واقعا بدنبال یک زندگی آرام و بدون حاشیه هستن توصیه میکنم مطالعه کنید
ترجمه عالی و روان
کاربر 8474541
مرسی از انتشارات آقائی عالی بود
Fatemeh Yavari
اولش فکر کردم همهچیز خیلی معمولیه؛ و هرچقدر کتاب جلوتر رفت، بیشتر و بیشتر شوکه شدم. یک ستاره هم کم کردم، چون آخرش برام باورکننده نبود. اعتمادی که خدشهدار شه توی یک رابطه، محاله بتونه به این راحتی برگرده. 8 درسی(سوال/ چیزی) که یاد گرفتم:
1 اون قسمتی که لیزا به دوگانگی زن عقبمونده و زن مدرن توی ذهنش اشاره میکنه، نیاز به چهارچوب داشتن و شفاف بودن با خودمون رو خیلی حس کردم. چقدر یک سری از مسائل الکی پیچیده میشن وقتی میشه خیلی راحت براشون چهارچوب اولیه و محدودیت تعیین کرد. 2 شروع ارتباط بین این دو نفر توی اون شب عروسی. واقعا به نظرم روش اشتباهی بود و نمیتونم درکش کنم. با اینکه میدونی طرف آدم «زنبازی» هست، چرا باید دنبالش کشیده بشی؟ و یک عمر خودت رو اذیت کنی؟ 3 «قبول! نظر خودم در مورد کتابو به عنوان نظر تو مطرح کردم. این خیلی مهمه؟
شاید نه، دروغ توئه که مهمه.» و همین دروغگویی توسط مرد داستان توی دو قسمت تکرار شد....
4 یه چیز داریم تحت عنوان تغافل. و ای کاش هیچوقت مرد داستان به حقیقت ماجرا اشاره نمیکرد. هرچند سوال اینجاست خوب چطور متوجه واقعیت میشد؟ و نمیدونم! 5 ویژگیهای مطلوب لیزا که منجر میشد مرد همچنان عاشقش باشه: (توی چند صفحهی آخر کار بیان شده بود) توانایی نه گفتن و ابراز وجود تحت هر شرایطی. هرچند فکر میکنم شاید این برای همه صدق نکنه. یعنی شاید زنانگی برای یکی همون تسلیم محض بودن باشه. و خوب واقعا نمیدونم! 6 بخشهایی از کتاب عالی بود. عالی عالی عالی: «من میتونم در برابر همهی دنیا ازت مراقبت کنم. اما در برابر خودت کاری نمیتونم بکنم.» «برعکس، کسی پیشت نبود. ساکت و آروم نشسته بودی. مثل یک جعبهی جادویی پر رمز و راز.
و نگاهت. اون نگاه معنادار و حکیمانه. نگاهی با معنای دوهزار ساله در چشمهای یک زن جوون. با اینکه از صبح متوجهت شده بودم،شب هنوز جرئت نداشتم نزدیکت بشم.»
«لیزا: معذرت میخوام، یاد گذشته افتادم.
ژیل: من هنوز زندهام!
لیزا:تو زندهای. این گذشتهست که مرده.»
«شوخی بهانهایه برای بیان حقیقت.»
7 وای خدای من. مهمترین درسی که تونستم بگیرم همون چهارچوبگذاری بود.... یعنی هنوز نمیتونم باور کنم اگه این اطمینان که اون طرف صرفا متعهده به تو و تو متعهدی به اون توی یک رابطه وجود نداشته باشه، و حد و مرزش هم واضح نباشه چطور ممکنه به رابطه برسه؟
8 «بدبین در تفکرات، خوش بین در عملکرد.» واقعا ممکنه؟
فاطمه زهرا
عالی بخونید حتما
z.rezayi
خوب بود.
نمایش نامه های امانوئل اشمیت ارزش یه بار خوندن رو دارن.
حجم
۴۸۰٫۹ کیلوبایت
تعداد صفحهها
۹۱ صفحه
حجم
۴۸۰٫۹ کیلوبایت
تعداد صفحهها
۹۱ صفحه
قیمت:
۱۹,۷۰۰
تومان