
نظرات کاربران درباره کتاب لذت خواندن در عصر حواس پرتی
۲٫۰
(۱۷)
sin sin
اگه بخوام تا جایی که خوندم خلاصش کنم میگه: "سخت نگیرید هر کتابی که دوست دارید بخونید و به توصیههای مختلف گوش ندید دنبال کردن مسیر لذت شخصیتون برای خوندن کتاب راه رو واستون باز میکنه و کم کم شمارو کتاب خون میکنه"
.
نقد👇🏾
ترجمهاش سخت و گنگه! و جذابیت کتاب رو به شدت کم کرده
با اینکه خودم کتاب خوندن رو دوست دارم اما متن کتاب جوری نیست که اشتیاق به خوندن و انگیزه رو برای ادامه دادن کتاب بیشتر کنه، من دارم صبوری میکنم و ادامه میدم اما برای کسی که میخواد به وسیلهی این کتاب انگیزهش برای خوندن بیشتر بشه توصیه نمیکنم!
mohammadreza
درود این صبوری شما برای این که کتاب براتون جذاب باشه در ادامه ور تضاد با حرف خود کتابه که میگه وقتی لذت نبردی از کتاب شهامتش رو داشته باش و کنار بزارش
kiana
ترجمه یکم چغره! از نظر من روان و ملموس نبود.
mino jeyhan
من کتاب رو تا صفحه 66 خوندم. به نظر میرسه که این کتاب صرفا یک ترجمه جمله به جمله باشه. کلی اسم نویسنده و کتاب خارجی که برای یک مخاطب فارسی زبان نا آشناست. بهتر بود چنانچه مترجم محترم، فحوای کلام رو درک کرده، اون رو برای مخاطب فارسی زبان، قابل فهم تر و روان تر بدون ذکر این همه کتاب و نویسنده ناآشنا بیان میکرد. در ضمن موندم که چرا نهاد کتابخانههای عمومی کشور از اون حمایت کرده با این ترجمه نامانوس!!!!!
محمدحسین
به نظر من مهمترین نقدی که به ترجمهٔ کتاب «لذت خواندن در عصر حواسپرتی» وارده اینه که اصلاً روان نیست. متأسفانه این نقطه ضعف مختص بخش خاصی نیست و تو خط به خط و فصل به فصل کتاب به وفور به چشم میخوره و تو ذوق میزنه. این مسئله باعث شده کتابی جلوی چشم خواننده قرار بگیره که پر از کلمات سنگین و چغر و بدبدن و عصاقورتدادهست. واقعاً خوندن این کتاب برای من آزاردهنده بود. لطفاً از طرف من به مترجم کتاب بگید: «جون مادرت دیگه این جوری ترجمه نکن!» هرچند از حق نگذریم خود نویسنده و محتوای نوشتههاش هم چنگی به دل نمیزد. اصلاً حرف خاصی برای گفتن نداشت. تنها چیزی که سعی میکرد به خواننده بفهمونه این بود که خودتون رو به خوندن کتابهای کلاسیک مجبور نکنید. همین. بقیهٔ کتاب مدام از این شاخه به اون شاخه میپرید و دست و پا میزد و پرحرفی میکرد. من توقع داشتم دربارهٔ عوامل حواسپرتی مثل تلویزیون و شبکههای اجتماعی بیشتر صحبت کنه. راهکار بده. ایدهٔ جدیدی مطرح کنه. از تجربیاتش بگه. اما متأسفانه این طور نبود. نمونهای از کلماتی که عجیب روی اعصابم بودن: به طرق بسیار زیادی (صفحهٔ سپاسگزاری) به هیچ روی (ص ۱۹) - ممکن بود خواندن را وانهد (ص ۱۹) - خودبهسازی (ص ۲۳) - پهنهٔ بینهایت گونهگون (ص ۲۳) - گرواندن مردم (ص ۲۴) - نصایح (ص ۲۷) - اوقات متأملانه (ص ۲۹) - هر کتابی را محض خاطر خودش بخوانیم (ص ۲۹) - غمافزا (ص ۳۱) - ازخودمتشکر (ص ۳۵) - یگانه تجربهٔ ادبی (ص ۳۵) - ناآماده (ص ۳۷) - کتاب فکورانه (ص ۳۹) - گسست در جریان خواندنتان (ص ۶۷) - ابزار یادیاری (ص ۶۷) - نامخرب (ص ۷٠) - مخاطرات (ص ۸٠) - ناکامل (ص ۸۱) - ناهشیار (ص ۸۳) - با آنها رویارو شود (ص ۹۱) - خطابهٔ گشایشی (ص ۹۲) - متعاقب خودکشی (ص ۹۲) - اجبارآور (ص ۹۵) زنگ بلاانقطاع تلفن (ص ۹۶) - نالازم (ص ۱٠٠) - آزارنده (ص ۱۱۷) - تمرکز ناگسسته (ص ۱۱۷) - مواجههٔ فارغالبال (ص ۱۱۷)
m.houshyar
مرسی دوست عزیز که انقدر با حوصله برای مخاطبین بعدی این نکات رو یادداشت کرده و منتقل کردید.
محمدرضا قراغانی
درود. کتاب جستار های مختلفی با محوریت خواندن و تجربه های حول خواندن هست.دو جستار اول شلوغ و پر از اسم کتابه و واقعا گیج کننده است اما بعد از دو جستار اول تازه تونستم با کتاب ارتباط بگیرم و برای هر جستارش یک عالمه ایده و خاطره و حرف های خودم راجع به کتاب خونیم رو یادم میاره.
شاید بگیم خب این کتاب رو بخونیم چی بشه؟
من نظرم این کتاب ها مثل نقشه کلان هستند
هر کتاب که می خونیم یک بخشی از این نقشه رو تکمیل می کنه و این کتاب با به کلیت نقشه کتاب های خوانده شده ما فرم می دن
خلاصه کیف کردم باهاش
خفن بود
حسابی باهاش یادداشت کردم و بهم خوش گذشته
(ترجمه هم خوب نبود قبول ولی بد هم نبود من بعد از دو جستار اول تونستم باهاش ارتباط بگیرم)
hasan behjoo
کتابی درباره کتاب ها.
کتاب توصیه می کند که انتخاب کتاب ها را براساس هوس و نیاز انجام بدهیم و ان کتابی که دوستداریم و علاقه داریم را بخوانیم. البته من متوجه دلیل و شواهد برای ان نشدم .
زمانی که کتاب را می خواندم این کتاب در زمره هوس و علاقه من نبود شاید روزی به نوشته های ان تحساس نیاز کنم و بدان برگردم
Sajad Mehnati
این محتوای جالب و ارزندهای داره و واقعا میتونه نگاه و ایده جدیدی بهتون بده، اگر برای خوندنش شک داشتید حتما مقدمه کوتاه کتاب رو بخونید، اونجا نویسنده به شکل صریح و دقیقی توضیح داده که مطالعه این کتاب برای چه افرادی سودمند هستش و چه کسانی مخاطب کتاب نیستن.
اما فارغ از محتوا، نویسنده به شکل خطابهگونهای مطالبش رو بیان میکنه، انگار جیکوبز منبر رفته باشه یا توی یک همایش پشت میکروفون مشغول سخنرانی باشه؛ اینه که اگرچه کتاب از یک سیر و مسیر پیروی میکنه اما به سختی میشه گفت ساختاریافتهست. نقل قول های متعدد و گاه و بیگاه و بعد ارجاع به اونها در صفحات بعدی، به همراه سیر سقراطی نویسنده در شرح ایدههاش، تا حدی خوندن کتاب رو دشوار کرده.
از طرفی، ترجمه بعضا ضعیف، مسیر فهم مطلب رو به شدت سنگلاخی کرده و در نتیجه ممکنه در اواسط کتاب به خودتون بیاید و ببینید که واقعا چیز زیادی از ایدههای جالب و مفید کتاب به خاطر ندارید. از اون بدتر اینکه تمام پاورقیهای نویسنده آخر ایبوک اومده و یا دائما باید بهشون رفت و برگشت داشته باشید یا از خیرشون بگذرید و طبیعتا از یک سری توضیحات نویسنده غافل بشید.
خلاصه این کتاب اگرچه با نگاهی نو، عمیق، دقیق و جذاب به نگارش دراومده اما سبکش مثل تقریرات درس یک استاد منبریه، ترجمه ضعیفی داره، ساختار خاصی نداره و به ندرت از یک نظم آموزشی در شیوه بیان بهره میبره، پس اگر تصمیم گرفتید بخونیدش حتما یادداشت بردارید یا بریدههای کتاب رو برای خودتون سوا کنید تا بتونید با حذف مثالها و نقل قول های بیپایان نویسنده، یک مقدار متنش رو برای خودتون تنقیح کنید.
مصطفی
خوب بود
حجم
۲۳۳٫۹ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۶
تعداد صفحهها
۲۰۰ صفحه
حجم
۲۳۳٫۹ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۶
تعداد صفحهها
۲۰۰ صفحه
قیمت:
۵۵,۰۰۰
تومان