
نظرات کاربران درباره کتاب معسومیت
۳٫۹
(۴۴)
farez
معسومیت(معصومیت)، عنوان کتابی که اثر جدیدتری نسبت به بقیه ی کارهای مستوره. کتابی که خوانش راحتی داشت و جذابیتش مثل همیشه به نثر منحصر بفردش برمیگشت.
یک اثر پست مدرن در سبک ایرانی! با همون ویژگی های معمول اینگونه آثار منتها ضعیف شده....از نوع بی کیفیتش!
من همه ی آثار مستور رو خوندم و میتونم بگم اون نبوغ اندکی ته کشیده... دچار تکرار شده و جذابیتش کم شده. اما در عین حال هنوزم یه سر و گردن بالاتره از خیلی آثار نویسنده های ایرانی...
و اما کتاب....
فلسفه ی پشت اون...فلسفه ی بی منطقیه، نوع نگارش و قواعد دستوریش مختص اونه و جذابش کرده.مثل همه ی آثار پست مدرن، برش خورده ی یک زندگیه، عصیانگره و شخصیتهاش خاکستری و بدون قضاوت باقی میمونن و همه چیز رو روی دست خواننده میگذارن...اگر تا حالا اثری از مستور نخوندین، این کتاب میتونه شروع خوبی باشه. ولی اگر قبلیا رو خوندین، ممکنه این براتون رو به زوال به نظر برسه.
پس در نهایت، معسومیت...کتابیه که برای شروع و آشنایی بااین سبک و نگارش پیشنهاد خوبیه، اما چون کامل و بی نقص نیست نمیتونه نماینده ی تمام و کمالی برای اون باشه...
به اونهایی پیشنهادش میکنم که از یک کتابخوانی بلند و راکد خسته ان و دلشون کمی در قالب نبودن میخواد
آزادی....
و همین....
farez
سلام جناب محمود عزیز...
ممنونم از انرژی مثبتی که دادین.
حقیقتا اینگونه که فرمودید نیست اما نهایت تلاشم رو میکنم که مفید باشه برای دوستان...
باز هم ممنون از حسن نظرتون.
کتابخوان باشید
mahmood
این دقیقاً کاریه که من با نظرات شما میکنم خداییش طاقچه باید یه صفحه به شما و معرفی کتابهاتون اختصاص بده ! نظرات کامل و دقیق ! احسنت ممنون از وقتی که میزارید.
farez
سلام وعرض ادب
متاسفانه چنین امکانی وجود نداره. مگه اینکه یک کتاب که کاربر مورد نظرتون روش نظر گذاشته رو بیاد بسپارید، بعد سرچ کنید و از اونجا وارد نظراتش بشید.
imalializade
کتاب را چند روز مانده به عروسیام خواندم. وسط شلوغی خریدها و رفتنها و آمدنها و هیجانها و اضطرابها. مستور نویسنده عجیبی است. سادهنما است اما اصلا ساده نیست. گوشههای کوچک و زلالی از زندگی را پیدا میکند که احتمالا تا حالا بهشان توجهی نداشتهاید. معسومیت را دوست داشتم و خوشحالم که قرار است زندگیام را با آدمی شریک شوم که طبق توصیفهای مستور یکی از آن آدمهای معسوم روزگار است.
بهار قربانی
فعلن دو فسلشو خوندم و واقعا واقعا دوستش دارم، یه جوری با حاله، عین قلقلک یا غلغلک دادنه،تا حالا کتابی از مستور با این سبک نخونده بودم.
خیلی عشقه فعلن
Faride H
کتاب بی نظیر شخصیت پردازی شده و شما در حین خواندن این کتاب نمیتونید به شخصیت های برچسب خوب و بد بزنید . و نویسنده با مهارت تمام حرفا و نصیحت های بی نظیرش را به ما رسانده است.
و آه ای آقای مصطفی مستور جانم بدانید با خواندن تک تک این خطوط صدای شما در گوشم میپیچید... انگار که دارید برایمان سالینجر و شیمبورسکا میخوانید...
Marta
تایمی که مشغول خواندنش بودن خیلی بهم خوش گذشت قبل از این کتاب روی ماه خداوند رو ببوس رو خونده که اصلا جالب نبود ولی این یکی بدجوری حال داد ممنونم آقای مستور
محسن سنچولی
حتی اگر کتاب خون هم نباشید متن کتاب به راحتی شما رو درگیر میکنه و تا آخر میخونید. در ضمن سبک نوشتن من رو یاد ناطور دشت میانداخت. کتاب خوبی بود و خوندنش رو 100% توصیه میکنم
کاربر 10511491
این واقعا یکی از بهترین کتابایی که خوندم.
توی سبک رمان فارسی یکی از بهتریناس.
قلم نویسنده و همینطور داستان و شخصیت پردازی فوق العادهس.
баҳор
کتاب درباره لحظه های ست که می گذرد ما تا ابد می مونن تو اعماق قلب
Sahar B
کتاب معسومیت از مصطفی مستور یه داستان سادهاس، در عین حال مجذوب کننده. بر خلاف داستانهایی که نویسنده قصدی از نوشتن داره این فقط یه داستانه که باهاش همراه میشی . سادگیش برای من دلنشینه، مثل شخصیت خود نویسنده. جالب بود.
mahjoob
شخصیتهای معسومیت جوانانی هستند در جستجوی معنای زندگی. ماجرایی عشقی هم چاشنی اثر است. این رمان دیالوگمحور است و انگار سوالات و دغدغههای نویسنده در دهان شخصیتها گذاشته شده است. حرفها و پندهای عارفانه از زبان شخصیتها نقل میشود.
sobhan khoshsirat
وقتی شروعمیکنی همراه میشی تا آخرش. ساده، جذاب و گیرا
Yorous
درود بر اردی که مازی رو به مجبور به نوشتن این کتاب کرد دلم برای مرضیه و رگ آبی دستش، نادیا و صدای محزونش، حمیرا و معصومیت اش، لیلی و نامه های منحصرش، مامان مهناز و اقبال بدش، توران خانم و دسته گلش، مجید و کافه اتوبوسی اش، اردی که امیدوارم با این کتاب غم اش رو قورت بده و از سرمای سیبری اومده باشه بیرون، رابین و سه شغل شریفش و در نهایت برای خود مازیار و دنیای تنهایی عمیقش، تنگ میشه...
مصطفی
بامزه بود
Raz
اولینبار "روی ماه خداوند را ببوس"و ازش خوندم و شیفتهش شدم، اما وقتی عشق توی پیادهرو رو خوندم، گمونم چندان خوشم نیومد. شاید الان بعد از ۱۶ سال اگر بخونمش، نظرم عوض شده باشه.
چی شد دوباره رفتم سراغش؟ یادم نیست.
فکر میکنم تموم کتابای مستور تکراریه و انگار همه رو از روی هم کپی میکنه و همهی شخصیتاش، حتی اسماشون، عین همه، اما عجیب اینه که باز هرکدوم ویژگیهای ویژهی خودشونو دارن.
نمیدونم. فقط حس میکنم برا من مستور اون نویسندهایه که بعد از هر کتاب میگم: دیگه مستور بسه و باز وقتی چشمم به نوشتهای ازش میوفته، خودمو میزنم به اون راه و انگارنهانگار قرار بود ازش نخونم؛ مث کسی که معشوق بیوفایی داره که جواب نامههاشو نمیده و او به خودش قول میده دیگه براش ننویسه، اما هربار چشم باز میکنه و میبینه خودکار رو توی دست گرفته و واژهها مستقل از او دارن روی کاغذ پشتِ هم ردیف میشن.
بهخاطر مجید این کتابو بخونید. مجید دوس داره همون راننده اتوبوسی باشه که مسافرا بهش اعتماد میکنن و با خیال راحت توی دل شب به امید راهبلدیش میخوابن. 🌱
s.s.g
قلم عالیه آقای مستور مثل همیشه
Rozhya
خیلی کتاب قشنگی بود از اینکه تموم شد ناراحتم ...❤️🥺
pouria
قلم مصطفی مستور فوق العادست من از خواندن هیچ کدوم از کتاباش پشیمون نیستم این یکی که عالی بود
2m,z,s
جالب بود
aj
قلم متفاوت مستور، عجیبه و روایتش جذاب و گیرا
ریحانه
باورم نمیشه جناب مستور اونقدر از ایده خالی شده باشه که انتهای ایده پردازی ش برای این داستان غلط های املایی باشه :/
M
بی سر و ته و بدون هیچ پیام و هدف خاصی
ملیکا
زندگی بیهودهی مازیار ارزش روایت نداشت. اینهمه اصرار به پاکی زنان و مقصربودن مردان رو هم متوجه نمیشم! چه لزومی داره مازیار مدام جلوی حمیرا خودش رو تخریب کنه و نماد معصومیت (یا معسومیت) کتاب، زن باشه؟ زنی که هیچ نشونی از تقدس و معصومیت نداره. چیزی بهم اضافه نکرد اگه خیلی خوشبینانه بگم چیزی ازم کم هم کرد!
ایران آزاد
یاد اون مرغفروشی افتادم که برای جلب مشتری «مرغ» رو نوشته بود «مرق»... به همین مسخرگی.
حجم
۱۳۱٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۸
تعداد صفحهها
۱۹۲ صفحه
حجم
۱۳۱٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۸
تعداد صفحهها
۱۹۲ صفحه
قیمت:
۹۵,۰۰۰
تومان