جملات زیبای کتاب مهمان ناخوانده | طاقچه
تصویر جلد کتاب مهمان ناخواندهsubscriptionAvailable

کتاب مهمان ناخوانده

نوع کتاب
۳.۹ امتیاز(از ۱۰۳ رأی)
پدیدآورندگان: 
شاری لاپنا، فرانک سالاری
انتشارات: 
نشر البرز

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
کرم کتابخوان
۵
مردم چیزی را باور می‌کنند که دوست دارند باور کنند.
Book
۳
بدش نمی‌آمد کمی غرق کتاب خواندن بشود.
کرم کتابخوان
۳
افکار مثل اعمال نیست.
کاربر ۳۷۸۲۶۳۸
۲
از تنها شدن می‌ترسید؛ از رها شدن می‌ترسید. شغل داشت اما هرگز فکر نمی‌کرد آدم مستقلی باشد. طلاق ازنظر مالی هر دوی آنها را نابود می‌کند. هر دو هم این را می‌دانند. یعنی تا این حد از این زندگی ناراضی‌ست که تصمیم به جدایی گرفته است.
آرنیکا
۲
یک زندگی زناشویی چطور می‌تواند نجات پیدا کند وقتی تمام نقاط مشترک آن در حال از هم گسیختن است؟
AS4438
۲
مردم چیزی رو باور می‌کنن که دوست دارن باور کنن
AS4438
۲
افکار مثل اعمال نیست. اصلاً مثل هم نیستند.
Book
۲
«می‌دونم شرایط سختی رو می‌گذرونی اما باید تلاشت رو بکنی.»
Book
۲
«توی برنامه‌های تلویزیونی نشون می‌ده آخر همهٔ این ماجراها عدالت رعایت می‌شه. اما توی زندگی واقعی این‌جوری نیست.»
Book
۲
او می‌داند مردم چیزی را باور می‌کنند که دوست دارند باور کنند. و اینکه راحت هر چیزی را باور می‌کنند؛ خیلی ترسناک است.
Book
۱
علاقه‌ای به ماجراجویی نداشت. همیشه مطالعهٔ کتاب و مکان آرام را ترجیح می‌داد.
Book
۱
از آن تیپ آدم‌هایی‌ست که هر جا می‌رود دیگران با او احساس راحتی می‌کنند.
Book
۱
بدون کوچک‌ترین تلاشی روی دیگران اثر می‌گذارد.
Book
۱
بس که برای دیگران تظاهر به خوب بودن کرده خسته شده است، درحالی‌که همه او را عصبی و مضطرب می‌بینند.
Book
۱
بحران و مشکلات آدمی را تغییر می‌دهد.
Book
۱
اولین قانون برای نجات، نترسیدن است.
کرم کتابخوان
۱
روبه‌رویش همان زوج زیبایی نشستند که به‌تازگی نامزد کرده‌اند. تمام رفتارهای یک زوج عاشق را دارند. به یکدیگر نگاه می‌کنند، لبخندی مهربان دارند، هروقت که بتوانند همدیگر را لمس می‌کنند. هرازگاهی یکی از آنها می‌خندد. با خودش فکر کرد آنها جوان هستند و نمی‌دانند در آینده چه‌چیزی در انتظارشان است.
آرنیکا
۰
ناگهان به یاد جملهٔ شکسپیر افتاد؛ آن‌کس که می‌خندد و می‌خندد، شرور است.
AS4438
۰
چقدر زندگی سریع می‌گذرد و چقدر باارزش است. اصلاً خبر نداری کی قرار است آن را از تو بگیرند یا دستِ‌کم انتظارش را نداری.
AS4438
۰
«افراد جامعه‌ستیز و روانی معمولاً افرادی دوست‌داشتنی و معقول هستن.»
Book
۰
شدیداً به فرصتی احتیاج دارند تا دوباره به هم وصل بشوند و یادشان بیاید چرا همدیگر را دوست داشتند.
Book
۰
این روزها اعصابش خیلی ضعیف شده و یک گلولهٔ آتش و پر از دلخوری‌ست؛
Book
۰
چقدر زندگی سریع می‌گذرد و چقدر باارزش است.
Book
۰
مردم پیچیدگی رفتاری زیاد دارند و البته زندگی کلاً پیچیده است.
Book
۰
هیچ‌کس واقعاً نمی‌داند در زندگی مردم چه می‌گذرد.
Book
۰
خوب می‌داند که او می‌تواند یک آدم عوضی به‌تمام‌معنا باشد.
Book
۰
همه عصبانی هستند و او مجبور است از خودش دفاع کند. همیشه باید از خودش دفاع کند.
Book
۰
دیگر مهم نیست چه اتفاقی برای او می‌افتد. باید از خودش دفاع کند. همیشه افرادی هستند که او را باور نمی‌کنند.
Book
۰
زندگی‌م جهنم شد. یه کابوس باورنکردنی.
Book
۰
اما این ماجرای وحشتناک روی زندگی‌م سایه انداخته. ای‌کاش می‌تونستم بگم بهش عادت کردم اما نکردم. فکر نکنم هیچ‌وقت هم بتونم باهاش کنار بیام.