
بریدههایی از کتاب در میان همهمه برگ های رقصان
۲٫۸
(۶)
به قول سنک، یه فیلسوف قدیمی: «تنها، درختی که بادهای شدیدی را متحمل شده قوی و استوار است. چراکه در این جدال ریشههایش مورد آزمون قرار میگیرند و قوی میشوند.»
- یعنی چی؟
- یعنی این توفانی هم که داره به تو میوزه، ریشههات رو قویتر میکنه. محکمتر بیرون میآی.
یك رهگذر
خوب است آدم در کوچکترین مصیبتها هم احساس کند کسی حمایتش میکند.
یك رهگذر
کسی که انسانیت داشته باشه در هر شرایطی انسان میمونه.
𝓐𝓲𝓭𝓪
به قول پابلو پیکاسو: «زمان زیادی طول میکشد تا جوان شویم». این را هم خودم اضافه کردهام: و وقتی جوان میشویم، از اینکه تمام این سالها یک پیر احمق بودهایم حسرت میخوریم!
یك رهگذر
روزی متوجه میشوید که زندگی همینجاست؛ در لحظه. چون هیچچیز نمیگوید که فردا و پسفردا و روزهای بعد هم هست یا نه. آنوقت زندگی را کمی قویتر، کمی شیرینتر، کمی پرخندهتر و دیوانهوارتر پشتسر میگذاری.
یك رهگذر
زندگی همین است. همیشه در زندگی اتفاقات غیرمنصفانهای پیش میآید و همیشه آدمهای احمقی هستند که هیچچیز از زندگی و ارزش آن نمیفهمند و بهراحتی از کنار این مسائل میگذرند بدون آنکه بخواهند به مشکلاتشان اضافه کنند، چراکه یا مشکلی ندارند یا حداقل مشکل نسبتاً حادی ندارند.
𝓐𝓲𝓭𝓪
میخواهم زندگی کنم، نه اینکه بهسختی زندگی کنم!
𝓐𝓲𝓭𝓪
به قول پابلو پیکاسو: «زمان زیادی طول میکشد تا جوان شویم»
𝓐𝓲𝓭𝓪
در میان همهمهٔ برگهای رقصان، کلمات محبتآمیز، پروانه، چشمهای شگفتزده، قدرت، شهامت و شادی بسیاری وجود دارد.
در میان همهمهٔ برگهای رقصان، بخشی از روح کسانی وجود دارد که دوستشان داریم ولی دیگر هرگز نمیتوانیم در آغوششان بگیریم...
𝓐𝓲𝓭𝓪
به قول سنک، یه فیلسوف قدیمی: «تنها، درختی که بادهای شدیدی را متحمل شده قوی و استوار است. چراکه در این جدال ریشههایش مورد آزمون قرار میگیرند و قوی میشوند.»
زی زی
در گوشهای از جنگل مینشیند، نفس میکشد، کمی درنگ میکند. اطرافش را تماشا میکند، استراحت میکند و تقریباً باقی مسائل غمانگیز را فراموش میکند یا تا حدی افکارش را در کشوهایی دستهبندی میکند. افکار مثبت، منفی، امیدوارکننده، ترسناک، دلپذیر، خوشحالکننده و دردناک. او همهٔ کشوها را تصور میکند و تصمیم میگیرد افکار تیرهوتار را کنار بگذارد و کشوهای دیگر را باز کند. در زندگی با اتفاقات خوب و بدی مواجه میشویم و نشخوار خوبیها، به معنای گاویِ کلمه، برای بقا لازم است: نشستن در جایی آرام، چشمها را بستن و ساعتها گلها را جویدن
زی زی
و بعد، روزی متوجه میشوید که زندگی همینجاست؛ در لحظه. چون هیچچیز نمیگوید که فردا و پسفردا و روزهای بعد هم هست یا نه. آنوقت زندگی را کمی قویتر، کمی شیرینتر، کمی پرخندهتر و دیوانهوارتر پشتسر میگذاری
زی زی
به قول سنک، یه فیلسوف قدیمی: «تنها، درختی که بادهای شدیدی را متحمل شده قوی و استوار است. چراکه در این جدال ریشههایش مورد آزمون قرار میگیرند و قوی میشوند.»
𝓐𝓲𝓭𝓪
در زندگی با اتفاقات خوب و بدی مواجه میشویم و نشخوار خوبیها، به معنای گاویِ کلمه، برای بقا لازم است
𝓐𝓲𝓭𝓪
روزی متوجه میشوید که زندگی همینجاست؛ در لحظه. چون هیچچیز نمیگوید که فردا و پسفردا و روزهای بعد هم هست یا نه. آنوقت زندگی را کمی قویتر، کمی شیرینتر، کمی پرخندهتر و دیوانهوارتر پشتسر میگذاری.
𝓐𝓲𝓭𝓪
زندگی خیلی کوتاه است، نباید کارها را به تعویق انداخت.
𝓐𝓲𝓭𝓪
گاهیاوقات ما زندگی میکنیم، یا شاید بهتر است بگویم که بهسختی زندگی میکنیم و به خودمان میگوییم که همهچیز خوب است، زندگی معمول را داریم، اطرافیانمان صادقند، و بعد وقتی توفان میشود، به ماهیت واقعیشان پی میبریم. جنگ مثال خوبی در این مورد است، آدمها را دستهبندی میکند: مبارزها، بزدلها و بیتفاوتها.
𝓐𝓲𝓭𝓪
وقتی آدمها از جهنم برمیگردند، بهشت همهٔ لحظات زیبای زندگی را در بر میگیرد... حالا میبینید!
𝓐𝓲𝓭𝓪
کمال و زیبایی آدم را جذب نمیکند، تندی یک نگاه، برق چشمها، شیرینی یک لبخند، و هرآنچه که روح ما را کامل میکند، مثل گفتار و رفتار هستند که آدم را جذب میکنند.
𝓐𝓲𝓭𝓪
همیشه مرگ یک بچه ناراحتکنندهست، چون عادلانه نیست. سایر مرگها هم همینگونهاند، اما درمورد بچه، این مسئله مطرح است که مرگ نظم همهچیز را بر هم زده.
انسانها باید گلیم خود را از آب بیرون بکشند، مشکلِ مرگ که نیست.
مرگ جان را میگیرد و با خود میبرد.
و تمام.
مرگ وجدان ندارد.
𝓐𝓲𝓭𝓪
