
نظرات کاربران درباره کتاب در باب حکمت زندگی
۳٫۴
(۳۷)
وحید
برای این کتاب دو مترجم وجود داره که من پیشنهاد میکنم حتما اون یکی رو مطالعه کنید توی این کتاب مترجم زحمت کشیده و هرچی که خودش دوست داشته اضافه و یا عوض کرده اصلا امانت دار خوبی نبوده واقعا از نظر من هزینه کردن چه زمانی و چه ریالی برای این ترجمه اشتباه ولی واقعا کتاب خوب و کارامدی حتما با اون یکی ترجمه بخونید
کاربر 8055299
ببخشید مترجم مبشری رو از کجا میتونم بخرم البته نسخه الکترونیکش رو . ممنونم
حامد
۱. این کتاب توسط دو مترجم برگردان شده و هر دوی این ترجمه ها در طاقچه با عنوان یکسان موجوده. بنده کل فصل یک دو کتاب رو جمله به جمله خوندم و مقایسه کردم. اتفاقا کار خانم طاهری در ترجمه تحسین برانگیزه. اونقدر ترجمه روان و امروزی و بدون تحریف هست که متعجب میشید چرا جناب مبشری اونقدر از لغات سنگین و ساختار کلامی سخت استفاده کردند. در کل خواستم بگم هر دو ترجمه وفادار به متن هستند و بدون کاستی. جناب مبشری همونطور که در پیشگفتار خودشون اشاره کردند، چون کتاب قدیمی است با همان سبک توسط ایشان ترجمه شده، اما خانم طاهری بر عکس ضمن وفاداری به محتوا، به شدت روی روان خوانی ترجمه تمرکز کردند.
۲. در نظر داشته باشیم که این کتاب یه کتاب معمولی نیست. کتاب فلسفه است که به زیباترین شکل و با بیان ساده و شیوا نوشته شده.
۳. نشر مرکز تعداد زیادی از کتاب های شوپنهاور رو منتشر کردن که در این پلتفرم موجود هست.
Ali Fili
با مطالعهی نمونهی کتاب، به ضعف ترجمه و اغلاط فاحش اون پی بردم فلذا مطالعهی ترجمهی جناب مبشری رو بشدت توصیه میکنم.
حامد
بنده کل فصل یک رو جمله به جمله خوندم و مقایسه کردم. اتفاقا کار خانم طاهری در ترجمه تخسین برانگیزه. اونقدر ترجمه روان و امروزی و بدون تحریف هست که متعجب میشید چرا جناب مبشری اونقدر از لغات سنگین و ساختار کلامی سخت استفاده کردند. در کل خواستم بگم هر دو ترجمه وفادار به متن هستند و بدون کاستی. جناب مبشری همونطور که در پیشگفتار خودشون میگن چون کتاب قدیمی است با همان سبک ترجمه کردند و اما خانم طاهری ضرورتی برای این کار ندیدند.
کاربر 861872
عالی و دقیق. زبان شیوا و دقیق و در عین حال گزنده شوپنهاور مثل مرهمی بر زخم های درونیم نشست ممنونم آرتور. ممنونم مترجم عزیز
کاربر 9149655
من نتونستم ۲۰ صفحه بیشتر ازش بخونم چون نویسنده نظرات شخصی خودش رو مدام به عنوان فکت بدیهی زندگی جلوه میده و حتی به بعضی اقشار توهین غیرمنصفانه میکنه، شاید یه زمانی کتاب خوبی بوده ولی با زندگی الان سازگار نیست
betWeen
کتاب بسیار خوبیست که ارزش خواندن را دارد و همانطور که از نامش پیداست به راستی چیز های از باب حکمت زندگی برای خواننده نقل میکند و واقعا بینش این بزرگان شگقت انگیز و قابل تامل است
farzaneh barani
زندگی در حرکت است...
از هر زاویه یک حکمت خیلی عالی مفید به عنوان نمونه گاهی برای حفظ آرامش باید از چیزهایی که از دیدگاه خودمان دوست داریم کناره رویم تا در گذر زمان به چیزهای بهتر دست یابیم حفظ آرامش زندگی .جسم . و روح به دیدگاه کسی نیاز ندارد وقتی هر انسانی به مشکل و یا اندوهی،دچار می شود دیگری به سرعت ترک و قضاوت از فرمول های جدید و هر چیز باعث آرامش است
mahdi amani
به نظرم کتاب خوبی بود
شاید در ابتدا که شروع میکنید به خواندن به خودتون بگید که من همه اینارو میدونم و ...
ولی رفته رفته با پیام هایی که شوپنهاور میخاد برسونه اشنایی بیشتری حس میکنین .
در بعضی قسمت ها ممکنه اصلا با نویسنده هم نظر نباشین .
در کل کتاب خوبی بود
فاطمه معروفی
این کتاب از مهمترین نوشتههای شوپنهاور در حوزه فلسفه عملی است؛ کتابی که تلاش میکند اصولی برای داشتن یک زندگی رضایتبخش، آرام و معنادار ارائه دهد. شوپنهاور با نگاهی واقعگرایانه و گاه تلخ، به این پرسش میپردازد که انسان چگونه میتواند رنج را کاهش و آرامش را افزایش دهد.
او محور تجربه زیسته ما را در سه چیز خلاصه میکند:
۱) آنچه هستیم
۲) آنچه داریم
۳) آنچه در نگاه دیگران هستیم
شوپنهاور «آنچه هستیم» را مهمترین عامل میداند: شخصیت، عمق احساسات، توانایی لذتبردن، ظرفیت درونی و جهان ذهنی. او معتقد است شادی یا رنج پایدار از درون ما برمیخیزد. این نگاه با روانشناسی امروز همخوان است؛ کیفیت ذهن، کیفیت زندگی را تعیین میکند.
در مرحله دوم، شوپنهاور نقش «آنچه داریم» یعنی ثروت و امکانات را بررسی میکند. از نظر او ثروت فقط امنیت میآورد، نه خوشبختی عمیق. انسان به داشتههایش سریع عادت میکند و این عادتپذیری، رضایت بلندمدت را محدود میکند. بنابراین امکانات بیرونی برای کاهش رنج ضروریاند اما شادی پایدار ایجاد نمیکنند.
عنصر سوم، «آنچه در نظر دیگران هستیم»، یعنی شهرت و اعتبار اجتماعی است. شوپنهاور این عامل را کماهمیتترین بخش خوشبختی میداند. او هشدار میدهد که وابستگی به نگاه دیگران، انسان را ناپایدار میکند؛ چون نظرها دائم تغییر میکنند و ارزش واقعی باید از درون بیاید. این دیدگاه به مفهوم ارزشمندی درونی در روانشناسی امروز نزدیک است.
یکی از نقاط محوری کتاب، نگاه شوپنهاور به «رنج» است. او رنج را جزئی طبیعی و اجتنابناپذیر از زندگی میداند. هنر زیستن از نظر او، نه حذف رنج بلکه مدیریت، پذیرش و کاهش آن است. این مفهوم امروز در درمانهای مبتنی بر پذیرش (ACT) نیز حضور پررنگی دارد.
شوپنهاور همچنین به مسئله «مقایسه» میپردازد و آن را یکی از سرچشمههای نارضایتی میداند. ذهن انسان دائماً خود را با دیگران میسنجد و از این مقایسه احساس کمبود ایجاد میشود. پژوهشهای روانشناسی نیز این مسئله را تأیید کردهاند.
او درباره «تنهایی» نیز نگاه ویژهای دارد. شوپنهاور معتقد است کسی که دنیای درونی غنی داشته باشد، از بودن با خودش لذت میبرد؛ اما ذهنهای ناآرام از تنهایی فرار میکنند. در واقع رابطه ما با تنهایی، بازتابی از رابطه ما با خودمان است.
⸻
🔹نقاط قوت کتاب
۱. پیوند میان فلسفه و روانشناسی
شوپنهاور با وجود فاصله زمانی با روانشناسی مدرن، نکاتی مطرح میکند که امروز در حوزههای درمانی و شناختی تکرار میشوند.
۲. تأکید بر ارزش درونی و استقلال فردی
او تلاش میکند خواننده را از وابستگی به نگاه دیگران آزاد کند و توجه را به «هستهی درونی شخصیت» برگرداند.
۳. واقعگرایی دقیق و کاربردی
بهجای آرمانهای بزرگ و غیرواقعی، از واقعیات روزمره انسان حرف میزند: پول، رنج، مقایسه، امنیت، ارزشمندی و آرامش ذهنی.
۴. نگاه عمیق به رنج بهعنوان بخشی طبیعی از زندگی
این رویکرد باعث میشود خواننده با انتظارات واقعبینانهتری زندگیش را هدایت کند.
⸻
🔸نقدها و نقاط ضعف
۱. تأکید بیشازحد بر تنهایی
بسیاری از نقدها میگویند شوپنهاور به دلیل شخصیت درونگرا و منزویاش، ارزش تنهایی را بیشازحد بزرگ کرده و نقش روابط انسانی را کمتر دیده است. در حالیکه روانشناسی امروز نشان میدهد «روابط سالم» یکی از قدرتمندترین عوامل سلامت روان است.
۲. کمتوجهی به جنبههای مثبت جامعهپذیری
او اعتقاد دارد تأیید و نگاه دیگران اهمیت اندکی دارد. اما تحقیقات جدید نشان میدهد احساس تعلق، حمایت اجتماعی و محبت، تأثیر مستقیم بر سلامت روان دارند.
۳. نگاه بدبینانه به خواستن و میل انسانی
شوپنهاور میل را منشأ رنج میداند. این نگاه درست است اما یکطرفه. میل و خواستن، بخش مهمی از انگیزه، رشد و معنا در انسان است. بدون خواستن، پیشرفت و تحقق فردی شکل نمیگیرد.
۴. پایبندی به فضای فکری زمانه خود
برخی محتوای کتاب متناسب با شرایط اجتماعی و فرهنگی قرن نوزدهم نوشته شده و بخشی از ادعاها را نمیتوان بهطور کامل به جهان امروز تعمیم داد.
۵. کمرنگ بودن نقش ارتباط، عشق و رابطهی سالم
کتاب کمتر به ابعاد بینفردی میپردازد، در حالیکه امروزه میدانیم ارتباط انسانی از مهمترین عوامل شکوفایی روانی است.
⸻
🌱 جمعبندی
«در باب حکمت زندگی» کتابی است که میتواند ذهن را بیدار کند و نگاه ما را به رضایت، رنج، ثروت و ارزش درونی تغییر دهد.
نقاط قوتش در عمق نگاه و واقعگرایی آن است و نقاط ضعفش در نگاه یکجانبه به تنهایی و کمتوجهی به نقش روابط انسانی.
با وجود این نقدها، کتاب همچنان منبع ارزشمندی برای درک اینکه «چطور ذهن ما کیفیت زندگی ما را میسازد» باقی میماند.
کاربر 9982269
ترجمه به شدت غلط و دارای تحریفه
عليرضا رهبرشهلان
از خواندن کتاب خیلی لذت بردم ومطالعه آنرا برای همه، بخصوص جوانان توصیه میکنم ، ای کاش من هم این کتاب را ۳۰ سال قبل خوانده بودم
کاربر 2796465
- مبانی متافیزیک
+ شوپنهاور: جهان تجلی یک «ارادهٔ کور و بیهدف» است. هیچ خدای حکیم و مهربانی وجود ندارد.
+ اسلام: جهان آفریدهٔ خدای یگانه، حکیم و مهربان است که آن را با هدفی مشخص خلق کرده است.
- نگاه به زندگی و رنج
+ شوپنهاور: زندگی ذاتاً شر محض و سراسر رنج است. لذتها فقط فقدان موقت رنج هستند.
+ اسلام: دنیا گرچه گذرا و محل آزمایش است، اما «مزرعهٔ آخرت» است. رنج و شادی معنا و پاداش دارند.
- راه نجات و رستگاری
+ شوپنهاور: راه نجات، انکار ارادهٔ زندگی از طریق زهد، ریاضت و رسیدن به حالت «نیستی» و آرامش است.
+ اسلام: راه نجات، عبادت، اطاعت از خدا، پیروی از شریعت و انجام اعمال صالح برای رسیدن به قرب الهی و بهشت است.
- پایهٔ اخلاق
+ شوپنهاور: اخلاق بر پایهٔ ترحم است، چون همه در رنج مشترکیم.
- اسلام: اخلاق بر پایهٔ دستورات الهی، تقوا، عدالت و احسان است.
کلا:
• در اصول (مبانی): مخالف کامل. هستیشناسی و خداشناسی آنها کاملاً در تضاد است.
• در برخی فروع (توصیههای اخلاقی): مشابهتهای ظاهری. هر دو بر زهد، بیاعتباری دنیا و کمک به دیگران تأکید میکنند، اما اهداف و مبانی این توصیهها کاملاً متفاوت است.
حجم
۲۲۱٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۲۷۷ صفحه
حجم
۲۲۱٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۲۷۷ صفحه
قیمت:
۵۲,۰۰۰
تومان