
محمدحسین
۱۹
این دقیقاً همون پیامیه که جامعه داره به ما منتقل میکنه. یا توی زندگیت به یه جایی برس و یه افتخاری برای خودت دستوپا کن، یا سرت رو بذار زمین بمیر.
hamtaf
۹
- اصلاً مهم نیست ریشهت چیه. مردم جایی که الان هستی رو میبینن
Tina
۷
یهوقتهایی حقیقت درست در برابر چشمهای ماست ولی نمیبینیمش
Alireza Rafiee
۵
هیچچیز را بهاندازهٔ گشتهای شبانهام در اورفهآ دوست ندارم؛ شبهای آرام، در گرمای تابستان و زیر آسمانی آبی و پرستاره. دوست دارم در میان کوچهها و خیابانها و از برابر خانههایی که کرکرههای خود را انداختهاند، عبور کنم. ممکن است با شخصی برخورد کنم که برای درمان بیخوابی شبانهٔ خود به پیادهروی آمده است و یا خانوادهای که تصمیم گرفتهاند شب را در کنار هم جمع شوند و از هوا لذت ببرند. مرا که میبینند، با حرکت دست، سلامی دوستانه میدهند. هیچچیز را بهاندازهٔ شبهای زمستانی و بارش برف ناگهانی دوست ندارم. یعنی زمانیکه خیلی سریع، لایهای نازک از برف، زمین را میپوشاند. یعنی همان لحظاتی که من تنها فرد در خیابان هستم و ماشینهای برفروب هنوز کار خود را آغار نکردهاند. همان لحظاتی که دوست دارم از اتومبیل پیاده شوم و با پای پیاده، به گشتزدن ادامه دهم. در این لحظات است که میتوانم صدای برف را که زیر پاهایم له میشود بشنوم و درعینحال، ششهایم را از آن هوای سرد پر کنم.
Zohreh
۵
مردم رو از درون خرد میکرد، بدون اینکه ردی باقی بذاره.
محمدحسین
۴
هنر یه روزنامهنگار رفتن به جاهاییه که بهش اجازه نمیدن.
hamtaf
۳
وای وای! وقتی یادم میآد چه بچهٔ کنجکاوی بودی کلی حسرت میخورم. این موبایلها با نسل شماها چیکار کرده آخه! دیگه هیچچی براتون اهمیتی نداره، جز اینکه از میز صبحونهتون عکاسی کنین.
hamtaf
۳
- دیگه داری زیادازحد کار میکنی.
- کار نمیکنم! دارم تفریح میکنم.
- خب داری زیادازحد تفریح میکنی.
محمدحسین
۳
تو باید یاد بگیری خوشیت رو با دیگران تقسیم کنی.
hamtaf
۲
بهعنوان یک منتقد، زمانیکه میدید عامهٔ مردم به یک سمت میروند، خودش راه دیگری را انتخاب میکرد. دوست نداشت مثل همه باشد. همیشه از چیزهای مشهور و عامهپسند فراری بود.
Zohreh
۲
- میخوام گذشته رو اصلاح کنم!
- اصلاح کنی؟ مثل اینکه اصلاً متوجه نیستی! گذشته هیچوقت قرار نیست اصلاح بشه! اون اتفاقاتی که افتاد رو نمیشه جبران کرد.
Zohreh
۲
همهٔ ما مثل گلبرگهایی هستیم که باد ما رو توی جاهای مختلف دنیا پخش کرده.
محمدحسین
۲
الان دیگه هر آدم ابلهی یه تریبون برای خودش پیدا کرده.
hamtaf
۱
- من؟ من زیبام؟
- آره احمق جون!
- ولی خودم اینطوری فکر نمیکنم!
پاسخی به من داد که تا این لحظه آن را از یاد نبردهام:
- آدمهایی که زیبان، خودشون هیچوقت خودشون رو زیبا نمیدونن.
Zohreh
۱
نیویورکتایمز رو آنلاین بخونین، دیگه چه نیازی هست بیاین روزنامهٔ محلی بخرین؟ دیگه نگم براتون از کسانی که کلاً ترجیح میدن با فیسبوک سرگرم باشن و چیزی نخونن.
Zohreh
۱
اینطور که میگویند، عشق همیشه بیخبر از راه میرسد.
Zohreh
۱
کوچک که بودم، پدر و مادرم به من میگفتند که هیچگاه نباید مردم را سریع قضاوت کرد و باید به ایشان فرصتی دوباره داد.
Zohreh
۱
حاضر نیستین مسئولیت کاری که کردین رو قبول کنین. فکر میکردین یه فیلسوف بزرگین ولی فقط یه زورگوی بیبصیرت هستین.
محمدحسین
۱
- فکر کنم با دخترش یه مسئلهای داره. دخترش مواد مصرف میکنه، یا حالا یه همچین چیزی.
- همهٔ این بچه پولدارها همینن. هر چقدر بدبختیهاشون کمتره، لشبازیهاشون بیشتر میشه.
شیلا در جستجوی خوشبختی
۱
تا آنکه فهمیدم عدالت، بهسان شمشیری دولبه و تیز است که حتی وقتی حق با شما باشد و برنده شوید هم، ممکن است در انتها آسیب ببینید.
شیلا در جستجوی خوشبختی
۱
کسانی که توی زندگیشون منتظر کسب افتخار بودن و الان هم هستن. این دقیقاً همون پیامیه که جامعه داره به ما منتقل میکنه. یا توی زندگیت به یه جایی برس و یه افتخاری برای خودت دستوپا کن، یا سرت رو بذار زمین بمیر.
شیلا در جستجوی خوشبختی
۱
آدمهایی که زیبان، خودشون هیچوقت خودشون رو زیبا نمیدونن
Zohreh
۰
یک کتابفروشی بینظیر در خیابان اصلی شهر داشت. کتابفروشیای که بهسرعت تبدیل شد به خانهٔ دوم من.
Zohreh
۰
اگر از من بپرسید، بدون تردید به شما خواهم گفت که هر کاری در توانم بود برای خانوادهام انجام دادم. اما اگر از آنها سؤال کنید به شما میگویند که این کار را بیشتر برای خودم کردم؛ برای غرورم و نیز اعتیاد به کارم.
Zohreh
۰
روز خشم که فرا برسد
تمام دنیا را تبدیل به خاکستر خواهد کرد
Zohreh
۰
آنها همیشه پشت میزی ثابت مینشینند؛ زیر عکسی از مادربزرگ و پدربزرگشان، بههمراه پرترهٔ بزرگی از ناتاشا؛ عکسهایی که وجود آنها را ابدی کرده و قرار است همیشه حواسشان به قهرمانان شما باشد.
Zohreh
۰
زندگی در این رستوران آرامتر است.
آرنیکا
۰
آدمهایی که زیبان، خودشون هیچوقت خودشون رو زیبا نمیدونن.
Elina Asg
۰
عدالت، بهسان شمشیری دولبه و تیز است که حتی وقتی حق با شما باشد و برنده شوید هم، ممکن است در انتها آسیب ببینید.
mbinw
۰
میبینی سیاست چطوریه آنا؟ اگه من اجازه بِدم مراسم برگزار بشه، همه بهم میگن یه آدم عوضی! ولی اگه لغوش کنم شهرداری هستم که کسبهٔ شهرش رو از بین برده.
