نظرات درباره کتاب مسخ و نقد و بررسی خوانندگان | طاقچه
تصویر جلد کتاب مسخ

نظرات کاربران درباره کتاب مسخ

انتشارات:طاقچه
امتیاز
۳.۷از ۵۲۱ رأی
۳٫۷
(۵۲۱)
mourner9R
کتاب عالیه فقط یه سوال. چرا اسم صادق هدایت از اسم کافکا روی جلد بزرگتر نوشته شده ؟😂😐
omid
کافکا آلمانی نبوده اهل چک بوده الان خانه اش که شده موزه تو پراگ هست
کاربر 9837676
نه عشقم کافکا نوشته کافکا آلمانی بوده دیگه بعد صادق هدایت اومده ترجمه اش کرده دیگه ببین چه کتاب دارکیه
مرتضی
اینطوری بفروش تره
mostafa
مسخ:( توضیح کامل"قبل از خرید کتاب پیشنهاد میکنم بخوانید) ▪︎اول از همه باید بگم که تعداد مشکلات ویرایشی این کتاب نسبت به حجم کم کتاب خیلی زیاد بود ▪︎ترجمه اصلن روان نبود وباعث گیج شدن خواننده میشد. پر بود از کلمات قدیمی که امروزه به شدت کم کاربردند، در حالی که میشد با جایگزینی این کلمات با کلمات رایج امروزی ، خوندن کتاب رو راحت و روان تر کرد. اگر دایره لغات قوی ندارید در حین خوندن کتاب نیاز به یک فرهنگ لغت پیدا میکنید.(حتی اگر معنی کلمات عجیب ان را بدانید باز هم به دلیل رایج نبود خسته و کسل میشید از خوندن این کتاب و اصلن احساس راحتی نمیکنید.... در مقایسه با سایر ترجمه هایی که توی طاقچه موجوده این واقعا روون نبود ▪︎کتاب ماجرای عجیبی و حتی کمی ترسناکی را داشت، اما فاقد گره یا جذابیت و گیرایی یا پایان فوق العاده بود، بلکه داستان به شدت خطی روایت میشد. ▪︎برخلاف نظر بعضی از دوستان باید بگم تصویرسازی این کتاب به شدت ضعیف بود، طوری که واقعن نمیشد تصویر درستی از موجودی که شخصیت اصلی به آن تبدیل شده بود و یا اتاقی که در ان زندگی میکرد را بدست اورد. و این موضوع شما رو کمی سردرگم میکنه. در واقع این کتاب ظرافت یک اثر هنری را نداره اما شیوه بیان موضوع اصلی شاهکاره(البته شاید این مشکل مربوط به ترجمه باشد نه متن اصلی) ▪︎اماااا مفهم اصلی که نویسنده قصد بیان اون رو داشت واقعن قشنگ و در بهترین حالت ممکن بیان شده بود، به شدت خلاقانه و نمادگرایانه بود به طوری که اگه سطحی به کتاب نگاه کنید اصلن متوجه حرف اصلی داستان نمی شوید. اتفاق افتادن دو مسخ در این داستان یکی برای شخصیت اصلی که ظاهری است و دیگری برای خانواده او که باطنی و به شدت بدتر و وحشتناک تر است و همچنین موضوع تنهایانسان معاصر که پس از اینکه کاراییش را از دست داد مانند یک حشره دود انداخته میشع ، و حتی موضوع نامهربانی دیدن از کسانی که حتی فکرشان هم نمینوانید بکنید واقعن قشنگ در داستان جا داده شده بود. ▪︎ در واقع در این داستان شخصیت اصلی فقط ظاهرش تغییر کرده بود اما همچنان باطن خود را حفظ کرد اما این اطرافیان او بودند که در باطن خود دچار مسخ شده و به حیوان تبدیل شده بودند. و در اخر او را ...... در اخر به کسانی که معتقدند که کتاب پوچ و بی معنی بود پیشنهاد میکنم نقدی که سایت "نقد روز" در رابطه با این کتاب نوشته است را بخوانید تا کمی از مفاهیمی که پشت متن ساده داستان پنهان شده را متوجه بشوید
nigritude
فقط اونایی که دارن از هدایت ایراد میگیرن 😅
Nika
ترجمه این کتاب توسط آقای صادق هدایت انجام شده و کلمات قدیمی‌ای که شما میفرمایید در زمان زندگی ایشون کاملا روزمره و قابل درک بودند و اگر کسی که این کتاب رو میخونه تجربه کتاب خوانی از قبل داشته باشه یا کتاب های صادق هدایت رو خونده باشه اصلا نیازی به فرهنگ لغت نداره ترجمه بسیار روان و خوانا بود درباره تصویرسازی هم بهتره به سبک نوشتن آقای کافکا و همچنین آقای هدایت توجه کنید ، این دو نویسنده کلا تصویرسازی نمی‌کنند و نوشته هاشون کاملا ذهنی هست و این اصلا ضعف و عیب نیست. درباره داستان هم من باز از شما میخوام کارهای این دو نویسنده رو مطالعه کنید و درباره انواع روایت و سبک‌های نویسندگی تحقیق کنید
کاربر 961381
بله متاسفانه ترجمه بسیار ضعیف بود و در اکثر توصیف ها ناکارآمد و خواننده نمی تواند از روی توصیف ها صحنه را تصور کند ,کاملا گنگ بود
mohammad
این اثر تکان دهنده کافکا در نظر من عیان کننده عمق ناعمیق روابط انسانی است. تمام علاقه و محبت خوانده به شخصیت اول داستان در پشت کارکرد و منافع ای که او برای ایشان دارد نهفته است و به محض اینکه منافع برای نافعان تمام شد (ناتوانی قهرمان داستان در برآوردن نیاز های اقتصادی و رفع مشکلاتشان خانواده ) در حقیقت درحکم تمام شدن خود فرد است و شخص بدون منافع ای که برای ما دارد هیچ نیست و موجودی زاید است که باید از بین برود. این از نتایج اقتصاد سیاسی و مالکیت خصوصی است که افراد را برای همدیگر به مثابه کالا در آورده و همین که مصرف شدند دیگر زباله اند و نیازی به آنها نیست. و به کشنده تمام روابط انسانی و تبدیل صرف آنها به روابط سود محور مبدل شده. اما پیشنهاد میکنم که اگر قصد مطالعه این اثر بسیار مهم و تاثیرگذار را دارید این ترجمه را انتخاب نکنید ترجمه علی اصغر حداد را بخوانید. این حرف به معنای رد هدایت نیست بلکه سخنم اینست که نهضت ترجمه ایرانی در آن زمان در ابتدای کار خود بوده و هنوز به تعبیری در کودکی به سر میبرده و تمام مترجمان آن زمان هنوز با چم و خم این امر خطیر آشنا نبودند و این ضعف در کار همه آنهاست.
حمید
روایت غریبی ست. درد جدا ناشدنی بشر. منفعت طلبی. مسخ روایتی است از پستی انسان هنگامی که تنها به منافع خویش بها میدهد و همه چیز را در سایه ی سود خودش میخواهد. اگر برای من نیست دنیا نباشد. و کافکا چرا انقدر تلخ این سخن خود را پردازش میکند؟ تنها در مسخ کافکاست که مخاطب داستان چنین موجود کریه المنظری را از انسان پست بیشتر دوست میدارد. انسانی که شبیه آن کم در این دنیای خاکی نزیسته است. صادق هدایت در انتخاب کتابی برای ترجمه بسیار ظرافت به خرج داده هر چند که به علت نوپا بودن ترجمه در آن زمان ،کیفیت ترجمه چنگی به دل نمیزند.
گابو
برای روز مبادا حاجی به مذهب هم معتقد بود.اگر چه خودش میگفت:کی از آن دنیا برگشته?اگه راست باشه.و مثل عقاید سیاسیش به آن دنیا اعتقاد محکمی نداشت.مگر با پول نمیشد حج و نماز و روزه را خرید?پس هر کس پول داشت دو دنیا را داشت.اما مذهب را برای دیگران لازم میدانست و در جوامع تقیه میکرد و به ظواهر میپرداخت.به همین علت در ماه محرم توی تکیه ها و حسینیه ها و مجالس روضه خوانی در صدر مجلس جا می گرفت.....! این متن مال کتاب حاجی آقا هدایت هستش که دلم نیومد بی نصیب کنم شما رو ولی چون اون کتاب تو طاقچه نیست اینجا نوشتم.....حتما بخونیدش..❤
سید حمید رضا تفتی
بعلاوه تجربه های نزدیک به مرگ که با عنوان nde موضوع پوژهش بوده و در ایران در برنامه زندگی پس از زندگی رویشان کار شده یک از هزاران شواهد وجود عالم فراتر از دنیاست...
سید حمید رضا تفتی
متاسفانه یک سری شبهات بدوی و ساده‌لوحانه رواج یافته و بزرگواران زحمت یک سرچ گوگل به خود نمی دهند 😢😕
کاربر ۳۰۴۷۰۶۵
👌👌👌
Ali Baghi
مسخ که به نظر بسیاری از منتقدان غربی و شرقی اول کتاب کافکا و به نظر بعضی جهان است و خوشبختانه ترجمه به فارسی آن بدست بزرگمردی چون هدایت که خود فیلسوف و نویسنده و...بود صورت گرفته. به نظر بنده از آنجایی که آثار کافکا به نوعی به تفکرات هدایت شبیه است این سعادتیست که بهترین شخص ممکنه این اثر را به فارسی برگردانده.البته بنده این کتاب را بیش از بیست بار خوانده ام.اثار کافکا فقط یک رمان سرگرم کننده نیست بلکه در عین حال فلسفیست.اثار کافکا شبیه آثار آندره ژید و مثلاً رمان سکه سازانش فلسفی هستند.برای درک و فهم منظور نویسنده اولا بایستی انسان انواع رمان ها را سالها خوانده باشد و اصولاً سبک شناسی را نیز بداند.مثلا این رمان همانند رمان پر اثر ماتیسن نیست که یک کتاب عشقی پر کشش است.خیر آثار کافکا همانند آثار خود هدایت رمان یا نوول ساده نیستند.خواننده مبتدی مسلما برایش این کتابها کششی ندارند.ولی پس از سالها رمان خوانی و سبک شناسی اثریست که هرکس نخوانده مسلما هر چه هم که رمان زیاد خوانده باشد آنوقت است که احساس کمبود و نا آگاهی میکند.و در آخر سپاسگزارم از طاقچه که با هوشیاری و خردمندی در انتخاب کتابهایش یک فرد کتابخوان را تأمین فکری مینماید.ممنونم
eLF
کتاب مسخ فوق‌العاده است و گویایه زوایای پنهان شخصیت انسان است. کافکا وام گیرنده داستایفسکی با یک شخصی سازی فوق‌العاده است که هیچ نمیتوان گفت که کپی کرده است بلکه فقط راه آن نویسنده بزرگ را در بهترین نوع ادامه داده است. در مورد ترجمه باید گفت که تجربه به آموخته که نویسنده ها مترجمان خوبی نیستن، چون حس نویسندگی اجازه نمیدهد که مترجم به متن وفادار بماند.
raha
قطعا نویسنده ها نمیتونن کاملا از متن پیروی کنن و مترجم بی نقصی باشن و من اتفاقا امیدوار بودم ایشون نخواسته باشن اثر رو صرفا ترجمه کرده و به متن اصلی وفادار باشن و این کتاب رو بیشتر بخاطر قلم جذابِ خود اقای هدایت خوندم
sajiw
بهتون پیشنهاد میکنم که حتما حتما زندگی نامه ی کافکا رو بخونید . در این صورت با بند بند وجودتون کتاباش رو درک میکنید.مسخ یعنی فوق العاده تر از اینم هست.عاشق این کتاب شدم همراه با غم کافکا که تو این کتاب نهفته بود.
Omid r kh
. (نظر روی ترجمه ی فرزانه طاهری داده شده) مسخ را که میخوانی، پرتش میکنی گوشه ای، کناری، سمتی، و میگویی چه مضخرف! پرتش کردم و گفتم چه مضخرف! چجوری این بابا کافکا اینقدر اسم در کرده؟ (محاکمه اش را که عاشقم کرد نخوانده بودم، وگرنه آنقدر ها هم کفر نمیگویم که) اصلا این داستان ریزه میزه هم شد رمان؟ خلاصه یکمی هم فحشش دادم و یک کمی هم گفتم اصلا این داستان معنایی هم داشت، بچه بودم دیگر، نفهم! جخ پنج شش ماه بعدش رفتم سراغش، البته این بار نه با ترجمه ی علی اصغر حداد، که دوست تر دارمش، با ترجمه ی همین خانم طاهری. کتاب هم تک افتاده بود توی کتابفروشی و هنوز بعد یک سال و اندی ازش دوباره نیاورده است و جاش در کتابفروشی خالیست. خدایی بود که چشمم این را بگیرد و بخرم. از قصد خریدمش البت، کار بکت را، همین ننامیدنیِ نشر چشمه را، خوانده بودم و باز فحش داده بودم که آخه این که فلسفه است نه رمان، بچه بودم دیگر، نفهم! بعد البته دوزاریم افتاده بود که نصف باقی کتاب نقد است و من هم آن دوره، همان دوره که بچه بودم دیگر،نفهم! عادت داشتم کتاب خریده را تا ته بخوانمش. تا ته خواندمش و از نقد ها سرم نشد، گفتم باشد، میروم میفهمم دکارت کیست و ابزورد چیست و این خزعبلات، بعد می آیم سراغت، رفتم چندتایی نظریه خواندم و برگشتم و ننامیدنی را باز خواندم و این بار نیمچه ای ملتفت شدم. اصلاً همین شد که این نسخه ی مسخ را خریدم، چون 340 صفحه بود و فقط 77 صفحه اش رمان، بله بله، جدن نظرم عوض شد، جخ فهمیدم این مسخ و گرگور زامزا یا سامسا، همچین الکی هم نبوده، اما آن روز هم نمیفهمیدم، بچه بودم دیگر، نفهم! فقط یک چیزی را نفهمیده بودم و فکر میکردم عجب چیط محسور کننده ایست. خودتان لابد قبل من توی ذهنتان گفته باشید، بچه بودی دیگر، نفهم! گذشت، تا این هفته باز گفتم دوباره خواندنش خالی از توفیر نیست، بچه ام دیگر، نفهم! نمیفهمم خواندن چیز جدید بَه زِ چیز تکراریست. القصه اینکه الان خواندمش و حس میکنم با این نقد های فمنیستی و برساخت گرایی و نمیدانم چه و چه، خیلی شاهکار است و غول. جخ یادم می آید حج ممد حسن شهسواری(پسرخاله نیستیم ولی خب) توی این کتاب جدیدش، یعنی یکی قبلی تر ازین جدیده اش، حرکت در مه، گفته بود که: اگر دیدید کتابی را پس از صد سال همچنان میخوانند، بفهمید در درجه ی استادی نوشته شده، اما اگر دیدید کتابی را پس صد سال نه تنها میخوانند که نقدش هم میکنند و سرش بحث و نظر دارند، بفهمید در مرحله ی نبوغ نوشته شده است. حالا شما قاضی، من مگر بحث نکردم سر این مسخ؟ پس حرفم را بپذیرید که نبوغ آمیزست، نپذیرفتید هم خیالی نیست، بچه ام دیگر، نفهم!
Omid r kh
تشکر
Marya Jahan
جدای از بحث کافکا چقدر شما خوب نوشتید دوست داشتم
Omid r kh
من الان اشرافی روی کتاب ندارم، همین سرچ کنید راجع بهش مقاله بخونید زیباتره
farez
کتاب مسخ رو از انتشارات ماهی خوندم،حداد عادل ترجمه ی خیلی بهتری داشت تا خود صادق هدایت...اما در کل حق با دوستانه،کتاب کتاب خیلی عالیی نبود اما در نوع خودش نبوغ خوبی داشت...در سرزمین محکومان هم خوب بود. پیشنهاد میکنم وقتی خسته هستید نخونید کتابو
mahsan_salehi
برای اظهار نظر راجع به اثری به این سنگینی شاید لازم باشه که چندبار خونده بشه و باید اعتراف کنم که با یک بار خوندن چیز زیادی دستگیرم نشد،و میشه گفت تو تموم قسمت های این داستان میشه به نا امیدی و یاسی که توش موج میزنه پی برد و این تنها چیزیه که به نسبت محسوس تر بود.
mahsan_salehi
🌹
امیرعباس افضل زاده
❤❤
مهدی
کتاب بی نظیری بود. ظاهر غیر انسانی یک نفر که خوی غیر انسانی دیگران رو نشون میده. خیلی لذت بردم از خوندن این کتاب
امیر
این داستان به این اشاره داره که اگر تبدیل به یک شخصیت یا موجود پست تر (مسخ ) بشی تمام جامعه حتی خونوادت ازت وحشت میکنن ، برات هیچ ارزشی قائل نمیشن ، طردت میکنن و حتی با مرگت خیلیم خوشحال میشن طوریکه انگار اصلا همچین کسی وجود نداشته و شروع به یک زندگی جدید میکنن البته از این داستان هزار جور برداشت میشه کرد تنهایی و خلسه و اعتیاد و ... هزار جور برداشت دیگه 😐
دختری در صحرا
زیاد باهاش ارتباط برقرار نکردم
akbar
خوبه ها
مادربزرگ💝
کار خوبی کردین 😀
Farinazk1far
پیشنهاد میکنم بعد از خواندن این کتاب آهنگ آینه ها از فرهاد رو گوش کنید که درباره ی این کتاب خونده شده... و کتاب خوبی بود که تو یکی دوساعتم میشه تمومش کرد ولی پر از غلط املایی بود که امیدوارم تصحیح بشه و متن سختی هم نداشت که دوستان گفتن سنگین بود!
reza
این کتاب شاید یک یا دو ساعت تموم بشه ولی فهم و درک کردنش بیش از ۱ هفته زمان میخواد و کتاب سنگینیه،فوق العاده.
Baran
اینه ها در رابطه با این کتاب ساخته شده؟
آیدین آتش بهار
متن در بسیاری اوقات دارای اشکال بود به طوری که باعث آزردگی خواننده میشه کتاب به عنوان کتاب سوررئال جالب و خواندنی بود فردی که مسخ و زشت شده بود ولی باطن انسانی خود رو نسبت به افراد دیگر از دست نداد برخلاف او بقیه افراد با ظاهری انسانی و باطنی مسخ شده در برابرش قرار میگیرند
Rezi#
پیشنهاد میدم داستان های(تخت ابونصر،عروسک پشت پرده،صورتک ها،س.گ.ل.ل،زنی که مردش را گم کرد،دن ژوان کرج و ابجی خانوم)رو بخونید
کاربر 2758376
اتفاقابه نظرم هدایت منجلاب دنیا و دنبال پوچی رفتن ها رو توی این دنیا به خوبی بیان کرده . شما یخورده دقت کنید تو خودتون میبینید هیچ وقت با امکانات دنیوی به صورت کامل شاد نیستید و همش دنبال بهتر و بالاترش میگردید . تا اخر عمر هم دنبال مال اندوزی هستین و پول دراوردن و استفاده از امکانات بیشتر . اما قافل از داستان اصلی زندگی . روز خوش
مریم محمدی
تخت ابو نصر،آبجی خانوم،دن ژوان کرج رو خوندم و واقعا جذاب بود👌
سعید جان
اون که آره ریفیق فرمایشت متینه
sh kh
اول کتاب صوتی به زبان انگلیسی با صدای بندیکت کامبربچ رو شنیدم، بعد کتاب رو خوندم. ترجمه هدایت جاهایی حق مطلب رو ادا نمیکنه. داستان فوق العاده بود بعد از مدتها بی کتابی. روش جالبی بود برای بیان بی مهری مردمی که زمانی براشون جون میدی و گاهی چقدر ساده کنار گذاشته میشی
sh kh
از یوتیوب میتونید دانلود کنید سرچ کنید the metamorphosis-read by benedict cumberbatch لینکش رو میذارم نمیدونم به کار میاد یا نه https://youtu.be/zCw5fSoxuEI
شاعر آیینه‌ها
سلام. این کتاب صوتی که گفتید رو از کجا میشه دریافت کرد؟
بانيشا
این کتاب به معنای واقعی فوق العادس... بعد از خوندنش یادمه تا چند روز مبهوت بودم، یه مالیخولیای جذابی تو کتاب هست که در بر میگیره آدمو... ❤
Fact finder
خیلی عالی کتابو توصیف کردید 👏👏👏
Fatemeh
عالی بود. صحنه های فوق العاده احساسی واسه شخصیت اصلی داستان درحالی ک از طرف خانواده ش به هیچ وقت درک نمیشه.... . بی نظیره
میـمْ.سَتّـ'ارے
به مذاق ما خوش نیامد😟😟
گابو
میـمْ.سَتّـ'ارے
تا حدودی! ممنون از اظهار نظرتون.
گابو
ستاری تا حدودی موافقم...ولی فقط تا حدودی
|قافیه باران|
مسخ از آثار معروف فرانتس کافکا که موضوع عجیب و قابل تاملی داره و در عین حال ترسناک... چرا که از خود بیگانگی و روزمرگی انسان ترسناکترین اتفاقه به نظر من ..‌. نویسنده روی موضوع جذابی دست گذاشته، از همون ابتدا جذبم کرد اما داستان پردازی و توصیفات و هیجانات ضعیفی داره و جا داشته اثر پخته تر از آب در بیاد.
ヽ( ´¬`)ノپری
چه تلخ . چه تنهایی عمیقی
شبنم
تاصفحه ۱۰ خوندم .ترجمه روان نیست گیجم میکنه .حوصلم نمیگیره بخونم اینجوری.کشش نداره
Omid r kh
اصولا کتابی نیست که دنبال ایجاد تعلیق و کشش باشه، اضل داستان خیلی هم منزجر کنندست، اما قاعدتا ترجمه علی اصغر حداد بهتره
هفتصد و چهل و نه
یه "مسخ"دیگه هم توی طاقچه هست،با ترجمه ی دیگه
محمدرضا
برخلاف تصور عمومی کافکا نویسنده سیاه نبود، معروفه که اون داستان "مسخ" رو به عنوان داستانی طنز برای دوستاش میخوند و با هم از شدت خنده دل درد میگرفتند!
ایمان
بله من این مطلب رو در مورد محاکمه خواندم احتمالا مسخ هم ...
Omid r kh
دقیقا منبع بده، کافکا هیچ وقت از این داستان خوشش نیومد و کلا از هیچ کودوم از کاراش خوشش نیومد (یا درست تر اینکه از اکثر کاراش و به ندرت استثنا هایی مث حکم) هر وقت هم راجع به مسخ چیزی نوشته اون غیر قابل خوندن قلمداد کرده
Bookworm
اینارو از کجات در میاری؟
سینا
داستان با جمله ی عجیبی آغاز می شود و یکهو خواننده را به درون دنیای عجیب داستان می اندازد. زاویه ی دید داستان سوم شخص:دید انفرادی است. ابتدای داستان با چند جمله به مسخ شدنش اشاره می کند. بعد انگار که ماجرا را به کلی فراموش کرده، نگران شغلش می شود. انگار ماجرا یک شوخی یا یک توهم است.
ali007
به نظرم کتاب خوبی بود ولی ترجمه اش اصلا خوب نبود. ذهن کامل همراه نمیشد. به نظر من کتاب داشت نهیلیسم جهان فعلی رو ترسیم می کرد. جهانی که زندگی پوچ می شود و فقط زنده ماندن معنا پیدا می کند. پوچی را می توان در ارزوهای افراد به خوبی فهم کرد. برش دیگه هم که سایر دوستان در نظرات به خوبی به ان اشاره کردند.
یگانه
اصلا ترجمه خوبی نداشت وسطاش ذهنم میرفت:/
BM
عالیه حقیقتی تلخ رو بیان میکنه این که هیچ کس جز خودمون نمیتونه مارو نجات بده
morteza. p
حیف که محفل ادبی هست وگرنه کلمه ای که لایق این مزخرفات بود رو می نوشتم. هیچ مفهومی نداشت، ترجمه افتضاح بود، هر بار یادم میره که دست صادق هدایت تو هرچیزی رفته گند زده به کار با خوندن یکی از آثارش دوباره به بهم یاد آوری میشه
Ali431
دیگ درمورد صادق هدایت اینطوری حرف نزن
Mathilda
لایک به sanaz
راوی
معلومه که خیلی ها از صادق هدایت دل خوشی نداشته باشن
ebagheri
افتضاح ترجمه شده... انگار یکی که تازه زبان یادگرفته ترجمه کرده 😐
گابو
داستانش سنگینه...کلا قلم کافکا اینجوریه...گنگه یکم
گابو
:/
msh95
ترجمه ش خیلی ضعیف بود...انقدرهم که تعریف کردن ازش بدرد بخور نبود
محمد شریعتی
شاید بخاطر ترجمش بوده که خوشتون نیومده
hatam30
کافکا شاید بزرگ ترین نویسنده ی پوچ گرا ... داستان مسخ داستانی توخالی و در عین حال بزرگ است ، داستانی که احساس سنگ دل ترین آدم ها را هم ، به بازی میگیرد . فرق فرانتس کافکا با دیگر نویسندگان این سبک قلم شفاف اوست که باعث افروختن احساساتی بی پایه در دل شما میشود نیازی نیست که موقع خواندن اثار این نویسنده حال عجیبی داشته باشید تا شما را تا مرز خودکشی ببرد. پ.ن زندگی نامه ی کافکا را حتما مطالعه کنید .
Zahra.rjb
تلخه، عجیبه، دردناکه، و در عین حال محشره
نه شرقی نه غربی انسانی
[صادق هدایت] در نامهٔ دوازدهم فوریهٔ ۱۹۳۷، از بمبئی به مجتبی مینُوی نوشت: «زندگی من همه‌اش حراج دائمی مادی و معنوی بوده. حالا هم دستم به کلی خالی است و با وجود کِبَر سن، برای زندگی به اندازهٔ طفل شیرخواری مسلّح نیستم... دیگران فقط چند خط شعر حفظ می‌کنند، یا سیاق یاد می‌گیرند، یا جاکشی می‌کنند، یک عمر با عزّت و احترام به سر می‌برند. در صورتی که من اگر محتاج بشوم، بروم روزی شاگرد قهوه‌چی هم بشوم، بیرونم خواهند کرد.» این عاقبت کسی است که در زبان پهلوی، زبان فرانسه، قصه‌نویسی، نقد، زبان‌شناسی، واژه‌شناسی، مردم‌شناسی تخصص داشت؛ زبان انگلیسی و زبان عربی را به قدر کافی می‌دانست؛ در نقاشی دستی داشت. این بنیان‌گذار رمان فارسی، پیش از مرگ چنان تلخ‌کام است که همهٔ نوشته‌های منتشر نشدهٔ خود را پاره می‌کند و در زنبیل می‌ریزد. بزرگترین تکّه‌ای که از این کاغذپاره‌ها پیدا می‌کنند، «جادهٔ نمناک» است. محمدتقی غیاثی (۱۳۸۱). تأویل بوف کور. چاپ دوم. تهران: نیلوفر. صفحهٔ ۶۱.
سعید جان
عالی... تشکر طاقچه
نعيمه
خیلی آدم رو به فکر فرو میبره
مسافر
بسیار عمیق کتابی که امید را شکنجه می کند
logafi
کلماتش خیلی برام سخت بود. یه عامیانه تر پیشنهاد کنید.
.Z.B
کتاب عجیبی بود و احساسات خاصی رو منتقل می کرد.. احساساتی مثل ترس تنهایی و دلشکستگی و با اینکه نتونستم مفهوم کلی داستانو دریافت کنم متاثر شدم😔 ترجمه و ویراستاری ضعیف بود و بعضی اوقات باعث می‌شد از فضای داستان دور بشم
امیر رضا
ارزشی نداشت
سحـــ🍁ـــر
از لحاظ ترجمه ضعیف بود، ولی محتوای جالبی داشت ،باعث میشد ادم واسه لحظه ای خودشو جای یه حشره ای بذاره که دلش به حال خانوادش میسوزه،نگرانشونه و مراعاتشونو میکنه ولی خانوادش کم کم اونو فراموش میکنن و‌حتی به فکر کشتنش نیز هستن، طبق نظرات دوستان که گفتن عین شخصی که گرفتار اعتیاده
سحـــ🍁ـــر
به نظر من یکم ضعیفه ،بعضی جاهاش ادم یکم از داستان دور میشه
محمد
صادق هدایت به چند دلیل مترجم خوبی بود 1_ در سال سوم دبیرستان کتاب های سنگین فرانسوی رو تونست بخونه و ترجمه کنه که حتی فرانسوی ها هم سختشون بوده 2_ چهار سال رو در فرانسه زندگی کرده 3_اگر دقت کنید جمله بندی های این کتاب واقعا عالیه به هر حال هر طوری خود دانید
•Pinaar•
شیما اینکه صادق هدایت نویسنده خیلی خوبیه دلیل نمیشه مترجم خوبی هم باشه
R Ka
اگر سوسک شدن را استعاره از یک بیماری در افراد مثلا اعتیاد در نظر بگیریم این داستان کاملا ملموس خواهد بود و در جامعه نمود عینی دارد. این نسخه دارای کاستی های تایپی و حذفیات است . داستان تلخ و تاثیرگذاری بود.
*ketab baz*
تشبیه جالبی بود
roz.bj
کتاب بسیار عالی و هیجان انگیزی بود مدام که جلوتر میرفتم انتظار داشتم که گره‌گوار از طرف خانواده بیشتر درک بشه و این مسئله براشون جابیوفته و فکر راهی برای نجات فرزندشون باشن اما دقیقا برعکس بود و این واسم جذاب بود که در عین تخیلی بودن داستان واقعیت آدم ها رو نشون میداد. ولی ترجمه و ویراستاری اصلا خوب نبود و خیلی جاها مطلب گنگ و مبهم میشد
مصطفی
ترجمه خیلی افتضاح و خیلی ضعیف بود. ترکیب کلمات بعضا بی ربط بود و توی این نسخه غلط های فراوان املایی مثل جا انداختن حروف و... بود. اما اصل داستان هم چندان جذاب نبود.
مجتبی
من که اصلا خوشم نیومد...
Rghaf
جالب بود...حتما بخونید خوندنش خالی از لطف نیست
farhad
ترجمه زیاد جالب نیست ضمنا پر از غلط املایی است
f
بنظرم ترجمه روان نیست
Rara,the real snowwhite
کلا داستان های کافکا تنهایی و فراموشی رو به تصویر میکشه. گاهی از حیوانات به صورت نمادین استفاده میکنه. حیوانات نماد صفات حیوانی هستند. مسخ بیگانگی انسان از صفات حیوانی خویش یا حتی انسانی خویش را نشان میدهد.

حجم

۵۴۷٫۵ کیلوبایت

تعداد صفحه‌ها

۷۱ صفحه

حجم

۵۴۷٫۵ کیلوبایت

تعداد صفحه‌ها

۷۱ صفحه

قیمت:
۵,۰۰۰
تومان