
نظرات کاربران درباره کتاب سخت پوست
۳٫۵
(۲۵۲)
Benji
سخت پوست داستان پدر و پسری هست که هیچ وقت نتونستن همدیگه رو بپذیرن.
توی این کتاب از دید پسر کوچکتر، رابطه بین پسر بزرگ و پدر روایت میشه و فصل به فصل با جابجایی بین دو مقطع زمانی با فاصله نزدیک به بیست سال، داستان ما رو با رابطهی پرتنش این پدر و پسر آشنا میکنه. پسر بزرگ کاری رو عامل حقارت پدر میدونه که از قضا پدر ظاهرا از انجام دادنش خیلی راضی هست و بالعکس پدر پسر رو به خاطر زندگیای که برای خودش انتخاب کرده سرزنش میکنه.
هر دو از این اختلاف عمیق ضربه میخورن و مادر و پسر کوچک کنارشون آسیب میبینن.
اما در پایان این خشم انباشته شده از جای دیگهای بیرون میزنه و ...
داستانهای ایرانی برای من تلخی بیشاز حدی دارن و خیلی با احتیاط سراغشون میرم. شاید چون تجربهها و حسهای مشترک زیادی با نویسنده داریم. از این تلخیها که بگذریم، این کتاب به نظر من ارزش خوندن رو داره. امیدوارم که بخونید و خوشتون بیاد.
Bookman
داستان ساده و روان ی داشت
پیچش در قصه گویی و درگیر کردن ذهن مخاطب اصلا وجود نداشت
با پایان داستان اصلا ارتباط برقرار نکردم (البته این نظر شخصی من هست)
بیشتر شبیه چند اپیزود از یک سریال کنسل شده بود...
fatemeh
خوندنش مثل خوندن دفترخاطرات یک نفر بود.ساده ،روان،سرگرم کننده.
Nathalie
داستان بلند سخت پوست با قلمی محکم، مطمئن و کارکشته نوشته شده. شخصیت ها گیرا، باورپذیر و چندلایه هستند و فضاسازی در عین خوش بافتی کلاسیک خالی از نوآوری نیست. نگاه سوسیالیستی - ناتورالیستی نویسنده یادآور ماکسیم گورکی است و در این مقام سبک رو خوب پیاده کرده. اما من تجربه دست اولی از اهالی اون خطه دارم و خانواده ام صاحب ویلا و باغی البته کوچک نزدیک رامسر بودند و می تونم در مقابل بگم تصورهای نادرست و خیال پردازانه و کمبودهای اون مردم چطور به استثمار دیگران و همین طور نابود کردن خود و غنای ارزش های فرهنگی و سنت های ریشه دار محلی منجر شد و تا دهه نود اعتیاد و ورشکستگی و بیکارگی و فساد جنسی در خطه شمال بیداد می کرد. با این حال نتیجه گیری داستان نادرستی اش به دلیل یکسونگری و دوری از حقیقت نیست بلکه اشکال فنی خط دراماتیک قصه هست که بدون مقدمه و معرفی و پرداخت کامل شخصیت اصلی ناگهان چنین واکنش افراطی ای رو بهش نسبت می ده. شخصیتی که تا به حال تنها آدم منطقی قصه بوده ناگهان به جمع دیوانه سرها ملحق می شه بی هیچ دلیل واضحی.
Swrw
خیلی تعریفش رو شنیدم اما برای من چیزی نداشت، کل داستان کشش خاصی نداشت و هی میرفتم جلو به این امید که یک جای داستان اتفاق خاصی بیفته ولی اینطور نشد و این روایت صرف به نظرم جالب نبود و توصیه نمیکنم که وقتتون رو سرش بذارید.
Maryam Shahriari
داستان پردازی جذابی داشت. میدونم صحنههایی که خلق کرده بود به خصوص بازگشت آخر پدر در اثر سیل تا مدتها یادم میمونه.
𝙀𝙡𝙝𝙖𝙢
کتاب سختپوست از خانم ساناز اسدی رو تازه تموم کردم. دقایق اولی که کتاب رو شروع کردم فکر نمیکردم منو تا این حد در خودش غرق کنه تا جایی که دیگه من روی تختم درحال خوندن کتاب نبودم. توی اون خونه بودم. خونهای که سینا و امین همراه با بابا داوود و مامان عاطی در منطقهای از شمال زندگی میکردن. توی قایق بین موجهای دریا بالا و پایین میرفتم. تو بازار ماهی فروشا بودم. بین هیاهو و آشوب و دعواها بودم. بین کلکلهای پسر بزرگ خانواده با پدرش. رابطهای آسیبزننده نه تنها برای امین و پدرش بلکه برای سینا و مادرش. قسمت تلخ خوندن آثار نویسندگان ایرانی اونجایی هست که میتونی با تمام وجودت روایت رو لمس کنی، حس کنی و درکش کنی و تاثیر داستان روی تو میتونه هزار برابر بیشتر از تاثیر آثار نویسندگان غیر ایرانی باشه. من خیلی دوستش داشتم!
احمد
چی بگم؟ خوب شروع شد و عالی تموم شد!
khazar
کل داستان تو یک روز از زمان حال و روزهایی از گذشته اتفاق میفته. درباره یه خانواده معمولیِ کاملا ایرانی. قشنگ بود، از قلم نویسنده خوشم اومد، اما نمیتونستم هدف شخصیتها از کارهاشون رو متوجه بشم و این خیلی برام گنگ بود که واقعا چرا؟
الان نمیدونم باید دلم برای پدر داستان غصه بخوره یا به پسر حق بدم. ولی پدر داستان خیلی مظلومتر از چیزیه که به پسرش حق بدم.
و وای از یادداشت دوازده فروردین ۷۷. :))))
_سیوهشت.
uka
داستان گیرا و قشنگی بود. به خصوص که در دو بازه ی زمانی گذشته و حال داشت قصه پیش میرفت و این بیشتر من و مجذوب می کرد. همینطور توصیفات و به خصوص پرداختن به جزئیات، برای من خیلی جذاب بود.
ایران آزاد
فضاسازی سرد و خشک و نامهربانانه... من که با کتاب و آدمهای داخلش ارتباط نگرفتم. و وقتی با هیچ شخصیت کتاب همذاتپنداری نداشته باشی، ادامه دادن داستان زیاد برایت جالب نخواهد بود.
nemor
وقتی شروع به خوندنش میکنید،انگار از تو رختخواب پرت میشید وسط ازدحام یک بازار.و احتمالا یک نفس کتاب رو میخونید و تماما غرق در داستان میشید همونطوری که داوود تو دریا غرق شد.
مسئله این بود که امین نمیخواست وقتی زندگی خودشون در رفاه نیست،پدرش به کسانی که زندگیشون رفاه داشت خدمات برسونه(اون هم گاها مجانی)
نمیدونم ولی من بیشتر از اینکه دلم برای داوود یا سینا یا عاطی بسوزه،دلم برای امین میسوخت.پسری که میخواست زندگیشون تغییر کنه و اونا هم مثل مسافرا تو رفاه باشن ولی نشد که نشد.
تو کل داستان باخودم میگفتم سینا چه نقش کمرنگی داشت،فقط نگاه میکرد و میشنید اما در اخر با کاری که میکنه میفهمیم که اون هم به اندازهی کافی تو این زندگی آسیب هایی دیده که در یک جایی به طور ناگهانی سرباز میکنه.
اگر از اون دسته از افراد هستید که دوست دارید تو داستان همه چیز واضح و مشخص باشه،پایان نتیجه گیری باب میلی داشته باشه،این کتابو نخونید .
mozhgan bahari
داستان خسته کننده این کتاب هیچ جذابیتی برای خواندن نداره و تکرار پرش زمانی داستان از حال به گذشته اصلا در شما کششی برای رفتن به صفحات بعد ایجاد نمیکند و این بدترین کتابی بود که امسال خریدم با اینکه عاشق رمان خوندن هستم .
Sarvenaz
قشنگ بود
مناسب برای سرگرمی دو ساعته…
m.b.talebi
ایده کتاب خیلی جالب بود اما به نظرم شخصیت پردازیها جای بیشتری داشت
هنوز علت خیلی از رفتارها برام مبهمه و پایان داستان هم شبیه یه علامت سوال بزرگ بود، که چرا اون اتفاق افتاد؟!
Mahshid
به نظرم خیلی سوال های بی جوابی تو ذهن مخاطب باقی میزاره که اصلا ضرورتی نداره. مثلا چرا امین انقدر نفرت داشت نسبت به اون ویلا و آدم هاش؟ چرا راوی داستان در پایان اون حرکت رو انجام داد اصلا؟ و ریشه این احساسات شخصیت ها در هیچ کجای داستان مطرح نمیشه. شخصیت پردازی ضعیفی داشت. داستانی نیست که تو ذهن آدم بمونه.
Kamand Kamoei
کتاب رو یه روزه و یه نفس خوندم، هرجای کتاب که درمورد روابط پدر و پسر بزرگتر حرف زده میشد یاد خودم و پدر افتادم. اینکه چهطور هیچ وقت همدیگر رو درک نکردیم و چهطور با کارهایی که انجام میدادیم کفر همدیگر رو درمیآوردیم. به اینکه آیا میتونیم یه روز خودمون و همدیگر رو ببخشیم یا نه.
این کتاب جایی توی قلبم رو لمس کرد که من خیلی وقت بود بهش نزدیک نشده بودم.
کاربر 8108406
پدر تیپیکال ایرانی 👌 لذت بردم. قلم خوبی دارند خانم اسدی
رهابی🪽
کتاب فوق العاده قشنگی بود.
eferdosiyan
داستان بسیار زیبا شروع شد و روایتگری قشنگی داشت.
فقط انتهای داستان را دوست نداشتم.
rh
داستان گیرایی بسیاری داشت .بنظرم میشه یک و یا دوساعته خواندن کتاب رو تمام کرد.
فلش بک ها رو دوست داشتم .روایتی ساده و زیبا و غم آلود از شمال ایران...
ماهیِ کوچک
برای این کتابِ واقعی ارزش قائلم، چون خاطرات کسی رو بیان میکنه و اون رو زنده نگه میداره.
اما ارتباطی که باید رو باهاش برقرار نکردم، با توجه به اینکه داستان بین دو مقطع زمانی در رفت و آمد بود، انتظار داشتم اتفاقی بین این دو فاصله بیوفته اما نیوفتاد، و پایان هم برام خیلی مبهم بود. هنر نویسنده رو اما در اینجا دیدم که با وجود نیوفتادن اتفاقات خاصی اما به خوبی احساسات پدر و پسر و به خواننده انتقال داد. اگر به خوندن خاطرات روزمره از یک زندگی ساده علاقه دارید بهتون پیشنهاد میشه، در غیر این صورت خیلی مناسب نباشه شاید.
farahany
دلیل سرزبون افتادن این داستان برای من نامشخصه،شخصیت پردازی ناقص،نوع جمله بندی و پایان داستان را دوست نداشتم.
سونیا
این کتابو من توی تعطیلات عید خوندم بسیار لذت بخش با کشش کافی و یه غم سنگین اما جالب واقعا دوسش داشتم و پیشنهادش میکنم به پیشنهاد کاوه راد
Mahsa_malz
این کتاب رو توی یک روز خوندم، بسیار گیرا و ملموس
H_82
این کتاب یکی از بهترین کتاب هایی بود که خوندم و حتما پیشنهادش میکنم. چندین مورد از این کتاب توجهم رو جلب کرد:
1) داستان بدیع و نگاه جدید نویسنده
2)شروع و پایان دقیق و درست
3) توجه به نکات ریز مثل نارنجی بودن پنجره ها و نارنجی شدن انگشت از روغن غذا یا پیراهن پدر که مادر از آن به عنوان لته استفاده میکنه: «تیشرت یقه دار کرم که روی سینه اش دو تا خط پهن سرمه ای داشت که از وسط شان یک خط نازک سیاه رد شده بود.» 4) برقرار کردن ارتباط بین اتفاقات مثل برگشتن پدر از چین و برگشتن از قبر به خاطر سیل ( جسد که از خاک بیرون آمده) و موارد دیگه که حین خوندن متوجه شدم اما الان یادم نمیاد 😊
hanie payamani
قلم روان نویسنده و داستان پردازی حرفه ای
Rain
واقعا داستان برای من گیرایی و کشش خاصی نداشت! نمیدونم چرا داشتم ادامه میدادم. با وجود حجم کم و نثر روان اما خیلی طول کشید تا تمومش کنم. در نهایت... دوستش نداشتم.
maryam haghgoo
داستان شمال کشور و مردمانش. مردمی که گاهی هیچ لذتی از شمالی بودن نمیبرن. داستان جدید، با کشش خوبی بود.
سعیده .چ
داستان کشش خوبی داشت
توصیفات کاملا مخاطب را درگیر تصویر های آدمها می کند
بوی دریا، ساحل، شن های چسبیده و ماهی ها کاملا در فصای داستان حس می شود
پایان بندی را دوست داشتم اما تا اخر منتظر یک لحظه بودم یک معجزه
شاید رفتار سینا همان جرقه بود اما از نطر من کامل نبود. چون فرهاد ویلا و داوود برایم همچنان مبهم ماندند.
در کل داستان خوبی بود.
کاربر ۴۰۸۲۸۷۱
درباره ی یه خانواده ایرانی و مشکلاتشون بود
یه خانواده ی چهار نفری وقتی کتاب رو میخوندم لحظه به لحظشو درک میکردم کتابیه که بازی با احساسات رو نشونت میده
و غمگینت میکنه که چقدر درد کشیدن
Maryam_ff
صحنه سازی هاش قشنگ بود.
متن داستان خیلی ملموس بود.
در کل خوب بود.
پایان مطالعه:۱۴۰۳/۱/۲۵
Negar Heidarzade
داستان جذابی بود که خوندنش انقد روان بود که نیاز به هیچ تلاشی نداشت.
کاربر ۱۹۷۷۶۶۴
من که اصلا نپسندیدم، اینقدر ذکر جزئیات زیاد بود که گاهی اصل مطلب از چشم دور میماند. دو زمانه بودن داستان هم برای من جالب نبود، احساس میکنم دو زمانه بودن در فیلمها بهتر قابلیت نمایش دارد. در کتابها اگر تیتر رو خوب نخونی کلی از مبحث رو متوجه نمیشی واسه کدوم زمانه...
کاربر ۱۵۲۴۷۴۹
فوق العاده
faezeh
با این که داستانش کوتاه تقریبا اما من نتونستم تمومش کنم،درسته متن روان و ساده ایی داره اما داستان پیش نمیره و حوصله آدم سر میره
Marina & مریم
کتاب بین دو زمان متفاوت رفت و برگشت داره که به فاصله ۲۰ سال از هم هستند.همه وقایع خیلی خوب و دقیق توصیف شدن و متن و ماجرا رو همش می خواستم دنبال کنم اما چون تلخ بود و یه جاهایی برای من جواب داده نشد تو داستان برای همین مطمئن نیستم به بقیه توصیه اش کنم
Mari
فضاسازی عالیییی. واقعاً عالییی و با جزئیات. بعضی جاها با خودم گفتم: چقدر خلاقانه!
نویسنده قلم بسیار گیرا و جذابی داشتن. لذت بردم و سفر کردم به دنیای خیال... به دریا.
به زندگیِ یک خانوادهٔ شمالی چهارنفره. اما پایان... خیلی عجیب و دور از انتظار بود.
Asghar59
پدر اکر دوباره برگردد؛ کنار قاب قدیمی توی طاقچه یک قاب کوچک می گذارم که فقط عکس من و او باشد.
کاربر 5509005
متن کتاب به شدت سلیس و به دور از پیچیدگی های اضافه ست و داستان در عین سادگی گیراست
من دوستش داشتم
کاربر 10513239
اصلا توصیه نمیکنم این کتاب زیادی جزئیات رو بیان کرده بود و تمام مدت منتظر بودم یه اتفاقیبیوفته و در نهایت نسبت به جزئیات، محتویات خیلی کمتری داشت .
najmeh
زندگینامه دو پسر عقده ای.
حامد
کتاب خوبیه و داستانش خوبه و سادگی و راحتی در گفتار باعث جذب خواننده میشه
mehrana
همیشه کتابهای فارسی یک اثر به خصوصی روم میذارن.
کتاب راجع به رابطهی نه چندان جالب بین یه پدر و پسره. شخصیت پردازیها، توصیف اتفاقات، همه و همه به اندازه و خوبه و تصویر موندگاری تو ذهن ایجاد میکنه.
Marta Palik
جزو کتاب های مورد علاقهم شد. نحوه بیان داستان خیلی برام لذت بخش بود مثل خوندن یه دفترچه خاطرات قدیمی و میدونم که اون صحنه برگشت جنازه پدر تا ابد تو ذهنم میمونه.
و چقدر انسان ها خبر ندارن از اینکه چه تاثیراتی روی همدیگه میذارن. داوود با لجبازی و خودخواهیش و با اعتقاد بر اینکه از همه عاقل تر و کار درست تره زندگی خانوادهش رو نابود کرد حتی اگر این کارارو در راستای پیشرفت خانوادهش کرده باشه و امین هیچ وقت خبر نداشت که اون کشمکشش با پدرش چقدر شرایط زندگی رو برای مادرش و سینا سخت تر میکنه. همهی دردهایی هایی که بدون درمان خاموش میشن یه روزی از یه جایی با بیشترین شدت خودشون رو بروز میدن.
کاربر F. Rahgozar
پس از مدتها، از خواندن یک داستان ایرانی لذت بردم:
شروع پرکشش، اوج و فرودی متناسب و
پر از جزییات عینی که کنشها و واکنشها رو دراماتیکتر میکرد.
پسر بزرگتری که هرقدر تقلا میکند که شبیه پدرش نشود ولی...
برادرهایی که قول دادهاند وارد دعوای دیگری نشوند اما...
(این قسمت را چون کمتر به آن پرداخته بود، بسیار قدرتمندتر شده بود)
شاید تنها چیزی که با سلیقهی من کمتر جور بود، اشاره به ماجرای محاکمهی شهردار بود و تاکید زیاد به محمدعلی ...
...
بعد از خواندن این داستان پر احساس و غمگینانه، تا حدی برایم جهان ذهنی شمالیها و حس بیزاری یا نامنصفانه برخوردکردنشان با توریستها قابل دیدن شد.
کاربر 3982375
داستان به لحاظ پرورش شخصیتها و فضاسازی بسیار موفق بود. خواننده با شخصیتها احساس همذاتپنداری میکند و کشش لازم برای تا انتها خواندن داستان وجود دارد. منتها پایان داستان غیرقابل باور و آبکی بود!
کاربر 10404253
خیلی قشنگ بود
ن.ش
داستان روان و زیبایی داشت ، قلم نویسنده جالب بود و روند داستان و انتهای داستان عجیب.
در زمان مطالعه به تاریخ ها دقت کنید. درکل خوندنش رو پیشنهاد میکنم
maryam20
روایتی با جزئیات از زندگی ادم های معمولی،ملموس و روان، اما پایانش غافلگیرتون میکنه
حجم
۱۱۵٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۱
تعداد صفحهها
۱۳۴ صفحه
حجم
۱۱۵٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۱
تعداد صفحهها
۱۳۴ صفحه
قیمت:
۹۵,۰۰۰
تومان