
نظرات کاربران درباره کتاب دریای آرامش
نویسنده:امیلی سنت جان مندل
مترجم:ابوالفضل نصری
انتشارات:انتشارات کتابسرای تندیس
دستهبندی:
امتیاز:
از ۴ رأی
۲٫۸
(۴)
نیک
خب فکر کنم خیلی وقت بود دست به قلم نبرده بودم که بخوام ریویو طولانی بنویسم؛ پس اگر اشکالی بود ببخشید.
کتاب رو تو همخوانی کتابسرای تندیس خوندم و مثل همیشه از همخوانی چند روزی عقب افتادم.
خلاصه داستان حس میکنم تو ریویوهای دیگه هست من میرم سر یه موضوعات دیگه.
اول اینکه چرا سه دادم؟ نمره دقیقم به کتاب 3.5 هست، یه نمره که برای من تازه عت خوان بنظرم نمره خوبیه.
از اندی وییر اوایل هیل مری رو خونده بودم(که بدلایل واقعا نامعلومی نتونستم ادامهش بدم با اینکه خیلی خفن بود اوایلش) شنیده بودم در حد اندی ویر نیست و از هیل مری و مریخی ضعیفتره ولی من کار رو دوست داشتم!
کتاب چند ویژگی داشت که سعی میکنم یکییکی لیستشون کنم:
اول، شخصیت اصلی از کشور عربستان بود، مسلمان بود و دختر یک فرد مذهبی بود که تمام عمرش رو صرف کار خوب کرده و سعی کرده در چارچوب قوانین الهی قدم برداره.
دوم، یک شهر روی ماه بود. احتمالا سفر به ماه و زندگی تو ماه خیلی چیز جدیدی نیست ولی برای من این ویژگی ترکیبی از ویژگی اوله، اندی وییر اینجا یکسری چالش فقهی بیان میکنه و میآد میگه یه فرد روی ماه تو آرتمیس چهجوری نماز میخونه(میدونید دیگه نماز رو رو به قبله میخونن که کعبهس، بعد وقتی رو ماهی که نمیشه رو به کعبه خوند) بعد فقط این نیست که یه چالش فقهی درست میکنه بلکه جوابشم تو جیبش آماده کرده و براش راه حل داره و یکسری از این موضوعات فقهی که من رو بخودش جذب کرد و یه جورایی گفت آینده هنوزم مذاهب هستند، افراد مذهبی هستند و حتی عدهایشون تو ماه زندگی میکنند.
سوم خود شخصیت اصلی بود، شخصیتی که به نسبت توضیحی که دادم باید مذهبی میبود ولی نبود، کلا عقاید و مذهب رو بدردنخور میدونست و براش جذابیتی نداشت. برای همین سعی کرده بود به روش خودش راهشو جلو ببره. سبک زندگیش با اینکه عرب بود اصلا اسلامی نبود!(چیزی که شاید الان داریم تو عربستان سعودی میبینیم؟)
چهارم، زندگی تو ماه و توصیفات علمی بصورت شیرین و ساده بود، من راستش از سال نهم دیگه علوم تجربی نخوندم و اون موقع هم از این رشته بدم میاومد، معلمهای خوبی داشتیما ولی تو کتم نمیرفت، نمیفهمیدمش اصلا، خیلی نامفهوم بود برام. اندی وییر توصیفاتش برام شیرینه، آسیموف تو رمانهای رباتیش برام جذابه(اونم داریم همخوانی میکنیمش). موندم یکی تو اون نه سال نبود بگه آقا بیا اینارو بخون بیا یه کار علمیتخیلی بخون شاید بهتر فهمیدی.
نمیدونم چرا قسمت اینطوری بود که بیام علوم انسانی ولی فکر میکنم اگر اون موقعها علمیتخیلی میخوندم الان پزشکی یا شیمی یا همچین چیزی میخوندم.
پنجمین ویژگی خود قلم اندی وییر بود، قلم واقعا جذابی داره این بشر، واقعا کیف کردم. اصلا روش توصیف، دیالوگها، شخصیت پردازی، خیلی دوستش داشتم.
ویژگی ششم که خیلیم مثبت نیست کمی تکراری شدن داستان بود، شخصیتها شیرین بودن ولی یه جاهایی خسته میشدم، میخواستم برم جلوتر...
ویژگی هفتم پایان نامناسبش بود، راستش ترکیب نتفلیکس و دیزنی بود نفهمیدم کنسل شده بود اومدن تمومش کنند، خواستند هپی اندینگ بذارن و بگیم بهبه ولی باز خیلی موفق نشدند، دوست داشتم تو فصل 16 تموم بشه بالاخره...
ویژگی آخر کتاب که واقعا مهمه ترجمه کتاب بود، اصلا عالی بود، بابا دمت گرم جناب شهرابی عزیز، کارت خیلی درسته. خدا حفظت کنه، گاهی میگن کار معمولی با ترجمه خوب خفن میشه این از اونا بود برای من. چقدر شوخیارو قشنگ درآورده بود.
درآخر بگم این همخوانی هم تجربه خوبی شد برای من، من کم علمیتخیلیخوان پیش حرفهایها بودم و ایراداتی که اونا گرفتند به مراتب صحیحتر و بهتره، ولی درنهایت من دوستش داشتم ولی نمیخوام نمره 3.5ام رو چهار کنم چون پایانش خیلی جذاب نبود.
درنهایت خوشحالم که خوندمش، پیشنهاد میکنم اگر بیشتر از پانزده، شانزدهسال سن دارید و هنوز بصورت حرفهای عتخوان نشدید اینکار رو بخونید.
Fatemeh Rezvani
فکر کنم در خصوص آرتمیس دارید توضیح میدید
markar89
این ریویو در مورد چه کتابیه؟
love.is.books
ایده خوبی داشت ولی پرداخت نه، شخصیت پردازی خوبی هم نداشت. در آخر کتاب با خودم گفتم خب که چی؟ چی شد؟🤷🏻♀️
markar89
قبل از هرچیز بگم اگه قصد خوندن کتاب رو دارید، بهتره این نظر رو نخونید چون از اون کتاباییه که هرگونه اطلاعاتی موجب اسپویلش میشه و مزه کتاب میره.
دنیا داره به آخر میرسه؟ یا شاید هم رسیده و الان داریم تو یه شبیهسازی زندگی میکنیم؟ آیا این ناهنجاریهایی که در قرنهای مختلف روی داده، میتونه ثابت کنه که این دنیا واقعی نیست و فقط یه شبیهسازیه؟
این ماجرای اصلی کتابه که تازه بعد سه فصل، یعنی دقیقا از وسط کتاب، مطرح میشه.
گسپری رابرتز، شخصیت اول داستان در سفر زمان میکنه تا علت ناهنجاریها رو کشف کنه و شبیهسازی بودن یا نبودن دنیا رو ثابت کنه.
این نوع روایت داستان و غافلگیریهاش، برایم خیلی جالب بود.
ایده سفر در زمان هم که همیشه برام جذابه و مو به تنم سیخ میکنه.
موقع خوندن این کتاب یاد فیلم «پریدستنیشن» (Predestination) افتادم و برای همین حدس زدن انتهای کتاب، چندان کار سختی نبود.
در واقع این کتاب در برابر داستان پیچیدهی اون فیلم، خیلی ساده و سرراستتر بود.
قسمتهایی از کتاب که مربوط به زندگی «آلیو لوولین» و خود «گسپری رابرتز» میشد، برام جالب و خوندنیتر بود. به ویژه بخشهایی که دوران شروع یک همهگیری (مشابه دوران کرونا) رو توصیف میکرد که برای ماها خیلی وضعیت آشنایی داشت. اما مثلا انتظار داشتم ۲۰۰سال آینده، اقدامات متفاوتتری نسبت به الان انجام میدادند.
در کل نویسنده، توصیفات بخشهای مربوط به آینده را چندان سخت و پیچیده نکرده بود و صحبتی از تکنولوژیها و زندگی عجیب غریبی نبود. زندگی ۲۰۰ سال آینده، از خیلی جهات شبیه زندگی امروزی بود که به نظرم همین خواندن کتاب رو راحت کرده بود و خوانندهی ساده و غیرحرفهای با توضیحات اضافی، اذیت نمیشد.
ولی به شخصه انتظار داشتم مسائلی که در حال حاضر دغدغه جوامع هست، تا قرن بیستوسوم دیگه حل شده باشد. مثلا مثل دیدی که جامعه کنونی در مورد یک زن شاغل دارند.
جایی از کتاب راننده از آلیو میپرسد «چطور با وجود داشتن شوهر و یک دختر کوچک، پاشده اومده سفر کاری؟» و آلیو در ذهنش میگوید «مطمئنم که هیچ وقت همچین سوالی رو از یک مرد نمیپرسی.»
خیلی از کتابها، ایدههای خوبی دارند، حتی خوب پرداخته میشوند ولی در نهایت نمیتونند حرف اصلی خودش را بزند. دریای آرامش از معدود کتابهاییه که با وجود داشتن یه ایده جذاب و پرداخت جالب، خوب هم تمام میشود و نویسنده در نهایت سادگی، حرف و منظور اصلی خودش رو به خواننده میرسونه.
شاید امتیاز مناسب برای این کتاب ۳/۵ باشه، ولی از خوندنش لذت بردم و به نظرم استحقاق ۴ستاره رو داره.
حجم
۲۰۱٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۱
تعداد صفحهها
۲۴۰ صفحه
حجم
۲۰۱٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۱
تعداد صفحهها
۲۴۰ صفحه
قیمت:
۷۵,۰۰۰
تومان