
Vahid
۲۶
از دست رفتن رؤیاها بهمراتب اندوهبارتر از مرگ موجودی زنده است.
یك رهگذر
۲۳
هیچوقت دوست نداشتهام کتابی را که آغاز کردهام نیمهتمام رهایش کنم. همیشه امیدوارم آخر کتاب اتفاق جذابی بیفتد، هرچند احتمال چنین اتفاقی بسیار کم باشد.
یك رهگذر
۲۰
عشق همان سوخت ضروریست که به ما امکان ادامهٔ زندگی را میدهد. ممکن است آن عشق روزی تمام شود یا ممکن است به جایی نرسد. اما حتی اگر از بین برود یا یکطرفه هم باشد، بازهم میتوانی به خاطرهٔ دوست داشتن یا عاشق کسی بودن بچسبی؛ و این منبع ارزشمندی از گرماست.
melik
۱۶
گاهی اوقات اما ندانسته و ناخواسته احساسات دیگران را لگدکوب، غرورشان را جریحهدار و حالشان را خراب میکنیم.
Kamyab Komaee
۱۳
حقیقت این است که شکستهایی که زندگی برای ما به همراه میآورد، بسیار بیشتر از پیروزیهایش است؛ و حکمت واقعی از این حاصل نمیشود که بدانیم چطور کسی را مغلوب کنیم، بلکه از یادگیری پذیرش شکست حاصل میشود.
pejman
۱۲
تولستوی اول رمان آنا کارنینا مینویسد: «خانوادههای خوشبخت همه شبیه هماند. ولی هر خانوادهٔ مفلوکی به شیوهٔ خودش مفلوک است.»
pejman
۹
از دست رفتن رؤیاها بهمراتب اندوهبارتر از مرگ موجودی زنده است
da☾
۹
همینقدر میدانم که این موسیقی تا اعماق وجودم و تا کرانهٔ نهانخانهٔ روح و روانم دست یازید. یقین داشتم میتوان چنین موسیقیای در جهان یافت؛ موسیقیای که به شما این احساس را میدهد که چیزی در کالبد وجودتان، حتی بسیاربسیار ناچیز، دستخوش استحاله شده و آن را با تمام گوشت و پوست خود حس کردهاید.
da☾
۸
جایی شنیدم یا خواندم که بهترین دورهٔ زندگی ما زمانی بود که موسیقی پاپ واقعاً برایمان مهم بود و با ما حرف میزد.
melik
۶
روی نیمکت نشستم، تازه فهمیدم چقدر خستهام. خستگی عجیبی بود. انگار از مدتها پیش فرسوده بودم و کاملاً از آن غفلت کرده بودم و حالا یکباره به سراغم آمده بود.
pejman
۵
عشق همان سوخت ضروریست که به ما امکان ادامهٔ زندگی را میدهد. ممکن است آن عشق روزی تمام شود یا ممکن است به جایی نرسد. اما حتی اگر از بین برود یا یکطرفه هم باشد، بازهم میتوانی به خاطرهٔ دوست داشتن یا عاشق کسی بودن بچسبی؛ و این منبع ارزشمندی از گرماست.
baaraan
۵
«دوست داشتنِ دیگری یکجور بیماری روانی است که بیمههای تأمین اجتماعی پوشش نمیدهند.»
پویا پانا
۵
«نقاب بعضی از آدمها ممکن است آنقدر سفت به صورتشان بچسبد که از پس جدا کردنش برنیایند.»
melik
۴
مال و جاه را به گناه و رستگاری چهکار؟
Mary gholami
۴
یک اسم خشکوخالی گاهی میتواند قلب آدم را به لرزه دربیاورد.
پویا پانا
۴
جهان پر از آدمهای کلاش و آدمهای هالو است.
da☾
۴
تازه فهمیدم چقدر خستهام. خستگی عجیبی بود. انگار از مدتها پیش فرسوده بودم و کاملاً از آن غفلت کرده بودم و حالا یکباره به سراغم آمده بود.
یك رهگذر
۳
هیچچیز ارزشمندی در این جهان وجود ندارد که بهآسانی به دست آید.
صبا
۳
آدمی در یک چشمبههمزدن پیر میشود (شاید هم اصلاً عجیب نباشد). هر لحظه کالبد ما در سفری بیبازگشت بهسوی نیستی و زوال پیش میرود و قادر نیستیم عقربههای ساعت را به عقب برگردانیم. چشمانم را میبندم، دوباره میگشایم و در این اثنا اوضاع جهان به منوال سابق نیست. در کشاکش بادهای سهمگین زمستانی، همهچیز، بانشان یا بینشان، بیهیچ ردپایی محو میشود. دیگر به خاطرات هم نمیتوان اعتماد کرد. آیا کسی پیدا میشود که خاطرات گذشته را موبهمو در خاطر داشته باشد.
اگر بخت یارمان باشد چند واژه با ما میماند. شبهنگام خاطرات به بالای کوه میروند، گودالی در قدوقامت خود حفر میکنند، به درون آن میخزند و در آنجا برای همیشه آراموقرار میگیرند
bita yaghubii
۳
تمام آمال و آرزوهای دوران جوانیام جملگی از دست رفته؛ برای همیشه. از دست رفتن رؤیاها بهمراتب اندوهبارتر از مرگ موجودی زنده است.
soha_rj
۳
آدم وقتی به دبیرستان میرود هنوز خودش را نشناخته. انگار در خطوط لولهٔ زیرزمینی زندگی میکند.
pejman
۳
تجدید خاطرات به اسبابی برای برانگیختن احساسات ارزشمند و حتی بقا مبدل شده بود
Mary gholami
۳
«دوست داشتنِ دیگری یکجور بیماری روانی است که بیمههای تأمین اجتماعی پوشش نمیدهند.»
Mary gholami
۳
زن هرچقدر هم خوشگل باشد همیشه عیوبی دارد و هرچقدر هم زشت باشد همیشه بخشی از وجودش زیباست و برخلاف زنان زیبا از آن بخش لذت میبرد، بی آنکه برایش در حکم استعاره یا جایگزین باشد.
Mary gholami
۳
دنیا بسته به نگاهی که به آن داریم ممکن است زیرورو شود.
پویا پانا
۳
از دست رفتن رؤیاها بهمراتب اندوهبارتر از مرگ موجودی زنده است. گاهی اوقات به خودم میگویم اصلاً منصفانه نیست.
مامو
۳
همینکه روی نیمکت نشستم، تازه فهمیدم چقدر خستهام. خستگی عجیبی بود. انگار از مدتها پیش فرسوده بودم و کاملاً از آن غفلت کرده بودم و حالا یکباره به سراغم آمده بود.
لیلا یزدی
۲
«دوست داشتنِ دیگری یکجور بیماری روانی است که بیمههای تأمین اجتماعی پوشش نمیدهند.»
maryrad
۲
در خاطرم گذشت
باز دیدارمان تازه میشود؟
در خاطرم گذشت
بی هیچ بهانهای شاید
دیدارمان تازه میشود؟
یا به فرجام میرسد، بیهیاهو
از نور گریزان
از سایه ترسان
پیـونی🌸🍃
۲
«گهگاه اتفاقاتی شبیه این در زندگی میافتد؛ رویدادهایی فهمناپذیر و غیرمنطقی که با خود آشفتگی و پریشانی خاطر عمیقی به همراه میآورد. نباید اجازه دهی دلمشغولیات شود. چشمانت را ببند و آن را پشت سر بگذار؛ گویی موجی عظیم از سر میگذرانی.»