جملات زیبای کتاب یک خانواده تقریباً معمولی | طاقچه
تصویر جلد کتاب یک خانواده تقریباً معمولیsubscriptionAvailable

کتاب یک خانواده تقریباً معمولی

نوع کتاب
۳.۶ امتیاز(از ۳۶ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
n re
۱۰
وقتی تحمل گرما را نداری با آتش بازی نکن.
n re
۹
«می‌دونی بزرگ‌ترین افسوس آدم‌های درحال احتضار چیه؟ اونها برای کارهایی که انجام دادن افسوس نمی‌خورن بلکه برای کارهای نکرده‌شون پشیمونن.»
n re
۷
«درست می‌شه. نگران نباش. با همدیگه حلش می‌کنیم.»
دختر خوانده پروفسور اسنیپ فقید 🐍💚
۶
اما چرا ماجرای تجاوزم را برای آمینا تعریف نکردم؟ دلیل دیگری داشت. خودم را تافتهٔ جدابافته‌ای می‌دانستم. می‌خواستم از دید مردم قدرتمند جلوه کنم و یک قربانی تجاوز دیده نشوم. آیا من هم یک قربانی بودم؟ نظر بابا و مامان این بود که اگر شکایت کنند بیشتر از همه من ضرر خواهم کرد.
n re
۶
یک لحظه از یاد خدا غافل نمی‌شدم و زیر لب دعا می‌کردم. پروردگارم عادل و بخشنده است.
n re
۵
یادم می‌آید ده‌ساله که بودم، بدجوری موهای خواهرم را کشیدم. پدرم از من پرسید: «دلت خُنک شد؟» همین سؤال کافی بود تا احساس شرم و گناه کنم و اشک بریزم.
hamtaf
۵
از نظر من زندگی مسیر بی‌انتهای یادگیری است.
n re
۴
نگران نباش. پدرت اینجاست، تنهایت نمی‌گذارم. تا آخرش با تو هستم.
n re
۴
«نمی‌دونم باهام چیکار کردی که هروقت می‌ری احساس تنهایی می‌کنم.»
n re
۳
حالا ایمان راسخی دارم؛ می‌دانم الطاف خداوند شامل حالم می‌شود و محبتش را از من دریغ نمی‌کند. خداوند خودِ مهربانی و عشق است. خداوند امیدی زوال‌ناپذیر و ملجأ و پناهگاه امن من است. به‌جرئت می‌توانم بگویم من یک معتقد واقعی‌ام
n re
۳
خداوند خودِ مهربانی و عشق است. خداوند امیدی زوال‌ناپذیر و ملجأ و پناهگاه امن من است.
n re
۳
زمان چه زود می‌گذرد درحالی‌که به آن بی‌توجهیم.
Farnoosh
۳
انسان از ثمرهٔ دهان خود از نیکویی سیر می‌شود و مکافات دست انسان به او برمی‌گردد. (گفته‌های سلیمان نبی)
n re
۲
در هنگام مصیبت‌ها و بلایای ناگهانی، از مردم می‌خواستم با هم باشند و اتحاد بین خودشان را حفظ کنند، کارهای فردی را کنار بگذارند و به داد همدیگر برسند. در این مواقع مفهوم واقعی انسانیت آشکار می‌شود و می‌توانیم بهتر از هر زمان دیگری همدیگر را بشناسیم. در غم و ناراحتی‌ها بیشتر از همیشه به همدیگر نیاز داریم.
n re
۲
قلب و فکر دو راهنمای فوق‌العاده هستن که با درایت می‌تونی متوجه بشی چه‌وقت باید ازشون استفاده کنی.»
n re
۲
شاید گاهی اوقات لازم باشد با تمام وجود از کسی که عاشق شماست قدردانی کنید، چرا که برای چنین کسی حضورتان خیلی ارزشمندتر از عملکردتان است.
شیوا
۲
وقتی تحمل گرما را نداری با آتش بازی نکن.
شیوا
۲
«قانون یه چیز کامل و بی‌نقص نیست.»
n re
۱
یک تصمیم درست با تصمیمی که خودت فکر می‌کنی درست است فرق دارد.
n re
۱
بی‌اطلاعی یکی می‌تواند سلاح قدرتمند برای دیگری باشد.
n re
۱
هر کسی هرجور دوست داره زندگی می‌کنه. اصلِ مطلب رضایت آدم‌ها از زندگی خودشونه.
n re
۱
ادامه می‌دهد. «من عاشقشم.» صدایش می‌لرزد.
mahboob
۱
استلا گفت: «یه لیوان نوشیدنی قرمز؟» برای جلب رضایتم نگاهی به من کرد. من هم به الریکا نگاه کردم. همسرم گفت: «امروز روز خاصیه.»
LeNa
۱
وقتی تحمل گرما را نداری با آتش بازی نکن
شیوا
۱
آینده همیشه روشن است حتی اگر کورسوی این روشنایی به‌سختی قابل‌رؤیت باشد، درست مثل آفتاب زمستانی در پسِ ابری بزرگ. حتی اگر مسیر پیش‌رویمان ناشناخته باشد، جای نگرانی نیست.
شیوا
۱
عدالتی وجود ندارد. عدالت همان چیزی است که من و تو و دیگران با هم می‌سازیم.
n re
۰
زندگی هیچ‌وقت سرِ سازش ندارد و همه‌چیز تغییر می‌کند.
n re
۰
برای اینکه وجود واقعی‌ات را بسازی باید سال‌ها، دهه‌ها یا حتی یک عمر را صرف آن کنی. این مسیر تقریباً همیشه پیچیده و بغرنج بوده و تنها دلیل آن تکرار آزمون و خطاست. ما با همین آزمون‌ها و تجاربِ زندگی شکل می‌گیریم و ساخته می‌شویم.
n re
۰
دروغگویی هنری است که همه از پسِ آن برنمی‌آیند.
n re
۰
«با عشق و علاقه از پسِ همه‌چی برمی‌آیم.»