جملات زیبای کتاب قصه ها عوض می شوند؛ ایبی در شهر از | طاقچه
تصویر جلد کتاب قصه ها عوض می شوند؛ ایبی در شهر ازsubscriptionAvailable

کتاب قصه ها عوض می شوند؛ ایبی در شهر از

نوع کتاب
۵.۰ امتیاز(از ۴۲ رأی)
پدیدآورندگان: 
سارا ملانسکی، سارا فرازی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
ن. عادل
۱۲
پنی، قوطی را از دستم می‌قاپد و می‌گوید: «من این کار رو می‌کنم!» سعی می‌کنم دوباره آن را از او پس بگیرم. می‌گویم: «من پیداش کردم.» فرانکی، قوطی را از دست ما می‌گیرد و می‌گوید: «من این کار رو می‌کنم.»
یـ★ـونا
۸
مترسک می‌گوید: «برای چیزی که هنوز درباره‌ش مطمئن نیستی، نگران نباش. فقط نگران برداشتن قدم اول باش. بعد، نگران قدم بعدی باش. یک قدم در هر لحظه.» آفرین! مترسک، خیلی عاقل است!
Army
۸
از تنها چیزی که باید بترسیم، همین ترسیدنه
بهار
۶
از تنها چیزی که باید بترسیم، همین ترسیدنه.»
بهار
۶
«برای چیزی که هنوز درباره‌ش مطمئن نیستی، نگران نباش. فقط نگران برداشتن قدم اول باش. بعد، نگران قدم بعدی باش. یک قدم در هر لحظه.»
rozhin
۵
اگر آینده‌تان را بدانید، ممکن است باعث شود تصمیمات دیگری بگیرید
پروانه ای در باد
۵
از تنها چیزی که باید بترسیم، همین ترسیدنه.
راحله فتح اللهی
۳
اما مهم نبود که من چند بار آرزو کردم تا پاپوش‌های قرمز جادویی خودم را داشته باشم؛ چون آن‌ها هیچ‌وقت توی پاها یا در کمد من ظاهر نشدند. البته اگر هم ظاهر می‌شدند، می‌دانستم که عملاً نمی‌توانم به سرزمین اُز سفر کنم. الان که بزرگ شده‌ام، هنوز هم پاپوش‌های قرمزی برای خودم ندارم (کفش‌فروشی‌ها را هم گشته‌ام).
rozhin
۱
سخته مثبت‌اندیش باشی، وقتی باید کارهایی رو انجام بدی که مخالف میل و فکرت باشه
یـ★ـونا
۱
جادوگر می‌گوید: «آره. تو خیلی شجاعی! اون‌جور که تو به برج دم ببر حمله کردی، خیلی غرورآمیز بود و مرد آهنی! تو خیلی مهربون هستی. اون‌طوری که تو پنی رو وقتی ترسیده بود، آروم کردی، نشون داد حواست به همه‌چی هست و مترسک! نظرت برای کلک زدن به جمعیت خیلی هوشمندانه بود. افرادی مثل شما می‌تونن به من کمک کنن تا اینجا رو اداره کنیم!» شیر از خجالت سرخ می‌شود، مرد آهنی لبخند می‌زند و گل از گل مترسک می‌شکفد.
کاربر ۵۷۶۱۸۶۸
۱
فرانکی، پنی، رابین، دوروتی و من در سکوت به‌هم نگاه می‌کنیم. در اتاقی هستیم که کف آن سیمانی است و دو نیمکت دارد. اما روی دیوار، یک در دیگر هم هست! هوراا! راهی به بیرون؟ آن را باز می‌کنم. نه، یک دست‌شویی کوچک است. خب، باشد. خوب است که دست‌شویی دارد.
Anne^^
۱
مترسک می‌گوید: «برای چیزی که هنوز درباره‌ش مطمئن نیستی، نگران نباش. فقط نگران برداشتن قدم اول باش. بعد، نگران قدم بعدی باش. یک قدم در هر لحظه.»