جملات زیبای کتاب یک خانواده تقریباً معمولی | طاقچه
تصویر جلد کتاب یک خانواده تقریباً معمولی

بریده‌هایی از کتاب یک خانواده تقریباً معمولی

ویراستار:مصطفی نظری
دسته‌بندی:
امتیاز
۳.۶از ۳۶ رأی
۳٫۶
(۳۶)
وقتی تحمل گرما را نداری با آتش بازی نکن.
n re
«می‌دونی بزرگ‌ترین افسوس آدم‌های درحال احتضار چیه؟ اونها برای کارهایی که انجام دادن افسوس نمی‌خورن بلکه برای کارهای نکرده‌شون پشیمونن.»
n re
«درست می‌شه. نگران نباش. با همدیگه حلش می‌کنیم.»
n re
اما چرا ماجرای تجاوزم را برای آمینا تعریف نکردم؟ دلیل دیگری داشت. خودم را تافتهٔ جدابافته‌ای می‌دانستم. می‌خواستم از دید مردم قدرتمند جلوه کنم و یک قربانی تجاوز دیده نشوم. آیا من هم یک قربانی بودم؟ نظر بابا و مامان این بود که اگر شکایت کنند بیشتر از همه من ضرر خواهم کرد.
دختر خوانده پروفسور اسنیپ فقید 🐍💚
یک لحظه از یاد خدا غافل نمی‌شدم و زیر لب دعا می‌کردم. پروردگارم عادل و بخشنده است.
n re
یادم می‌آید ده‌ساله که بودم، بدجوری موهای خواهرم را کشیدم. پدرم از من پرسید: «دلت خُنک شد؟» همین سؤال کافی بود تا احساس شرم و گناه کنم و اشک بریزم.
n re
از نظر من زندگی مسیر بی‌انتهای یادگیری است.
hamtaf
نگران نباش. پدرت اینجاست، تنهایت نمی‌گذارم. تا آخرش با تو هستم.
n re
«نمی‌دونم باهام چیکار کردی که هروقت می‌ری احساس تنهایی می‌کنم.»
n re
حالا ایمان راسخی دارم؛ می‌دانم الطاف خداوند شامل حالم می‌شود و محبتش را از من دریغ نمی‌کند. خداوند خودِ مهربانی و عشق است. خداوند امیدی زوال‌ناپذیر و ملجأ و پناهگاه امن من است. به‌جرئت می‌توانم بگویم من یک معتقد واقعی‌ام
n re
خداوند خودِ مهربانی و عشق است. خداوند امیدی زوال‌ناپذیر و ملجأ و پناهگاه امن من است.
n re
زمان چه زود می‌گذرد درحالی‌که به آن بی‌توجهیم.
n re
انسان از ثمرهٔ دهان خود از نیکویی سیر می‌شود و مکافات دست انسان به او برمی‌گردد. (گفته‌های سلیمان نبی)
Farnoosh
در هنگام مصیبت‌ها و بلایای ناگهانی، از مردم می‌خواستم با هم باشند و اتحاد بین خودشان را حفظ کنند، کارهای فردی را کنار بگذارند و به داد همدیگر برسند. در این مواقع مفهوم واقعی انسانیت آشکار می‌شود و می‌توانیم بهتر از هر زمان دیگری همدیگر را بشناسیم. در غم و ناراحتی‌ها بیشتر از همیشه به همدیگر نیاز داریم.
n re
قلب و فکر دو راهنمای فوق‌العاده هستن که با درایت می‌تونی متوجه بشی چه‌وقت باید ازشون استفاده کنی.»
n re
شاید گاهی اوقات لازم باشد با تمام وجود از کسی که عاشق شماست قدردانی کنید، چرا که برای چنین کسی حضورتان خیلی ارزشمندتر از عملکردتان است.
n re
وقتی تحمل گرما را نداری با آتش بازی نکن.
شیوا
«قانون یه چیز کامل و بی‌نقص نیست.»
شیوا
یک تصمیم درست با تصمیمی که خودت فکر می‌کنی درست است فرق دارد.
n re
بی‌اطلاعی یکی می‌تواند سلاح قدرتمند برای دیگری باشد.
n re
هر کسی هرجور دوست داره زندگی می‌کنه. اصلِ مطلب رضایت آدم‌ها از زندگی خودشونه.
n re
ادامه می‌دهد. «من عاشقشم.» صدایش می‌لرزد.
n re
استلا گفت: «یه لیوان نوشیدنی قرمز؟» برای جلب رضایتم نگاهی به من کرد. من هم به الریکا نگاه کردم. همسرم گفت: «امروز روز خاصیه.»
mahboob
وقتی تحمل گرما را نداری با آتش بازی نکن
LeNa
آینده همیشه روشن است حتی اگر کورسوی این روشنایی به‌سختی قابل‌رؤیت باشد، درست مثل آفتاب زمستانی در پسِ ابری بزرگ. حتی اگر مسیر پیش‌رویمان ناشناخته باشد، جای نگرانی نیست.
شیوا
عدالتی وجود ندارد. عدالت همان چیزی است که من و تو و دیگران با هم می‌سازیم.
شیوا
زندگی هیچ‌وقت سرِ سازش ندارد و همه‌چیز تغییر می‌کند.
n re
برای اینکه وجود واقعی‌ات را بسازی باید سال‌ها، دهه‌ها یا حتی یک عمر را صرف آن کنی. این مسیر تقریباً همیشه پیچیده و بغرنج بوده و تنها دلیل آن تکرار آزمون و خطاست. ما با همین آزمون‌ها و تجاربِ زندگی شکل می‌گیریم و ساخته می‌شویم.
n re
دروغگویی هنری است که همه از پسِ آن برنمی‌آیند.
n re
«با عشق و علاقه از پسِ همه‌چی برمی‌آیم.»
n re

حجم

۳۷۳٫۲ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۸

تعداد صفحه‌ها

۴۷۲ صفحه

حجم

۳۷۳٫۲ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۸

تعداد صفحه‌ها

۴۷۲ صفحه

قیمت:
۱۳۹,۵۰۰
۸۳,۷۰۰
۴۰%
تومان