
نظرات کاربران درباره کتاب یک روز مانده به عید پاک
۳٫۶
(۸۷)
ایران آزاد
کتاب «یک روز مانده به عید پاک» یک رمان کوتاه از خانم «زویا پیرزاد» است. ایشان که خود ارمنی هستند، این داستان دو پاره را از زبان یک مرد ارمنی تعریف میکنند.
پارهی نخست کتاب خاطرات کودکی «ادموند» را در دوازده سالگی نقل میکند و پارهی دوم مربوط به بعد از ازدواج او است.
حس من از خواندن این کتاب، حس خوابیدن در یک حوضچهی آب گرم بود که ماجراها گاه در همریخته و بدون رعایت ترتیب زمانی ذهنم را نوازش میدادند. شاید مهمترین تفاوت این کتاب با «چراغها را من خاموش میکنم.» در همین گسستگی و درهم بودن خط زمانی داستان باشد.
در رمان منتظر چیزی خاص یا کشف معمایی پیچیده و شگفت نیستید. دل به جریان خاطرات (ذهنی و غیرواقعی) نویسنده میدهید و فارغ از چگونگی فرجام داستان، از مسیر لذت میبرید و دلنگران دغدغههای نویسنده مانند برخورد مذاهب، عشق، تقابل سنت و تعقل، دشواریهای زن بودن و... میشوید.
تنها مسالهای که کمی ذهنم را درگیر کرد و هضمش برای من سخت بود، روایت داستان خانم پیرزاد از زبان یک مرد بود. خواندن این کتاب تنها یک روز برای من به طول انجامید و به شما هم، اگر طالب اینگونه داستانهایید، خواندنش را توصیه میکنم.
ریحانه
دلنشین و قشنگ بود .البته هرگز نه به قشنگی چراغها را...
کاربر 9942017
خیلی خوب بود ولی من دوست داشتم بدونم سرنوشت طاهره چی شد
کرم کتابخوان
نمی توانم برای این کتاب زیبا و سنگین چیزی بنویسم.
فقط یک جمله و تمام
باشکوه بود
mohadese
"یک روز مانده به عید پاک "
داستان ، پرده هایی از کودکی ، میانسالی و کهنسالی یک مرد ارمنی به نام ادموند رو روایت میکنه.
بعد از " چراغ ها را من خاموش میکنم " و " عادت میکنیم " ، سومین کتابی بود که از زویا پیرزاد میخوندم.
دوستش داشتم ، خیلی زیاد . قلمش و داستان هاش در عین سادگی و فراز و فرود نداشتن ، خیلی دلنشینه برام.
یه جورایی ،خودِ خودِ زندگیه .
پیشنهاد میکنم بخونین ازش✨
𝑻𝒂𝒎𝒊𝒍𝒂
بازهم کتابی از زویا پیرزاد که به بهترین شکل، "زن" رو توصیف میکنه...
این کتاب یکم منو یاد(سمفونی مردگان) انداخت، همون پرش های زمانی، همون گنگی و در عین حال، همون زیبایی عجیب توی بیان تضاد ها و سنت شکنی ها در دل یک داستان معمولی روزمره.
داستان، روایتی از زندگی ادموند، ارمنی ساکن ایران در سه برش زمانیه؛ وقتی با مادرش زندگی می کرد، زمانی که با همسر و دخترش بود و بعد از مرگ همسرش. چیزی که تو هر سه زمان مشترکه، روایت ادموند از زنان اطرافشه، از مادرش که خوب دلمه رو نمی پیچید و زخم زبون های مادرشوهرش رو بخاطر متفاوت بودنش تحمل میکرد، از همسرش که همیشه یادش بود هدیه ی ازدواج همسایه هارو بده و به کلیسا بره، و از دخترش که عاشق یک غیرارمنی شده بود..
اینکه داستان از زبان یک مرد روایت میشد برام متفاوت و خاص بود، به تصویر کشیدن زن های مختلف و رفتار اجتماع با اونها مثل همیشه عالی بود و صفحات پایانی کتاب هم به نوعی، نقطه عطف کتاب محسوب میشدن. در کل کتاب رو دوست داشتم، اما نه به اندازه ی(چراغ هارا من خاموش میکنم)!
Sharareh Haghgooei
کتابهای زویا پیرزاد رو دوست دارم ساده و روان از روزمرگیها و زندگی عادی آدمها می نویسه. علت اینکه به این کتاب امتیاز ۵ ندادم این بود که یک جورهای داستان کوتاه که من خیلی دوست ندارم
زینب
ولی آخرش طاهره چی شد....
بهاران بانو65☫
عالیییییبییی👏👏👏خوشخوان،روان،جذاب
یک نفس وبی وقفه خوندم ولذت بردم
Fatemeh
تو حال و هوای جنگ و درست تو روزایی ک تهدید شدیم زیرساخت های انرژیمون مورد هدف قرار میگیره، دنبال یه کتاب جذاب و در عین حال روان و بدون پیچیدگی بودم که برای چندساعت هم شده منو از این فضا و استرس دور کنه و با این نویسنده و کتاب هاشون اشنا شدم
و چه انتخاب خوبی بود…
فا
کتابهای زویا پیرزاد رو برایم لمس زندگی ملموس و ارومش باید خوند.
Fatimaoao
شخصیت اول داستان ادموند ، پسری ارمنی که از کودکی تا کهنسالی با او همراه میشوید . مروری بر خاطرات کودکی خواهید داشت و تا سن هفتاد هشتاد سالگی را خیال و کسالت را در کهولت سن تجربه میکنید. این اثر خط زمانی پیوسته ایی رو دنبال نمیکنه اما به خوبی مخاطب رو با خودش همراه میکنه.
کتابی کوتاه و روان که همیشه گوشه ایی از ذهن باقی خواهد ماند ... مرسی از زویا پیرزاد عزیز بابت خلق این اثر دلنشین✨
مبینا
بعد از کتاب چراغ ها را من خاموش میکنم از همین نویسنده، این کتاب رو خوندم. کتاب خیلی خوبی بود و به نظرم بزرگ ترین ایرادش همین نسبتا کوتاه بودنش بود. کتاب واقعا پتانسیل این که طولانی تر باشه رو داشت. نسبت به کتاب های دیگه نویسنده بعد از بهترین کتابش که چراغ ها را من خاموش می کنم هست، این رو بیشتر پیشنهاد میکنم. مخصوصا چون باز هم درباره یک خانواده ارمنی و فرهنگشون هست و همین جزییات زندگیشون کتاب رو خیلی جالب و خوندنی کرده بود. البته از اینکه آیا کتاب به واقعیت نزدیکه یا نه مطمئن نیستم ولی احتمالا بخش زیادی از کتاب به حقیقت زندگی ارامنه نزدیک هست. در کل کتاب دلنشینی هست و اگه دلتون یه کتاب کوتاه از برشی از زندگی افراد دیگه میخواد پیشنهادش میکنم.
فروغ
دوست داشتم مثل همیشه روان و جذاب انگار خط به خط کتاب رو داری زندگی میکنی و اونجا حضور داری تمام آثار خانم پیرزاد قابل لمس هست و دلنشین 🍀🍀
کاربر 7617065
جالب بود
کاربر 3798985
کتابها ی ایشان جالب و نثر روان دارند
ponyo
در مجموع، برای من «یک روز مانده به عید پاک» بیشتر یک تجربهی حسی و فضاسازی است تا یک داستان پرکشش. اگر کسی دنبال قصهی پرحادثه و اوجوفراز شدید باشد، شاید ناامید شود؛ اما اگر حوصلهی دقیقشدن در جزئیات زندگی روزمره و کشف تنهاییهای بیصدا را داشته باشد، کتاب میتواند آرامآرام زیر پوستش برود
کاربر 9103025
خانم پیرزاد تورادرون زندگی میبرد.
کاربر 4261188
بد نبود
کاربر 8605439
کارهای خانوم پیرزاد ازآن دسته کتابهایست که میتوان یه نفس سرشان کشید ! خواندنی و جذاب
کاربر 2413033
به نظر من فقط اول کتاب و دوران بچگی قشنگ بود بقیه کتاب رو دوست نداشتم
Sahar2505
بیشتر ساده، بسیار روان
خاطرات یک مرد ارمنی در سه برهه زندگی
تو این داستان نباید دنبال اتفاق خاص یا شگفت انگیزی بود
فقط باید از سادگی رمان لذت برد
من که خیلی لذت بردم
کاربر 4095879
من این کتاب رو بعد از چراغ ها خوندم. و باید بگم خیلی بیشتر از چراغ ها من رو تحتتاثیر قرار داد.
واقعا لذت بردم از هردو کتاب
پیشنهاد میکنم حتما بخونید.
کاربر 1557540
بنظرم کتاب های زویا پیرزاد برای روزهایی که بخوایم از دنیا فارغ بشیم و یک کتاب سبک همراه داشته باشیم عالیه
VaFa
مجموعه داستان کوتاه(یک روز مانده به عید)شامل سه داستان کوتاه و ساده از روزمرگیهای یک مرد ارمنی و خانواده اش در سه دوره زمانی است که بنده داستان اول که مربوط به دوره کودکی شخصیت اصلی داستان میباشد را پسندیدم.
R.Khabazian
کتاب رو به پیشنهاد خانم محیا ساعدی
در برنامه "اکنون" خواندم و از تجربه کردنِ
قلم خانم پیرزاد برای نخستین بار،
بسیار خشنودم! ❤️
.
کتاب، طعم روزهای بهاری داره و مربا
با بوی بنفشه ها و حال و هوای عید پاک...🌸
حال و هوایی که توام با شیرینی و تلخیهاست
و مسائل زندگی یه خانواده ارمنی رو
به خوبی به تصویر میکشه که به نظرم،
پررنگ ترینش اختلاف اعتقادی با سایر ادیان بود.
مسأله ای که "ادموند" در کودکی، بسیار
باهاش مواجه میشد و مایه تعجبش بود
اما در بزرگسالی و زیست خودش، این مرزها رو
تقریبا از بین برد و سلوک برادری و برابری رو
در ذهن و کردارش حاکم کرد🌱
.
خوندنش رو در فصل بهار
بسیار توصیه میکنم👍
اگه میخوایید ماجرایی پر از
حس و حالِ خوب بخونید
و با زندگی ارامنه کشورمون آشنا بشید🌹
خودِ خودِ سِوِروس اِسنیپ
نرم و لطیف مثل بقیه ی کتابهای خانم پیرزاد❤
xmaed_ 🐈⬛
از اون کتاب هایی بود که بهم حس خوب میدن
banoo
بسیار زیبا و خواندنی
کاربر 4461219
داستان روان و حال وهوای خوب
کاربر 3100129
دوست داشتم
حجم
۷۴٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۰
تعداد صفحهها
۱۱۲ صفحه
حجم
۷۴٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۰
تعداد صفحهها
۱۱۲ صفحه
قیمت:
۵۶,۰۰۰
تومان