جملات زیبا از متن کتاب بچه تان مبارک | طاقچه
تصویر جلد کتاب بچه تان مبارکsubscriptionAvailable

کتاب بچه تان مبارک

نوع کتاب
۴.۵ امتیاز(از ۸ رأی)
پدیدآورندگان: 
فرشته یزدان‌پناه
انتشارات: 
نشر صاد

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
fateme68
۰
روزش را با سمنو و عسل و زنجبیل و یک جوش گنده روی لُپش شروع می‌کرد.
fateme68
۰
اسما زودتر از مینو ازدواج کرد و از همان سال اوّل کارخانهٔ تولید بچه‌اش شروع کرد به کارکردن. گاهی خرابی داشت؛ یک پسرِ چشم‌چپ، یک دخترِ دوازده‌انگشتی، یک بچه که معلوم نبود دختر است یا پسر و همان لحظهٔ بعد از تولد مرد و کسی را به دردسر اسم انتخاب‌کردن نینداخت.
fateme68
۰
_ دلم می‌خواست بگیرم تک‌تک موهای شوهرمو بکنم به‌خاطر تهمتش. نمی‌توانست این کار را بکند. نه به‌خاطر بدخلقی شوهرش؛ نه به‌خاطر اینکه شوهرش روی سر مویی نداشت.
کاربر ۸۵۸۶۹۴۷
۰
«اینا کلاه نیستن، رحم تواَن، با هر گره کاموایی رحِمِت محکم‌تر می‌شه، بعد یه گندم می‌ندازی توش و قبل از عید دونه‌دونه دوباره جمعشون می‌کنی و واسهٔ سفرهٔ هفت‌سین سبزشون می‌کنی، به نیت سبزشدن دامن خودت.»