جملات زیبای کتاب درک واقعیت جهان موازی | طاقچه
تصویر جلد کتاب درک واقعیت جهان موازی

کتاب درک واقعیت جهان موازی

چگونه کانون تجلی زندگی حماسی شویم؟

نوع کتاب
۳.۸ امتیاز(از ۱۱ رأی)
انتشارات: 
نشر ترنگ
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
aaa
۵
هرچیزی که شادی فراوانی به شما می‌دهد کمک‌تان می‌کند که ویژگی ارتعاشی‌تان را ارتقا دهید.
aaa
۴
نقاش خودتان هستید، اما واقف نیستید که چنان قدرتی دارید که می‌توانید هرچه را که می‌خواهید خلق کنید. می‌توانید ناگهان قلم‌مو زدن را متوقف کنید، رنگ دیگری بردارید و روی آفرینش قبلی‌تان نقاشی تازه‌ای بکشید.
aaa
۴
هستی ابدی است. فراتر از زمان است، پس، بایستی ابدی باشد. (از دیدگاه محدود به زمان می‌گوییم «ابدی» از دیدگاه خودش همان «بی‌زمانی» است).
Anahita
۳
هرگز کسی را ندیده‌ام که بتواند هستی را متوقف‌کند حتی در هنگام مرگ.
aaa
۳
مادامی که قدرت‌تان را واگذار می‌کنید، خود را قربانی می‌بینید و مادامی که احساس می‌کنید کنترلی بر زندگی‌تان ندارید، جز این نیست که انعکاس دقیق خودتان را از انرژی خودتان تولید می‌کنید، انعکاس خارجی آن را. بعد آن صورت بیرونی را سرزنش می‌کنید که آفریدهٔ خودتان و انتخاب خودتان است، اگرچه فراموشش کرده‌اید.
aaa
۲
گذشته‌تان هیچ‌گونه ارتباط ساختاری با اکنونِ شما ندارد. واقعیت پنج دقیقه پیش هیچ ارتباطی با واقعیت این لحظه ندارد.
aaa
۲
اگر منتظر اتفاقات زندگی‌تان شوید، چیزی که تولید می‌کنید قدرت‌های خارجی است که خودْ مخلوق انرژی خودِ برترتان هستند. این قدرت‌ها فقط صورت ظاهر هستند، انعکاس انرژی آگاه خودتان هستند، اما خودتان باعث می‌شوید طوری به نظر برسند گویی هستی جدا دارند و بر شما مسلط هستند.
aaa
۲
این باید الهام‌بخش شما باشد. میزان فرکانس‌تان را بالا ببرید. مسئولیت کسی را که هستید بپذیرید. احساس کنید که اختیار دست شماست. بدانید که خودْ توانا هستید. آن‌وقت نیازی به اسرار نیست؛ آماده‌اید.
aaa
۲
به شادی‌ام باور دارم، به این‌که خوشحال بودن هرچه را نیاز دارم برایم خواهد آورد. باور دارم که شادی‌ام، الهامم و خلاقیتم همیشه می‌تواند پشتیبانی‌ام کند. باور دارم همیشه خویشتن خویشم پشتیبانی‌ام می‌کند.» باور قدیمی ناپدید می‌شود و حالا می‌توانید واقعیت جدیدتان را اداره کنید.
aaa
۲
تمرکزِ جسمی یا بازتابِ جسمی، صرفاً بیان طبیعی وضعیت غیرفیزیکی است که پیش از آن رخ داده است.
aaa
۲
می‌توانید واقعیتی تصادفی برای بقیهٔ عمرتان بیافرینید و ندانید که هستید،
farzaneh
۲
اساساً، فرکانس در بدن نیست. بدن می‌تواند آن را به احساسات ترجمه کند، اما می‌توانید مستقل از حس بدنی‌تان و مستقل از بازی‌های ذهن‌تان، فرکانسی را ببینید که دوست دارید احساس کنید و ببینید. حتی ذهن و بدن محیطی هستند، همان‌قدر که آن گیاه آن‌جا هست، همان‌قدر که دیوار چین است. چقدر زیبا!
farzaneh
۲
آنچه انتخاب می‌کنید همان چیزی‌ست که می‌بینید. آنچه احساس می‌کنید همان چیزی‌ست که خلق می‌کنید. آنچه می‌بینید بازتاب همان چیزی‌ست که هم اکنون هستید. همان است که انتخاب می‌کنید. آن‌چه احساس می‌کنید را می‌آفرینید. آن‌چه می‌بینید، انعکاس هستی‌تان است.
aaa
۱
بسیاری از ما در این موقع خاصْ این‌جا هستیم که در این «زمانِ تغییر» شرکت کنیم که در آن از تاریکی به نور، از ناآگاهی به آگاهی حرکت کنیم. اگر برای‌تان مهم است، اگر واقعاً بزرگ‌ترین خواسته‌تان است، همیشه در هر زمانی، می‌توانید به هر جهانی که برای‌تان اهمیت دارد جابه‌جا شوید.
aaa
۱
آن درجه از شادی که احساس می‌کنید دقیقاً متناسب با درجهٔ حضورتان در لحظه است.
aaa
۱
اگر متوجه نگرانی یا وابستگی به نتیجهٔ آتی در وجود خود شدید، به یاد بیاورید که آن‌چه در حقیقت می‌خواهید، احساس خوب است
aaa
۱
خوب بدیهی است، همه می‌دانیم که خوشحالی به تجلّی نیست. همه این را می‌دانیم، اما بسیار کم‌اند افرادی که عملاً به آن خلوص و بلوغ رسیده باشند که حالتِ بودن را اولویت قرار دهند.
Sasal
۱
بسیار خوب، قوانین این بازی جدید چیست؟ باید چگونه وارد میدان شد؟ پاسخ این است: با تغییرِ حالت بودن‌تان، بدون توجه به شرایط محیط. نکتهٔ بسیار مهم: بدون توجه به شرایط محیط.
farzaneh
۱
برای من این‌طور است که وقتی دارم به صحبت کسی گوش می‌کنم، تقریباً به او گوش نمی‌کنم. راستش را بگویم، حواسم به حضور خودم است. به چیزی که می‌خواهم احساس کنم توجه دارم
farzaneh
۱
اما من همان چیزی را دریافت می‌کنم که خواهان دریافتش هستم و چیزی که اتفاق می‌افتد این است که، کم‌کم احساس می‌کنم انرژی فرد شکوفا می‌شود و انرژی آن‌ها انعکاس روشنی و سبک‌بالی و حضور و اجازهٔ خود بودن است.
farzaneh
۱
از تهِ دل بازی کنید. چیزی برای ترسیدن وجود ندارد. ترس، محافظت و دفاع یعنی این‌که جهان خارجی وجود دارد. وقتی می‌بینید جهان خارج را شما می‌سازید ــ صبر کن ببینم... . آزادم که بازی کنم! هرگز چیزی نمی‌تواند به من آسیب بزند؛ چون من هرچه بگویم همان می‌شود.»
farzaneh
۱
پرسش‌ها برای همین هستند؛ شما را با فرکانسی هماهنگ می‌کنند که در آن پاسخ‌ها، راه‌حل‌ها و آفرینش‌ها خود به خود حضور دارند. پس، چرا ذاتِ نامحدود ــ که خود کامل است، نقصان ندارد، چون نامحدود است
farzaneh
۱
اهمیت ندهید دیگران چه فکری می‌کنند، چه می‌گویند یا چه رفتاری دارند. دوباره تأکید می‌کنم که این، به آن معنا نیست که نسبت به دیگر هستی‌ها حضور ندارید؛ منظور فقط این است که روی حالت ذهنی و حالت انرژی موضوعی که ترجیح می‌دهید تمرکز و آن را تولید کنید و این بدان معنا نیست که دیگران باید به‌شکل خاصی عمل کنند. اما خواهید دید که وقتی شروع به ساطع کردن ترجیح‌تان کنید ــ و وقتی ترجیح‌تان واقعاً هم‌راستا با خود برترتان و خودهای برتر آن‌ها باشد ــ آن‌ها حتماً به انرژی‌تان پاسخ می‌دهند. نه به این دلیل که شما به آن‌ها گفته‌اید، نه به این دلیل که شما به آن‌ها فرمان داده‌اید، بلکه به این دلیل که فرکانسی ایجاد کرده‌اید که شما را به واقعیت مجازی برده است؛ جایی که گزینهٔ برتر که بیشترین سود را برای «هر دو شما» در بر دارد، اکنون در حال متجلّی شدن است.
farzaneh
۱
وقتی ذهن‌تان می‌گوید تجلّی آن‌چه می‌خواهید اتفاق نخواهد افتاد، به این فکر اعتنا نکنید و به ترجیح‌تان بازگردید. احساس کنید ترجیح‌تان تنها چیزی است که وجود دارد. یگانه چیزی که می‌بینید ترجیح‌تان باشد. طرد را نبینید. بله و نه را نبینید. به دنیای بیرون اهمیت ندهید؛ چون اصلاً چنین چیزی وجود ندارد. هرگز نبوده است. تنها چیزی که برای‌تان اهمیت دارد، ترجیح‌تان باشد، حالت ترجیحی که می‌خواهید پراکنده کنید؛ حالتی که می‌خواهید متجلّی کنید، نقشی که می‌خواهید بر واقعیت‌تان بیندازید.
farzaneh
۱
نقشه‌تان که همان ترجیح‌تان است را انتخاب کنید ــ خواستهٔ واقعی‌تان، آن‌چه واقعاً شم‌تان می‌گوید، الهام واقعی‌تان ــ و فقط آن را ببینید، فقط آن را احساس کنید و فقط آن باشید. فقط به آن عمل کنید. فقط از آن صحبت کنید و فقط به آن فکر کنید. اگر چنین کنید، زندگی‌تان گواهی پر ازحماسه‌ای می‌شود که شما آفریننده هستید. جادو امری عادی می‌شود.
Mahya
۰
این‌جا هستید تا حوزهٔ توانایی بی‌انتها و محبت مطلق را تحت‌تأثیر قرار دهید. این‌جا نیستید که بگیرید یا دریافت کنید. این‌جا هستید که خلق کنید.
Mahya
۰
باید تمام‌عیار باشید. باید مراقب احساس‌تان باشید؛ زیرا احساس‌تان از بالاترین خِردی می‌آید که در مقام مغزِ انسانی به آن دسترسی دارید.
farzaneh
۰
گر انتخاب کردید که آن روز نقاشی کنید، قلم‌مویی را برمی‌دارید که ترجیح می‌دهید ــ قلم‌مویی که احساس می‌کنید در آن زمان با روحیه‌تان هماهنگ‌تر است ــ و بعد شروع می‌کنید به انتخاب رنگ‌هایی که جذب‌تان می‌کنند و چیزی را نقاشی می‌کنید که به شما رضایت می‌دهد و مجذوب‌تان می‌کند. هروقت که خواستید می‌توانید به خودتان استراحت دهید! مجبور نیستید تمام روز را به نقاشی نگاه کنید.
farzaneh
۰
اما اگر از تصورمان استفاده کنیم و به خودمان اجازه دهیم که تصور کنیم خواستهٔ مورد نظر در گذشته تحقق یافته است، آن‌وقت احساس خواهیم کرد که «اوه، خواستهٔ من این‌جا نیست، اما خب حداقل در گذشته است. می‌توانم تصورش کنم.» سپس احساس‌تان شروع به واقعی‌تر شدن می‌کند که فرکانس‌تان را بالا می‌برد. شروع می‌کنید به احساس‌کردن این‌که آن را دارید، مالک آن هستید، آن را داشته‌اید، انگار همین الآن همین‌جاست. وقتی به نسخه‌ای از خودتان که دارای آن واقعیت است وصل می‌شوید، آن نسخه در شما منعکس می‌شود؛ چون این چیزی است که آفرینش باید انجام دهد. آفرینش از خود اراده‌ای ندارد، پس باید تنها اراده‌ای را که وجود دارد منعکس کند، که ارادهٔ آزادِ آگاهی و وضعیتِ بودنش باشد.