جملات زیبای کتاب هفت پیکر | طاقچه
تصویر جلد کتاب هفت پیکرsubscriptionAvailable

کتاب هفت پیکر

بازنویسی هفت پیکر اثر نظامی گنجه‌ای

نوع کتاب
۴.۱ امتیاز(از ۱۲ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
((: noor
۳
هفت پیکر به داستان بهرام گور یا بهرام پنجم ساسانی (۴۲۰ ـ ۴۳۸ م) اختصاص دارد که با داستانهای دیگری به صورت قصّه در قصّه آمیخته است. نظامی در ابتدای کتاب، پس از توحید و ستایش خداوند و مدح و منقبت پیامبر (ص) و شرح معراج، سبب به نظم کشیدن هفت پیکر را بیان می‌کند و در ادامه به مدح علاء الدین کرپ ارسلان می‌پردازد. سپس فصلی در ستایش سخن و حکمت و اندرز آورده و آنگاه به نصیحت فرزند خود می‌پردازد و قصّه بهرام را از دوران کودکی وی تا هنگام رسیدن به سلطنت بازگو می‌کند.
((: noor
۲
در داستان هفت پیکر، هفت گنبد (= هفت کاخ) سیاه، زرد، سرخ، فیروزه‌ای، صندلی و سپید وجود دارد که در هر کدام یکی از هفت دختر پادشاهان هفت کشور به سر می‌برَد. نظم داستان بدینگونه است که بهرام هر روز هفته را در یکی از گنبدها و نزد بانوی آن گنبد می‌گذراند. در حالی که لباسی همرنگ همان گنبد به تن کرده و افسانه‌ای که از زبان دختر می‌شنود، مربوط به همان روز و متناسب با همان رنگ است. با توجّه به این که نظامی در آغاز داستان هفت پیکر اشاره می‌کند که این داستانها و افسانه‌ها از اطراف بخارا و طبرستان به گوش او رسیده است، به نظر می‌رسد، اصل این داستانها به دوره هایی بسیار قدیمیتر از زمان بهرام گور مربوط باشد.
((: noor
۱
گنبدی که متناسب با سیاره کیوان و به رنگ سیاه ساخته شده بود، گویی خود کیوان بود که بر زمین افتاده است. گنبد دیگر به قیاس مشتری، صندلی رنگ و گنبد سوّم که نمونه‌ای از مرّیخ بود، رنگی سرخ و آتشین داشت و مانند مرواریدی سرخ می‌درخشید. گنبد چهارم نماینده آفتاب بود که چون گویی زرّین در میان شش گنبد دیگر می‌درخشید، گنبد پنجم آیینه‌ای برای زهره بود که سپیدی‌اش را در آن به نظاره می‌نشست. رنگ فیروزه‌ای گنبد ششم که سمبلی از عطارد بود در واقع رنگ پیروزی و کامیابی شاه بود که بر دیواره‌های کاخ نقش بسته بود و سرانجام گنبد هفتم که به سرسبزی وجود شاه بنا شده بود، می‌توانست مهتابِ شبهای تاریک بهرام باشد و جایی باشد که یک روز هفته را به شادکامی و سرسبزی در آن به سر برد.
((: noor
۱
چنین گفت که اهلِ شهرِ زیبایی در چین است و همگان آنجا را شهر مدهوشان می‌خوانند. هرکس این شهر را ببیند یا وارد آن شود، سیاهپوش خواهد شد.
Zohreh Askari
۱
چون رعیت زبون و خوار بود ملک پیوسته برقرار بود
Zohreh Askari
۰
از جهان پیش از آن که در گذری جان ببر تا ز مرگ جان ببری در دو چیز است رستگاری مرد آنکه بسیار داد و اندک خورد....