هفت پیکر به داستان بهرام گور یا بهرام پنجم ساسانی (۴۲۰ ـ ۴۳۸ م) اختصاص دارد که با داستانهای دیگری به صورت قصّه در قصّه آمیخته است. نظامی در ابتدای کتاب، پس از توحید و ستایش خداوند و مدح و منقبت پیامبر (ص) و شرح معراج، سبب به نظم کشیدن هفت پیکر را بیان میکند و در ادامه به مدح علاء الدین کرپ ارسلان میپردازد. سپس فصلی در ستایش سخن و حکمت و اندرز آورده و آنگاه به نصیحت فرزند خود میپردازد و قصّه بهرام را از دوران کودکی وی تا هنگام رسیدن به سلطنت بازگو میکند.