
کتاب خودشیفته ای که می شناسی
دفاع از خود در برابر خودشیفتههای حاد
انتشارات:
نشر کرگدن٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
mohxmad
۱۰
طرف شدن با خودشیفتهای که میشناسید چگونه بیشتر وقتها به معنی پیکار با نقاط ضعف ناشی از خودشیفتگی خودتان است. وقتی برندهای خودخوانده احساس بازنده بودن در شما پدید میآورد، شما نیز گاهی میکوشید ورق را برگردانید تا خودتان را سرپا نگه دارید. شاید بهنوعی تدافعی و جبههگیرانه رفتار کنید که بعداً نتیجهاش فقط پدید آمدن احساسی بدتر نسبت به خودتان باشد. چهبسا به حسادتتان مجال بروز بدهید یا حرف دلتان را با تحقیر آن آدم بر زبان آورید، و در عین حال در تمام این رفتارها احساس کنید که حق به جانب شما است و عذر موجهی دارید.
mohxmad
۸
طرف شدن با خوی و خصلتهای خودشیفتهوارِ دیگران بیشتر وقتها معنایش طرف شدن با خودشیفتهای است که بهتر از همه میشناسیدش اما شاید کمتر از همه او را فهمیدهاید.
خودشیفتهای که در آینه روبهروی شماست.
mohxmad
۷
هرچند ظواهر امر عکس این را نشان میدهد، اما شخصیت هموابسته در جریان مراقبت از طرف مقابل غالباً نیازهای مهم خودش را ارضا میکند
کاربر ۵۹۳۳۲۷۲
۷
وقتی خودشیفتۀ حادی که از نزدیک میشناسیدش طوری رفتار میکند که گویی شما ابله، فرودست و درخور تحقیر هستید، احتمالاً احساس آزردگی و عصبانیت خواهید کرد و چهبسا همدلی کردن با کسی که دارد به شما حمله میکند چالشی فراتر از توان آدمی به نظر برسد. رسیدن به درک خردورزانه شاید تنها کاری باشد که از عهدهاش برآیید، اما برای همین همباید سخت جدّ و جهد کنید، نه اینکه برای محافظت از خودتان متقابلاً دست به حمله بزنید و به خشمتان مجال بروز بدهید.
niloufar en
۵
خودشیفته در عالم مادّیات
مدونا، پس از مشهور شدن، میگفت «تمام ما در زندگی خود بهنحوی از چیزی زخم خوردهایم، و بعد بقیۀ عمرمان را صرف وا کنش نشان دادن به آن یا طرف شدن با آن یا تبدیل آن به چیزی دیگر کردهایم»
hooria.hm
۲
بهترین تمرینِ خوب مردنْ خوب زیستن است.
ketabhkan
۱
بهعبارت دیگر، خودشیفتۀ حاد هر داغ خودشیفتهسوز را بهمثابه تهاجمی تجربه میکند که محرک درد و رنج است، و علیه «علت» آن درد، غالباً با خشونت، وا کنش تلافیجویانه نشان خواهد داد.
hooria.hm
۱
مراد از خوب زیستن، در یک جمله، نه لزوماً زندگی شاد و همراه با کامیابی، بلکه زیستنی است که ارزشش را داشته باشد؛ چنین زیستنی افزون بر گشایشو رهایشی که به همراه دارد، و در کنار ارزشمندیاش، بهمعنای پذیرفتن محدودیت، ترسو شکست، و درد و رنج نیز هست.
hooria.hm
۰
فلسفه را هم مشق مرگ دانستهاند (افلاطون) هم هنر زندگی (نیچه).
