
نظرات کاربران درباره کتاب بانو گوزن
۳٫۷
(۸۳)
کرم های شب تاب
از خصوصیت یک کتاب خوب اینه که یکی از شخصیت های داخل کتاب رو زندگی کنی.
و من به طرز عجیبی دارم با طاطا زندگی میکنم این کتاب داستان اون نباید هاست که انقدر میترسیم که انکار میکنیم اون ممنوعه ها رو در ذهن داریم
khorshid
نثر روانی داره، شخصیت پردازی ها عالیه، داستان ابعاد مختلف شخصیت یک زن رو نشون میده، تغییر و انطباق با شرایط. از گوزن هم بعنوان نماد استفاده شده که اونم شکل های مختلفی به خودش میگیره. در واقع ترکیب رئال وفانتزی هست. من که دوست داشتم وپیشنهاد میکنم.
fatemeh
متن کتاب روان بود و تعلیقش متوسط روبه بالا
اما پراکندگی زیادی در کتاب وجود داشت و زیاد از این شاخه به اون شاخه میپرید. همین طور بعضی جاها که گیج کننده میشد پایان کتاب رو هم چندان نپسندیدم.
فرزانه
من دوسش داشتم. یه جاهایی مثلث طاطا فرشاد و سارا من رو یاد اسکارلت اشلی و ملانی مینداخت. سارا خیلی شبیه ملانی بود برام
سپیدار
اولین اثری بود که از خانم حسینیان میخوندم. برام جذاب بود. چون زبان روانی داشت و کشمکشها هم خوب بودن. تند خوندم تا به پایان برسم ولی به نظرم بزرگترین نقطه ضعف کتاب پایان بندیش بود! میتونست خیلی بهتر تموم بشه. گوزن خود طاطا بود، روح و روان آشفتهش! یا دستکم من اینطور تصور کردم. بازی با گوزن و بوی جنگل رو دوست داشتم.
mobinht
داستان روون و خوبی بود اما پایانبندی تو ذوقم زد.
Maryam Shahriari
برای منی که ژانر رئالیسم جادویی رو دوست دارم، کتاب بدی نبود. اما خوب هم نبود! چون برای نوشتن دربارهاش، یا حتی برای امتیاز دادن بهش مرددم...
از یک طرف سیال بودن فکر طاطا رو به عنوان زنی که کتاب حول پریشون حالیش بین عشق و نفرت به همه چیز میچرخه رو نقطه قوتش میدونم، از یه طرف گاهی خودم رو هم گیج میکرد.
حضور گوزن یه جاهایی مناسب بود و خوب تعریف شده بود، ولی باز یه جاهایی درست تعریف نشده بود و آدم رو گیج میکرد.
نمیدونم! شاید همونطور که طاطا با معلق بودن خودش بین عشق و نفرت اطرافیانش رو گیج میکرد، مریم حسینیان هم داشت با ما همین کارو میکرد. برای همین مدام بین این مرز باریک در رفت و آمدم...
و البته...
بعد از مدتها مطالعه نکردن رمان، این کتاب رو با غمی لطیف خوندم. به یاد زنی که سالها پیش از اینکه نویسنده معروفی بشود دوست اینترنتی من بود، و بعد مسیرمان از هم جدا شد، و امروز که این نوشتهاش را خواندم تنها در لابلای داستانهایی که نوشته زنده است...
روحت شاد مریم عزیزم...
۲۷ مرداد ۱۴۰۴
تهران
مهتاب
از خط به خط این کتاب لذت بردم.
اِلوچ
یک طورهایی شاید بشود گفت شبیه به سبک رئالیسم جادویی ست،
اینقدر که این گوزن خیالی، قشنگ و باهوشانه در خلال داستان گنجانده شده بود، که منِ خواننده دلم میخواست که در عالم واقعیت وجود خارجی داشت. و من هم برای خودم یه همچین حیوانی میداشتم.
neginafshari
رمان، نگارشی بسیار روان و گیرا داشت. تعلیق ها و سبک نگارش عالی بود.
سعیده آرین
کتاب بانو گوزن سخت خوان نیست و نثر نویسنده همچون دو اثر دیگر مریم حسینیان مخاطب را با خود همراه می کند. این کتاب قصه طاطا زن رنج کشیده ای با گذشته ای پر از زخم است که تصمیم گرفته کسب و کار خودش را راه بیندازد و در همین ابتدای راه درگیر بارداری ناخواسته پر زحمتی شده است.
طاطا با صراحت جزئیات بی رحمانه ای از رفتار، عادت ها و اندیشه های پنهانی اش را با مخاطب مطرح می کند، مجموعه ترسناکی از تفکرات پیدا و پنهان که مخاطب اش را حسابی گیج می کند و در نهایت هم شخصیت پردازی می لنگد و تصویر متناقصی ترسیم می شود از زنی که نمی دانی باید در حق اش دلسوزی کرد! بدخواه و کینه جوست و با روش های غیراخلاقی به مقصد می رسد! و یا اینکه او اساسا بیماری روحی روانی است! بدیهی است نویسنده می کوشد در پس سطور کتاب رنج های زیست زنانه در جامعه مردسالار را نمایش دهد اما در ترسیم کاراکتر طاطا به دلیل پرداخت ناموفق ارتباط حسی و همذات پنداری در مخاطب شکل نمی گیرد و تا انتها مشخص نیست چرا این زن فاقد تمامی عواطف انسانی است. بانو گوزن در عین حال که با رئالیسمی مستند گونه جزئیاتی از سبک زندگی، عادات و ادبیات مردم در تهران معاصر را تحریر می کند با جسارت به دنیای خیال هم وارد می شود و این تناقض دلنشینی است که احتمالا خواننده انتظارش را ندارد و باورش می کند اما ورود شخصیت گوزن هم به اندازه شخصیت طاطا گیج کننده است و تا انتها هم مشخص نیست کارکرد این حیوان خیالی چیست، جایی نویسنده به او مقام حامی را می دهد و در صفحات بعد کارکردش را عوض می کند، این گوزن چه پیوستگی معنایی با شخصیت اصلی دارد؟ چرا یه عده آن را می بینند و دیگران نه! قراردادهای نویسنده با مخاطب در فصل های مختلف چندین بار تغییر می کند تا عنصر خیال هم به اندازه کلیت داستان مخاطب را به سرگیجه بیاندازد.
Zar
قلم نویسنده روونه، از صفحه اول باهاش ارتباط میگیری. روزمره از زبون یه خانمی به نام «طاهره» هست که دوستاش «طاطا» صداش میکنند. داستان از وسط زندگی طاهره (توی مهمونی شبنشینی طاهره و امیرعلی (شوهرش) با دوستان نزدیکشون فرشاد و سارا) شروع میشه و پیش میره. رفته رفته طاهره با روایت زندگیش دلیل ترسهاشو و فکراشو میگه و تا آخر کتاب تقریباً میفهمی چی به چیه و باهاش آشنا میشی.
من گاهی بهش حق میدادم، بیشتر جاها ازش عصبانی میشدم، به خصوص در مواجه با مردهای اطرافش مثل فرشاد، پرویز، رئیسش و ... . قلم نویسنده فوقالعاده گیراست ولی یه کم مفهومش سبک من نبود. همینطور یه جاهاییشو درک نکردم و نتونستم ارتباط بگیرم
رضوان
با خوندن این داستان متوجه خواهید شد که چقدر شبیه زندگی ما انسانهاست. به سختی توانستم با شخصیت خیالی گوزن ارتباط برقرار کنم. نه مثبته نه منفی یه جور شخصیت خاکستریه. داستان ناگهان با پرسشها و ابهامهای فراوان در ذهن خوانندگان به پایان میرسد. اما برای سرگرمی و وقت پر کردن کتاب سبکیه و ارزش یه بار خوندن داره.
اشکپور
خیلی خیلی دوسش داشتم فضای جذاب و وجود گوزن وسط موضوع داستان خیلی لذت بخش بود پارسال صوتیش رو گوش کردم ولی هنوز دارم بهش فکر میکنم
👍🏻👍🏻👍🏻
کاربر ۳۷۴۱۹۰۹
به پیشنهاد کتاب داستان نویسی می خوانم.نثر روانی دارد و از خلاقیت نویسنده لذت می برم.
فاطمه
قوی و شکسته ظالم و مظلوم علت و معلوم نثر قوی و پرکشش حتما غمگین اتون میکنه
کاربر 8548965
این کتاب در کل برام رضایتبخش بود.نقطه عطفش واسه من این بود ک شخصیت اصلی داستان خاکستری بود و تمایلات و افکار و احساساتش سفیدنمایی نشده بود. واسه همین میشد باهاش همذات پنداری کرد
Farzane sy
خیلی (بانو گوزن) رو دوست داشتم...قلم قوی...حسن تعلیق خوب، نثر جذاب و گیرا...در کمتر از دو روز خوندمش و لذت بردم...داستان خوب پرداخته شده...شخصیت طاطا جالب بود و واقعی...با همه ی کمبودها و عقده ها و تنها بودنش...
کاربر 10596764
خیلی نتونستم با شخصیت اصلی ارتباط بگیرم و درکش کنم
پایان بندیش هم خیلی رو مخ بود
حدیث؛
من نباید بعد از پایان این کتاب شبیه دخترای هجده سالهای که یه داستان عاشقانهی غمانگیز خوندن گریهم میگرفت و احساس تنهایی هجوم میاورد بهم.
شبیهش نه،
من خودشم.
BoOok
من دوستش داشتم اون فضای وهم و خیال شخصیت اصلی باعث کشش بیشتر داستان می شد. ✅️
fuzzy
ایوب مرادی در مقاله ای ،این رمان را نقد روانشناسانه کرده است، اگر این کتاب را خواندید خواندن آن مقاله هم خالی از لطف نیست.
heli
خیلی خیلی از خواندن این کتاب لذت بردم. حتما حتما بخوانید عالییییییی
2m,z,s
خیلی خوب نوشته بود . از زبان همچین شخصیتی
کاربر 9743454
یکی از کتابهای خوبی که در عمرم خوانده ام. سبک جدید و بسیار عبرت آموز
Hadis Vakilian
کتاب عجیبی بود.تاثیرگذار.روان. عمیق و در اخر اشک اور....خیلی عجیب بود انگار عمق روح ادمیزاد رو بی رحمانه می کاوید
کاربر نیوشک
این دومین اثریه که از مریم حسینیان خوندم. اونقدری گیرا مینویسه که نمیتونین کتاب رو رها کنین. نویسندهی قدری بودند.
Marzieh D
کتاب فوق العادهای بود، به شدت درگیر داستان شدم و یه روزه تمامش کردم، چند روز از مطالعهاش گذشته اما همچنان ذهنم مشغولشه!
وقتی فهمیدم نویسنده هم به تازهگی فوت کرده ناراحت شدم، روحشون شاد باشه.
گل پری
داستان اجتماعی وعبرت آموزی بود باروند داستانی متفاوت و جذاب قصه دختری از قشر اقتصادی ضعیف با مشکلات اجتماعی متعدد خانوادگی که ...
الهه
مدتها بود این کتاب را گذاشته بودم تو لیست خواندن ولی نمیشد امروز فهمیدم که متاسفانه خانم حسینیان آسمانی شدند😔 و دیگه اصلا نمیتونم برمسراغش
کاربر ۳۷۷۹۸۰۷
ترکیب فانتزی وواقعیت جذابی بود این که شخصیت اصلی داستان خودرا مورد مواخذه قرار می داد وخودرا مفابل خطاهایش قرار می دادوشخصیت خاکستری داشت جالب بود
Paras2 Vaziri
در وهله ی اول عاشق روایت داستان شدم و بعد شگفت زده از اینکه چقدر از شخص اول داستان بدم میاد طوریکه گاهی اوقات نمی تونستم درکش کنم و خوندن کتاب رو متوقف میکردم اما بعد دلم میخواست بیشتر بخونم و بفهمم
کل ذهنم رو درگیر کرد
کاربر 4069910
بسیار جذاب و خواندنی
Behnaz
کتاب نثر روان و گیرایی داره، گرچه قهرمان داستان خاکستریه ولی به دل می نشینه و کاملا میشه باهاش همذات پنداری کرد. شخصیت پردازی خوبی داشت، ترکیب خیال و واقعیت تازه و جذاب بود، پایان قصه گرچه غیرمنتظره بود ولی دوستش داشتم.
خودِ خودِ سِوِروس اِسنیپ
🤐🤐🤐🤐
m a
قلم عالی،داستان پردازی زیبا،پرداخت به یک موضوع روانشناختی و ریشه ای خانوادگی که منجر به چه اتفاقاتی در زندگی میتواند باشد.دوست داشتم
Mahsa Sadeghi
محتوای خاصی و معنی و مفهومینداشت برای وقت گذرونی بهتر از گوش دادن اهنگ بود برام
گویندگیه فوق العاده ای داشت
محیا
من کتاب را خیلی دوست داشتم و دو بار خواندم. کتاب دیگر این نویسنده یعنی بهار برایم کاموا بیاور را هم خریدم ولی مثل این کتاب جذبم نکرد. شخصیت راوی در طول کتاب گشوده تر و آشکارتر میشود و هر فصل انگار یک چیز تازه را در شخصیت او نمایش میدهد. من شدیدا خواندن این کتاب را به خانمهای باردار و یا کسانی که قصد بارداری دارند توصیه میکنم.
hkazemi
زبان داستان روون بود اما داستان پر از کثیفی و سیاهی بود.وجود گوزن حس مسخره ای به خواننده میداد.
Fateme Nahavandi
فضای کتاب واقعا سنگین بود بعد از ۱۰۰ صفحه دیگه نتونستم ادامه بدم
حجم
۱۹۱٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۹
تعداد صفحهها
۱۸۵ صفحه
حجم
۱۹۱٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۹
تعداد صفحهها
۱۸۵ صفحه
قیمت:
۱۲۳,۰۰۰
۶۱,۵۰۰۵۰%
تومان