
نظرات کاربران درباره کتاب پیش از آنکه قهوه ات سرد شود
۳٫۸
(۲۸۷)
S.KH
داستان درمورد کافه ای هستش که میتونه آدمها رو به گذشته ببره البته با یکسری شرایط و قوانین آدم هایی که به دلیل یکسری مسائل و اتفاقات توی زندگیشون تصمیم میگیرن به گذشته برن با وجود اینکه نمیتونن تغییری در زمان حال ایجاد کنن اول یکم اسامی برام سخت بود و حتی جنسیتشون هم تشخیص نمیدادم ولی جلوتر که رفتم هم داستان برام جذاب شد و هم با شخصیتا بیشتر آشنا شدم در کل کتابی بود که کلی حس خوب بهم داد
Fateme Nahavandi
چرا تا الان انقدر کم به این کتاب توجه شده؟؟؟
موضوع جذاب و بستر تا حدودی منطقی با وجود موضوع سفر در زمان .
اتمسفر و حال و هوای داستان هم جذاب و دوستداشتنی
والتر وایت
چون احساسات انسانی به خوبی به تصویرکشیده شده
زنبق
واقعا چرا ؟ خیلی قشنگ بود
sara nikooyi
با این نظر کتاب رو خوندم و واقعا ممنونم ازتون خیلی لذت بخش بود و با توجه ب شرایطی ک داشتم واقعا بهش نیاز داشتم از دنیای واقعی جدام کرد
eli
داستان درباره ی آرزوی همیشگی بشره؛سفر در زمان:)
ما همیشه فکر میکنیم اگه به گذشته برگردیم اوضاع الانمون رو بهبود میدیم،تو این کافه قراره به گذشته برگردن اما قرار نیست لحظه ی حال تغییری بکنه.
شاید کل قصه نوشته شده تا بگه اگه بیشتر به هم گوش بدیم و از قضاوت های شخصی دور بشیم،روابطمون با همدیگه بهتر خواهد شد.
برای تغییر اوضاع نیاز نیست حتما همچین کافه ای باشه و به گذشته بریم تا حرفای ناگفته رو بشنویم کمی درک و همدلی اوضاع رو "قطعا"بهتر خواهد کرد.
به خاطر حال خوب وبینشی که بعد از پایان کتاب بدست میارید"حتما توصیه اش میکنم"😇
Sogand Hamirad
جالب اینجاست با اینکه توی قانون هست با سفر به گذشته زمان حال تغییر نمیکنه.ولی همه کسایی که به گذشته رفتن زمان حال خودشون و آینده شون عوض شد بخاطر مواجه با گذشته
به دنبال آلاسکا
من این کتاب رو از نشر چشمه خوندم و واقعا ترجمش بینظیر بود👌🏻اوایل خیلی اسما رو قاطی میکنید و این طبیعیه😅رفته رفته بهش عادت میکنید
درمورد خود کتاب هم ارزش یه بار خوندن رو داره
داستان ایده جالبی داشت اما بنظرم نویسنده خیلی بهتر میتونست بهش بپردازه…یکم داستان شخصیت هاش با توجه به درخشان بودن ایده اصلی کتاب سطحی بود و زیاد هیجان خاصی نداشتن…
اما از حق نگذریم خود شخصیت ها خیلی خوب بهشون پرداخته شده بود و شخصیت پردازیشون کامل بود
درکل پیشنهادش میکنم🌸
kordelia
موضوع اینه که زندگی مثل نوشیدن یک فنجان قهوه است؛ تلخی شو میشه تعدیل کرد و باید قبل از اینکه که سرد بشه و دیر، تا میتونی عشق بورزی و حرف هات رو نگفته نذاری و بگذری و چشم پوشی کنی و برای رویاهات بجنگی...تموم حرف این داستان همین بود؛ اما خب داستان پر کششی که با خواندن خط اصلی انتظار داشتم نبود
Luna
این کتاب درباره سفر در زمانه اما داستان پردازی قوی نداره،و تعدد اسم ها ممکنه گیجتون کنه؛ و چون شخصیت ها رو خیلی کم توصیف کرده حتی نمیشه فهمید جنسیت اون ها چیه. درکل این موضوع همیشه پر طرفدار بوده و کتاب خوبیه اما میتونست خیلی خیلی قویتر باشه. جاهایی دیدم که این کتاب رو با کتابخانه نیمه شب مقایسه میکنن ولی این دو کتاب اصلا قابل مقایسه نیستن.
Elham
با شما کاملا موافق هستم
Fatemeh
یه صندلی توی یه کافه ی قدیمی وجود داره که افراد رو به گذشته میبره. اما قوانین آزاردهنده و دست و پا گیری داره. مهم ترینش اینه که زمان حال رو نمیشه تغییر داد. به همین دلایل اکثر افراد از رفتن به گذشته صرف نظر میکنن. با این حال افرادی هستن که با وجود این قوانین تصمیم میگیرن به گذشته برن. حتی یه نفرشون به آینده میره.بله، این امکان هم وجود داره. هر کدوم از اونها دلایل خودشون رو دارن. و البته، راضی از سفرشون برمی گردن. اما چرا؟ اونها نمیتونستن در زمان گذشته یا آینده حتی از روی صندلی بلند بشن. چی باعث شد اونها راضی باشن؟ و این سفر چه فایده ای براشون داشت؟
حال و هوای قشنگی داشت. متن و داستان پردازیش خوب و روون بود. و کتاب دوست داشتنی ای بود.
friend moon :)
اگر به این دست کتاب ها علاقه دارید، کتاب « کتابخانه نیمه شب » را توصیه می کنم این کتاب را حتی نمی توان با کتابخانه نیمه شب مقایسه کرد برای منی که ابتدا کتابخانه نیمه شب را خواندم و بعد شروع به خواندن این کتاب کردم خیلی سطحش پایین بود :(
آوینا۹۹
بعد از خوندن کتابخانه نیمه شب بهم پیشنهاد شد اینم بخونم ولی مثل اون جذاب نبود ، به جزییات محیط و افراد بیش از حد نرمال پرداخته شده و روند داستان کند پیش میره ، معمولی بود و سرگرم کننده و البته بسیار احساسی
یمنا
کتاب عالی با روایت زیبا و فضای دلنشین، دستش برای غافلگیر کردن مخاطب پر بود و میتونه تبدیل به یک فیلمنامه عالی بشه.
شخصیت پردازی هم خیلی خوب و فکر شده بود.
این کتاب خوشخوان و روون رو خیلی دوست داشتم
zaynab
جالب و جذاب بود و با اینکه تمام داستان در یک محیط اتفاق میفته خسته کننده نیست و شما رو تا انتهای داستان میبره ، شخصیت پردازی خوبی داشت و با تمام شخصیت ها میشد ارتباط گرفت و ملموس بودند. به نظرم میشد به شخصیت روح بهتر پرداخت و همینطور احساس میکنم داستان یک چیزی کم داشت ولی در کل از خوندنش لذت بردم .
Chica
▪︎داستان درمورد کافه ای هست که می تونه افراد رو به گذشته برگردونه اونم با شرایطی بسیار عجیب و دشوار.
▪︎خودم که کتاب رو خیلی پسندیدم و مهم ترین چیزی که ازش یاد گرفتم این بود که شاید نشه گذشته رو تغییر داد اما با تصمیماتی که الان می گیریم میشه هم گذشته رو جبران کرد و هم آینده رو بهتر ساخت همه چی بستگی به الانمون داره پس ناامیدی معنی نداره. همین موضوع باعث شد حس و البته درس خیلی خوبی از کتاب بگیرم و برام تجربه شیرینی رو رقم بزنه در حالی که غم عجیبی رو هم باهاش درک کردم.
▪︎این کتاب براتون خیلی جذاب خواهد بود اگه:
●کتاب های کوتاه رو دوست دارین
●کتاب هایی با قلم و نوشتار ساده و روان رو می پسندین
●یا اینکه مثل من به ادبیات شرق آسیا به ویژه ژاپن علاقه دارین
▪︎احتمالا کتاب رو دوست نخواهید داشت اگه:
●کلا از سبک تخیلی خوشتون نمیاد
●کتاب هایی با روایت سوم شخص رو دوست ندارین
●خوشتون نمیاد که کتاب شخصیت های زیادی داشته باشه و هر بخش داستان کوتاهی مربوط به زندگی یه نفر باشه (البته بخش های مختلف با هم ارتباط دارن)
▪︎از ترجمه ای که انتخاب کردم خیلی راضی بودم و تمام احساسات و افکار نویسنده رو به خوبی در ترجمه دریافت کردم.
▪︎در پایان امیدوارم از مطالعه ی کتاب لذت ببرین.
#چالش_کتابخوانی_۱۴۰۳
کاربر ۴۸۵۶۴۰۹
از نظر من داستان این کتاب کشش لازم برای ادامه را نداشت و بعد از مطالعه داستان دوم کتاب را نیمه رها کردم
Zohreh
۱۶۳.
ایده کتاب رو خیلی دوست داشتم.
یک کافه کوچکی هست که میتونه شما رو به گذشته برگردونه اما با رعایت یک سری شروط که اگه رعایت نشن شما میتونید تبدیل به یک روح بشید.
این آرزوی همیشگی آدمها برای سفر در زمان، مخصوصا گذشته، برای درست کردن یکسری چیزها، گفتن یکسری حرفها و شاید نگفتن خیلی چیزها در این کافه محقق میشه.
این که همیشه ته دلمون دوست داریم به عقب برگردیم یا در زمان به آینده سفر کنیم و سوالاتی رو بپرسیم یا حرفهای دلمون رو با کسی به اشتراک بذاریم و حتی گاهی فقط گوش کنیم به جای اینکه بذاریم و بریم.
تشخیص اسامی و جنسیت شخصیتها برام سخت بود اما به مرور متوجهشون شدم.
روایت آروم و دلنشینی داره. تجربهای مشابه با نشستن در یک کافه دنج در یک ظهر تعطیل پاییزی.
شما با شخصیتها در زمان سفر میکنید و احساسات مختلفی رو تجربه میکنید.
- جلدهای دیگری هم داره.
م.حکیمی
همون طور که همه گفتن کتاب در مورد یک کافست که میتونه شمارو به زمان گذشته یا آینده ببره اما زمان حال هیچ تغییری نمیکنه. به همین دلیل خیلیا سفر در زمانو بیهوده میدونن اما عده ای هم بخاطر آگاهی بیشتری که کسب کردن یا شهامت بیشتری که بدست آوردن این سفر رو لذت بخش و مفید میدونن.
با وجود محدود بودن شخصیت های کتاب اسامی باهم قاطی میشه و راحت نمیشه متوجه نسبت اشخاص باهم شد. همین یکم از جذابیت داستان کم میکرد.
Allabout_shin
داستان چیز زیادی نداشت اما مثل کتاب های دیگه ادبیات شرق آسیا تاکید نویسنده روی آوردن جملات خاص و داستان جذاب و گیرا نبود و بر رسوندن محتوا تکیه داشت ۴ تا داستان کوتاه که هر کدوم درس های ساده یا شاید یادآوری های ساده ای برای زندگی انسانی هستند در مجموع کتاب ساده و دوست داشتنی ای بود و برای استراحت دادن به ذهن بین کتاب های دیگه عالیه
Sarina
عنوان کتاب خیلی برام جذاب بود برای همین نسخه چاپی رو خریدم.
الان نصف کتابو خوندم اما خیلی جذاب نبود و یه کتاب معمولی بود برام.
اینطوری نیس که نصفه رهاش کنم اما فکر نمیکنم مجددا دلم بخواد بخونمش.
اما به هر حال کتاب سلیقه ایه و ممکنه یه نفر خوشش بیاد و یه نفر نه
kikitheaddict
عنوان و خلاصه اش برام جالب به نظر اومد و برای همین شروعش کردم ولی تا وسطاش چندین بار خواستم ولش کنم چون جذبم نمیکرد، جلوتر که رفت بهتر شد اما به نظرم کلا احساسات آدماهایی که به گذشته و آینده رفتن رو اونقدر عمیق بیان نکرده بود که خواننده رو تحت تاثیر قرار بده.
M.TORABI
#پیش_از_آنکه_قهوهات_سرد_شود
تاریخ شروع: ۱۰ شهریور
تاریخ پایان: ۱۱ شهریور
امتیاز: ۳.۶
این کتاب در مورد یک کافه قدیمی و عجیب و غریبه که یک صندلی اش قابلیت اینو داره تورو ببره به گذشته یا آینده اما با قوانینی که یکیش اینه قبل اینک قهوه ات سرد بشه باید بخوری و وقتی خوردی تموم برمیگردی به زمان حال.
این صندلی ولی در قرق یک خانمیه ک رفته بوده به دیدن همسر فوت شده اش در گذشته و چون مواظب قهوه اش نبوده و اون سرد شده برای همین تبدیل به روح شده و اگ به زور اینو از صندلی بکشی کنار طلسمت میکنه. وقتی میتونی از این صندلی استفاده کنی ک این خانم بره دستشویی🤭 و ...
بهرحال کتاب در مورد خود تاریخچه کافه و اشخاصیه ک از این صندلی استفاده میکنن و چون قانونه ک آینده و زمان حال تغییر نمیکنه باز هم از اون صندلی استفاده میکنن ولی خب ....
به این خاطر از این امتیاز بالاتر ندادم چون ۱ بحث اینده رو برای فومیکو ک توضیح میداد قبول کردم اما کی رو نه، اصلا از کجا میدونست ک بچه اش قراره تو کافه بیاد🤔
و دومیش این بود ک رومنس داستان بهم نچسبید یجورایی خشک بود
اما کتاب جالبی بود و برای یبار خوندن بدک نیست
تازه اون گربهه هم الکیه رو جلد اصلا تو کافه نیست
ladan ch
خیلی خیلی کتاب قشنگی بود. من خیلی دوسش داشتم و در عرض 4روز تمومش کردم و کلی حس خوب ازش گرفتم. قطعا هیچوقت فراموشش نمیکنم. کسانی که کتابخانه نیمه شب رو خوندن و مورد پسندشون بوده، این کتاب رو هم دوست خواهند داشت
با خوندن این کتاب داشتم فکر میکردم اگر من هم این فرصت رو داشتم که به گذشته یا آینده برای یه تایم کوتاهی سفر میکردم چه کسی رو میخواستم ببینم یا چه کارهایی رو باید و یا نباید انجام میدادم، بعد از اتمام هر قسمت بیشتر به خودم اومدم و تجدید نظر کردم راجع به زندگیم. گذشته رو کاری نمیشه کرد. آینده نامعلومه. ولی زمان حال مهمه و این حال هست که آینده نامعلوممون رو میسازه.جوری باشیم که حسرت الان رو ک تبدیل به گذشته میشه، در آینده نخوریم. ❤🌌🌏
زی زی
خیلی دوسش داشتم. موضوعش جدید و جذاب بود.
hajar
یه رمان تخیلی و جذاب
•نسرینطلا•
پیش از آنکه قهوهات سرد شود،کتابی که یادآوری میکنه زندگی کن قبل اینکه زندگی تموم بشه.از هر لحظه لذت ببر و به فکر گذشته نباش، چون با فکر کردن به گذشته چیزی تغییر نمیکنه.نگران آینده نباش چون آینده هنوز نامعلومه.
با خوندنش حس میکردم روی صندلی یه گوشه از کافه نشستم با تموم شخصیتا همراه میشم و جوری بود که انگار دارم بوی قهوه رو احساس میکنم.🤎☕️
اگه کتاب های کتابخانهی نیمه شب و معجزه های خواربارفروشی نامیا رو خونده باشین قطعا از این کتاب هم لذت میبرین.
خلاصه که نذار قهوهات سرد بشه رفیق 🕒😉
miss_yalda
ایده و هسته اصلی داستان، سفر در زمانه. این کار با نشستن روی یک صندلی خاص در یک کافه خاص و خوردن قهوه رخ میده. قوانین زیادی براش وجود داره که به نظر میرسه این کار بیفایدهاس. اما طی چهار بخش داستان و آشنایی با مشتریها و گردانندگان کافه، متوجه میشیم که شاید خیلی هم بد نباشه. گاهی وقتها فقط دیدن یک شخص میتونه روی حال ما و تصمیمات آینده مون اثر بذاره.
فکر میکنم کتاب میتونست از این پتانسیل استفاده بیشتری بکنه. خوندن کتابهای کوتاهتر خیلی هم خوبه اما حس میکنم میشد این ایده رو بیشتر پرداخت و به داستان حتی بهتری هم رسید.
Neginbook
سفر در زمان یکی از موضوعات جالب برای خوندنه.و این کتاب با وجود حجم کمش و داستان جذابش پیشنهاد خوبی برای خوندنه.
اوایلش بخاطر اسم شخصیت ها دچار سردرگمی میشدم ولی وقتی باهاشون آشنا شدم برام خیلی جذابتر شد😍
maryam
برداشت من از این کتاب 🙃🫶🏻
حرف هایی که توی دلتونه رو بزنید ، به دیگران فرصت بدید ، قدر لحظاتتون و آدمای زندگیتون رو بدونید ، از زمان حال و لحظات زندگیتون لذت ببرید ، آینده رو زیبا بسازید 🥰
اما نظرم راجع به کلیت کتاب :
برخی مواقع متن و کشش موضوع خسته کننده میشد اما در کل جالب بود...
fatemeh ^^
داستان جالبی داشت ولی بعد از خواندن دو بخش اول باقی داستان برام کشش نداشت اما برای یکبار خوندن قشنگ بود. 🤍
بهنوش
خیلی دوست داشتنی و محتوای عمیق و فضای ارامی داشت ،
zahra
کتاب قلم روان و ترجمهی خوبی داره، اوایل داستان اسم شخصیت ها و حتی جنسیتشون گیج کنندس ولی کم کم همشون رو میشناسید و داستان هاشون رو میفهید. داستان کتاب در مورد سفر در زمان هست هممون در زندگیمون لحظههایی رو داریم که حسرت برگشتون به اون و تغییر اون رو داریم، ولی نمیشه... پیش از آنکه قهوهات سرد شود به مشتریای کافه این شانس رو میده که به گذشته یا آینده سفر کنن ولی حق تغییر چیزی رو ندارن.
zahra✨
اسم کتاب جذاب بود و حقیقتا اولین چیزی بود که من رو جذب کرد و بعد موضوع همیشه جالب سفر در زمان! اما خب اونطور که توقع داشتم نبود. کتاب سبکیه و داستان بلندی نیست،من یک صبح تا ظهر تمومش کردم. همونطور که گفتم، موضوع خیلی جذابی بود اما میتونست بهتر نوشته بشه، تکرار توی داستان به شکل کلافه کننده ای زیاد بود، بالغ بر ۲۰ بار قوانین سفر آورده شده بود و شخصیتها گاها با خودشون جوری صحبت میکردن که انگار نویسنده در تلاشه برای ما توضیح بده و این «توضیح زیادی»آزاردهنده میشد. شخصیت روح اصلا باورپذیر نبود، به نظرم وجودش کاملا اضافی بود، میتونست یا کامل از داستان حذف بشه و صرفا اون صندلی در ساعات خاصی پذیرای آدمها باشه و یا میتونست شخصیت پردازی قوی تری داشته باشه. این که فقط یک بار در روز بره دستشویی؟ خب تصویر خیلی جالبی نیست. بعد از خوندن این کتاب یک فنجون قهوه میچسبه☕️، و البته قبل از اینکه سرد بشه به این فکر کنید اگر میتونستید سفر کنید در زمان، چه زمانی رو انتخاب میکردید، گذشته یا آینده؟
*Eli*
جالب بود.
Bluelily
متن گیراست و مفاهیم انسانی را با ظرافت انتقال می دهد.
zeynab kolahgar
خیلی قشنگ بود خیلی مخصوصا اخرای کتاب...
در کنار بلوط
در ابتدا موضوع و خلاصه کتاب به شدت منو جذب خودش کرد و با توجه به نظرات بسیار خوب و توجههای زیادی که به این کتاب شده بود با انتظار بالایی شروع به خواندن کتاب کردم...☕
از حق نگذریم موضوع کتاب جذاب بود و حتی ابتدای داستان هم جالب بود اما هربار یکسری موضوعاتی به شدت تکرار میشد و این برای من خسته کننده بود؛ و یک موضوع دیگری که من رو به شدت دلسرد کرد این بود که با این که داستان موضوع جالب و هیجان انگیزی داشت اما داستان پردازی آنچان جذاب و پر کششی نداشت و باعث شد که متاسفانه کتاب رو نصفه نیمه رها کنم...
ms_Ysmn
من نسخه فیزیکی این کتاب رو خوندم و به شدت به همه پیشنهادش میکنم.
با خوندن این کتاب یاد میگیریم که چقدر زمان با ارزشه و گذشته ، گذشته.
hanimani
داستان جالبی داشت و جالبتر از داستان نکتهای بود که این داستان داشت
اونم اینکه با وجود سفر به گذشته بازم نمیتونی ظاهری که الان هست رو تغییر بدی...
فقط یک چیز مهم تغییر میکنه..اونم احساسات..و احساس قدردانی از لحظههای زندگی...که این میتونه آینده رو برات تغییر بده...
از اون کتابا که آرزو میکنی کاش همچین شرایطی وجود داشت...بعد از کتابخانه نیمه شب من آرزو کردم کاش واقعا این محیط دردنیای واقعی میبود..
فقط یک نکته که منو یکم اذیت کرد...اینه که چون با اسامی شرق آسیا آشنا نیستم گاهی منو گیج میکرد یا اوایل داستان اصلا نمیدونسم چه کسی زن و چ کسی مرد هست...و تصویرسازیش یکم برام سخت شد..ولی همه چیز عالی...جذابیت..ایده داستان..متن روان..
متشکر
والتر وایت
به خوبی احساسات انسانی را به تصویرکشیده ونثرروان وجذابی داره تنوع شخصیت هاومکان هازیادنیستندولی نثرشیرین وداستان جذاب این رمان ذهن مخاطب روباخودش همراه می کنه باخواندن داستان مادروفرزند اشک ازچشم شمافوران می کندوباخواندن داستان خواهران نمی توانیدجلوی اشک خودرابگیرید داستان درباره ی کافه ایست که صندلی ای داردکه باآن می توان درزمان سفرکرداین رمان جنبه ی روانشناسی وانسان شناسی داردومهم ترازهرچیزشماازخواندن این کتاب لذت خواهیدبرد
زنبق
واقعا عاشقش شدم . کتاب بسیار زیبایی بود
کاربر 2761274
مفهوم داستان جالبه. ولی مدل روایت، با ریتم یکنواخت و کسل کننده
آقای فاکسِ دوره گرد
موضوع که سفر در زمانه فقط به گذشته.
کسی که به گذشته رفته نمیتونه زمان حال رو تغییر بده.
داستان ۴ بخش داره و هر بخش داستانی جداگانه درباره
افرادی که به اون کافه میرن تا هرکدام بنا به دلایلی به گذشته
سفر کنن. بخش یک و دو رو فقط خوندم. ساده بود.
خلاصه که چون چند بخشی بود ادامه ندادم اکثرا دوست دارم
حول محور یک سناریو خاص داستان بچرخه.
Mitikoma
"پیش از آنکه قهوهات سرد شود" از "توشیکاواکاگوچی"
کتابی از جنس سفر، اونم نه یه سفر معمولی بلکه سفر در زمان
داستان در کافه "فونیکولی فونیکولا"، با تمی قدیمی و چوبی_قهوهای که از حدود ۱۴۰ سال پیش به همون شکل باقی مونده، یه کافه دنج زیر زمینی!
صاحب کافه هم یه زن و شوهرن، "کازو" دختر عموی شوهرهست که دانشجوعه و تایمای اضافشو توی کافه میگذرونه.
افسانه های محلی راجع به این کافه، بسیارند. خیلیا میخواستن به گذشته یا حای آینده برن اماااا
قوانین سرسختی براش هست، یکی از قانونا اینه که
باید قبل از اینکه قهوهات سرد بشه اونو بنوشی در غیر این صورت...
چهار تا سفر در زمان اتفاق افتاد در طول رمان که هر کدومشون قشنگی های خودشونو داشتن اما من بیشتر از مورد آخر یعنی مادر و فرزند خوشم اومد.
داستان زیبایی بود، توو مایه های کتابخانه نیمه شب بود و خب من عاشق این سبکم.✨️🤍
negin
عنوان و موضوع کلی جالبی داشت
چیزی که شاید کمتر بهش فکر میکنن یا بها میدن.
همینطور درس خوبی هم داشت اما نمیدونم مشکل من بود یا داستان کلا این بخشش جالب نبود که حس میکنم یه جورایی الکی کش اومد، یا خیلی یهو از داستانی به داستان دیگه و از جایی به جای دیگه میپرید.
یهو به خودم میاومدم و متوجه نمیشدم الان چیشد؟ الان این یهو چرا اینجاست؟ چرا فلان بحث الان وسطه؟
شاید بخاطر این داستان قهوه و زندگیهای مختلف و آینده و گذشته و زمان حال باشه اما درکل خیلی برام دوست داشتنی نبود این مورد و خسته ام کرد بعد یه مدت چون نمیتونستم رشته داستان رو دنبال کنم هی گمش میکردم و نیمه کاره رهاش کردم.
وفا
به نظر من عالی بود
Bella
یه مدت پیش این کتابو خوندم و نسخه چاپیش رو خوندم خیلی خیلی خوب بود در مورد آدم هایی بوده که میخوان به گذشته برگردن تا چیزی رو درست کنن و ...
یکتا ⭐
این اولین رمان داستانی بود که کامل خوندمش و قطعاااا آخرین نیست... کتاب بسیار جذاب و آموزنده اییه
و بشخصه پیشنهاد میکنم...
zohi
به نظرم اگر به ریتم کند کتاب عادت دارید و از بی نهایت آروم پیش رفتن وقایع لذت میبرید این کتاب میتونه مورد علاقتون باشه در غیر این صورت اصلا
موضوع فوق العاده اما با ریتم کند و قلم ضعیف
|ZaHra|
خوندن این کتاب تجربهی جالبی نبود برام. تاحدودی کسلکنده بود.
sadaf
اگر دنبال یه کتابی که حس خوب بده و از حال و هوای بد این روزا درتون بیاره هستین من این کتابو پیشنهاد میکنم👌
کتاب درمورد یه کافه هست که امکان رفتن به گذشته رو برای چند دقیقه فراهم میکنه.
ما اینجا با داستان پرکشش و پرتنشی همراه نیستیم و اصلا نباید به دنبال داستان پردازی خاصی باشیم فقط باید با ریتم -نه چندان تند- کتاب همراه شویم. در کل من پسندیدم و برای حال خوب و تفکر، این کتابو پیشنهاد میدم.
HamiidSun
این کتاب برای من تجربهای بسیار خواندنی و دلنشینی بود. نویسنده با نثری ساده اما خلاقانه، داستانی را روایت میکند که در عین آرامش ظاهری، عمق احساسی زیادی دارد.
ماجرا در یک کافه کوچک میگذرد؛ جایی که آدمها با داستانها و غمهای متفاوت کنار هم مینشینند و هرکدام تلاش میکنند با حسرتها، دلتنگیها و ناتمامگفتههایشان روبهرو شوند. هر شخصیت قصهای مستقل دارد، اما همه در یک نقطه مشترکند: نیاز به آرامشِ دل.
آنچه این اثر را خاص میکند، تمرکز آن بر انسانهای معمولی و دغدغههای کاملاً انسانی است. سفر در زمان در این داستان بیش از آنکه جنبهای فانتزی داشته باشد، بهانهای است برای مواجهه با احساساتی که گاهی سالها در دل ما باقی میمانند.
و اما بخش پایانی کتاب…
بیاغراق یکی از احساسیترین قسمتهایی بود که خواندهام. پایانی تأثیرگذار که اشک را بیاختیار جاری میکند و تا مدتها در ذهن میماند.
کتابی ساده، صمیمی و عمیق؛ درباره عشق، پشیمانی، فرصت و پذیرش.
zahra🐣
برخلاف کسانی که کتاب را دوست داشتند، من جذب کتاب نشدم، جلد اولش را چاپی خریده بودم و براساس نوشته روی جلد جذبش شدم و خوندمش جلد یک برای من پر از شوال و ابهام تمام شد، و خیلی حس بدی نسبت بهش داشتم، تا اینکه اومدم داخل طاقچه و دیدم چهارجلد هست، اولش خودما سرزنش کردم بخاطر قضاوتم ولی بازم بعد از خوندن چهار جلد نظرم عوض نشد، از نظر احساسی درگیرش نشدم، شاید چون کسی را از دست نداده ام که آرزوی دیدنش را داشته باشم ولی نظرم راجب چهارجلد این بود که کل نوشتارش یکسان بود، هر چهارجلد مثل هم شروع میشد، هرچهار جلد پر از نوشته های تکراری جلد قبل، روند پیش بردن داستان ها در چهارجلد مثل هم تکرار میشد، محتواها مثل هم، چهارجلد ۱۶تا شخصیت داشت که به گذشته رفتند ولی پروسه هرچهارجلد مثل هم بود، اگه از جلد اول خوشتون اومد بقیه سه جلد هم خوشتون میاد ولی اگه جلد اول جذبتون نکرد اونقدر جذاب نیست که بخواهید وقت بذارید بخونید
حجم
۱۷۳٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۹
تعداد صفحهها
۲۰۰ صفحه
حجم
۱۷۳٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۹
تعداد صفحهها
۲۰۰ صفحه
قیمت:
۸۵,۰۰۰
تومان