جملات زیبای کتاب پیاده روی با نیچه | طاقچه
تصویر جلد کتاب پیاده روی با نیچهsubscriptionAvailable

کتاب پیاده روی با نیچه

در مسیر خودیابی

نوع کتاب
۳.۵ امتیاز(از ۱۴ رأی)
انتشارات: 
کتاب کوله پشتی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
mahdi
۱۷
اگر راهی برای فرار از درد و مرگ نیست، شاید بهتر است که این دو را مشتاقانه در آغوش گرفت.
حسین
۸
ژرف‌ترین تمایلات ما به زیبایی و محبت معمولاً از فقر، ناراحتی و درد ریشه می‌گیرند.
nepeta
۸
بیشتر مردم، عوام، هیچ‌گاه طعم تنهایی را نچشیده‌اند. آنها پدر و مادر خود را ترک می‌کنند تا به‌سوی همسر خود بخزند و به صمیمیت و افساری جدید تن دهند. هرگز تنها نیستند و با خود ارتباط برقرار نمی‌کنند.
Mohammad Ali Zareian
۵
برای خود اهدافی والا و شرافتمندانه تعیین و در دستیابی به آن خود را فدا کنید! در مسیر مقصود بزرگ و ناممکن، برتر از اضمحلال نمی‌شناسم. تا انتها دست از حرکت نکشید. فریدریش نیچه، دست‌نوشته‌ها، ۱۸۷۳
Mohammad Ali Zareian
۴
بیشتر مردم، عوام، هیچ‌گاه طعم تنهایی را نچشیده‌اند. آنها پدر و مادر خود را ترک می‌کنند تا به‌سوی همسر خود بخزند و به صمیمیت و افساری جدید تن دهند. هرگز تنها نیستند و با خود ارتباط برقرار نمی‌کنند. هرمان هسه، بازگشت زرتشت، ۱۹۱۹
Yas
۴
«در این جهان برای هر فرد راهی واحد وجود دارد که کسی جز او نمی‌تواند در آن پا بگذارد. مقصد این راه کجاست؟ نپرس و در عوض در آن قدم بگذار.»
artemis
۴
قدم زدن یکی از آرامش‌بخش‌ترین فعالیت‌های انسانی است. می‌توان آن را راهی برای ایجاد تعادل در محیط و البته جایگاهمان در این جهان دانست. پیاده‌روی مثالی زنده از اهمیت تکرار است؛ اینکه با قرار دادن یک پا در جلوی دیگری می‌توان به پیشرفتی پرمعنا رسید. بی‌دلیل نیست که خانواده‌ها نخسین قدم‌های فرزندانشان را جشن می‌گیرند و آن را اولین و شاید بزرگ‌ترین نشانهٔ استقلال شخصی می‌دانند.
حسین
۳
پاسخ آنها به درد، در نظر گرفتن آن به‌منزلهٔ بخشی از زندگی بود.
کاربر ۵۹۰۹۲۱۵
۳
هسه می‌گوید: «باید رؤیاهای خود را بیابید، اما هیچ رؤیایی ابدی نیست. آنها به‌دنبال هم می‌آیند و نباید به هیچ‌کدام وابسته شد.»
Matin Gholami
۲
«آنچه مرا نمی‌کشد، قوی‌ترم می‌کند.»
Matin Gholami
۲
حیوانات عاشق بازی، دویدن، بالا رفتن و درکل مصرف انرژی و لذت بردن از قدرت هستند، اما به گفتهٔ نیچه، ما انسان‌ها در جریان تلاشمان برای برقراری زندگی متمدنانه و پرهیزکارانه، حیوان درون خود را زندانی کرده یا حتی کشته‌ایم.
Matin Gholami
۲
به گفتهٔ ریچل، فریدریش نیچه دو چهره داشت: یکی محققی زیرک و سرسخت که از سنگین‌ترین و گیج‌کننده‌ترین مطالب هم سر درمی‌آورد، و دیگری دیوانه‌ای فوق‌العاده و بیش‌ازحد باهوش که از تلاش برای درک ابهام‌ها دست نمی‌کشید.
☆Nostalgia☆
۱
نیچه در ابتدای سی‌سالگی می‌گوید: «بگذارید که روحی جوان، به زندگی‌اش با یک پرسش بنگرد: تاکنون صمیمانه عاشق چه چیزی بوده‌اید؟ چه چیزی روحتان را به پرواز درمی‌آورد؟» درنهایت، پرسش صحیح همین است. مفهوم ابرانسان (همانند مفهوم زندگی) رسیدن به مقصدی ثابت یا یافتن محلی دائمی با چشم‌اندازی زیبا نیست. با قدم برداشتن، پا در کوه می‌گذارید. گاهی می‌لغزید و به جلو تلوتلو می‌خورید و گاهی هم تعادلتان را از دست می‌دهید و به عقب پرت می‌شوید. این کتابْ داستان تلاش برای ایستادن و قدم برداشتن به شکلی مناسب است، تا خودِ اکنونی را به‌سوی مقصدی دست‌نخورده، دست‌یافتنی ولی دور حرکت دهیم. دراین‌صورت، حتی لیز خوردن هم می‌تواند آموزنده باشد، زیرا بیشتر وقایع مربوط به مسیر هستند نه قله. در این راه است که به قول نیچه، می‌توان «خود را یافت.
کاربر ۱۳۵۶۷۷۷
۱
یچه به خواننده می‌گوید: «به تاریخ نیاز داریم، زیرا گذشته به صدها روش در ما جریان دارد. درحقیقت ما جز تجربه‌ای از آن لحظه‌ها در جریانی روبه‌جلو نیستیم.»
کاربر ۱۳۵۶۷۷۷
۱
شیرجه به اعماق فردگرایی، شک‌گرایی، ایدئال‌گرایی و سنت‌شکنی نیچه مترادف است با رویارویی با بیماری‌های روانی و فرار سریع از آرامش همراهان همیشگی، و این از نتایجی است که خواننده پس از مطالعهٔ زرتشت به آنها می‌رسد.
کاربر ۱۳۵۶۷۷۷
۱
هدف از زندگی تسلط یافتن نیست. باید کمی آن را راحت گرفت.
artemis
۱
برای تجربهٔ واقعی زندگی، باید نخست سختی کشید. این نوعی فرار یا عقب‌نشینی از زندگی نیست و برعکس، هدفی والا را دنبال می‌کند: درخشندگی، مانند زرتشت که «همچون آفتاب صبحگاهی از میان کوه‌های تیره‌وتار راهش را به بیرون باز می‌کند.»
Matin Gholami
۱
«هرچه پروردگار عطا کند، با خرسندی می‌پذیرم: شادی و غم، ثروت و فقر، و با شجاعت با مرگ روبه‌رو می‌شوم؛ همان که روزی همهٔ ما را در خوشی و شعف ابدی فرومی‌برد.»
Matin Gholami
۱
نیچه می‌گوید: «در این جهان برای هر فرد راهی واحد وجود دارد که کسی جز او نمی‌تواند در آن پا بگذارد. مقصد این راه کجاست؟ نپرس و در عوض در آن قدم بگذار.»
Matin Gholami
۱
«هیچ‌کس تاکنون به تجربه‌ای کاملاً رضایت‌بخش و بی‌نقص دست نیافته است، اما تمام لحظه‌های خوب زندگی نوید لحظه‌هایی حتی بهتر را می‌دهند. روبه‌جلو حرکت کن! بازهم جلوتر! زیرا در تجربهٔ آزادانهٔ زندگی، چشم‌انداز جدیدی برای همگی‌مان امکان‌پذیر است.»
حسین
۰
نیچه می‌گوید: «در این جهان برای هر فرد راهی واحد وجود دارد که کسی جز او نمی‌تواند در آن پا بگذارد. مقصد این راه کجاست؟ نپرس و در عوض در آن قدم بگذار.»
☆Nostalgia☆
۰
برای خود اهدافی والا و شرافتمندانه تعیین و در دستیابی به آن خود را فدا کنید! در مسیر مقصود بزرگ و ناممکن، برتر از اضمحلال نمی‌شناسم. تا انتها دست از حرکت نکشید. فریدریش نیچه، دست‌نوشته‌ها، ۱۸۷۳
☆Nostalgia☆
۰
نیچه در بیشتر عمر خود به‌دنبال والاترین اهداف، به تلاش برای تسلط بر جنبه‌های متفاوت جسمی و فلسفی پرداخت. او اشاره می‌کند: «اینک به تو ابرانسان را می‌آموزم.» ابرانسان، آرمانی فرابشری، بلندترین هدف ممکن برای انسان و آرزوی مطالعه‌کنندگان بی‌شمار است. سال‌ها معنی ابرانسان را واضح و مبرهن می‌دانستم: پیشرفت کن و از خود اکنونی‌ات بالاتر برو. آزاده، مسلط بر ذات خویش و سنت‌گریز. قهرمان اگزیستانسیال نیچه ترس و امید یکسانی از خود ساطع می‌کند. ابرانسان چالشی پیشِ روی ماست تا به‌واسطهٔ آن خود را متفاوت تجسم کنیم؛ بالاتر از عرف جامعه و محدودیت‌هایی که خودمان به‌تدریج بر زندگی مدرن اعمال کرده‌ایم؛ بالاتر از آهنگ بی‌توقف زندگی روزمره؛ بالاتر از افسردگی و اضطرابی که لحظه‌ای رهایمان نمی‌کند؛ بالاتر از ترس و شک به خود که آزادی را از ما دریغ کرده است.
کاربر ۱۳۵۶۷۷۷
۰
نوارزیابی ارزش‌ها یکی از بزرگ‌ترین میراث نیچه برای تاریخ فلسفه است. او به جای پذیرفتن اصول اخلاقی جامعه نظیر فروتنی، ترحم و فداکاری به‌منزلهٔ اقدام صحیح، به طرح پرسشی ویرانگر پرداخت: منشأ اصلی این ارزش‌ها کجاست؟ پس‌زمینهٔ آنها چیست؟ تاریخچهٔ فراموش‌شده‌شان چطور؟ اشاره به سرمنشأ داشتن اصول اخلاقی و مطلق نبودنشان اظهارنظری بحث‌برانگیز است؛ زیرا امکان ارائهٔ تعریف متفاوتی از زندگی اخلاقی، و مشروط بودن اصول اخلاقی و اجتماعی از نتایج این طرز فکر است.
کاربر ۱۳۵۶۷۷۷
۰
وقتی زندگی تحت سلطهٔ قدرتمندان ارباب باشد، تکذیب نفس نوعی اختیار به برده اهدا می‌کند و به یگانه دارایی واقعی و شخصی او بدل می‌شود. حال این برده با یک انتخاب روبه‌روست: می‌تواند منفعلانه به دستورات ارباب خود تن بدهد یا اختیار خود را در فرایند خودانکاری بال‌وپر دهد
کاربر ۱۳۵۶۷۷۷
۰
خودیابی دربارهٔ یافتن خودی نیست که فکرش را می‌کنیم. نباید خود را از باقی جهان جدا بدانیم. حتی نمی‌توانیم همیشه خود واقعی باشیم. وجود ما در انتظار کشف شدن بی‌کار ننشسته است. هویت حقیقی در فرایندی پویا و روبه‌جلو قرار دارد، چیزی شبیه فعل وِردِن در آلمانی به معنای شدن. ذات پایدار انسانی در تغییر نهفته است و نباید تغییر را با نقل مکان اشتباه بگیریم.
Mohadese
۰
«از غم عمیق پنهان در پس خوشحالی‌ام آگاهم.»
artemis
۰
چه راحت می‌توان در دره‌ها باقی ماند و به متوسط‌ترین شرایط راضی شد، و به‌راستی که توجه به زندگی خود چقدر دشوار است
sobhan
۰
نمادی مناسب برای دوگانگی زرتشت در سفرهایش به بالا و پایین میان کوه‌های اگزیستانسیالیسم.
صروچ
۰
آدورنو توضیح می‌دهد که «انسان با تقلید از دیگر انسان‌ها، انسان می‌شود.»