
بریدههایی از کتاب بیشعوری
۳٫۸
(۳۵)
بیشعوری یک نوع اعتیاد است که میل به قدرت، تحقیر و سرکوب کردن دیگران دارند، وظیفه نشناس هستند و میل دارند بر دیگران تسلط داشته باشند.
شمع'
در اصل احساسات یک آدم بیشعور تا درمان نشود، جریحهدار هم نمیشود.
شمع'
اوج هیجان عرفانهای جدید، برنامهریزی نیمه خودآگاه است. بعضی از این بیشعورها نوار کاستی حاوی موسیقی یا فقط یک سری سر و صدا درست میکنند که لابهلای آنها پیامهای بسیار کوتاه است که آنها را به وسیلهٔ گوش معمولی نمیتوان شنید، اما به قدرت نیمه خودآگاه میتوان درک کرد و با گوش دادن به این کاستها شخص میتواند بر دودلی، ترسها، ترک سیگار و رابطه جنسی خود غلبه کند.
خودم نواری را با دقت گوش دادم و بررسی کردم، اما نتوانستم نشانهای از آن چیزهایی که دربارهشان تبلیغ میشود پیدا کنم. در عوض این را یافتم: آهای بیشعور، الان ده تا دیگر از این نوارها را سفارش بده.
ATOSA_HJZ
برای اینکه جملهای را تأیید کنند برعکسش را به آنها بگویید، در نتیجه با انکار آن، خواسته و نظر شما را
کاربر ۱۰۲۲۸۲۷۱
خودتان هم بیشعورید و تا حالا نمیدانستهاید. اشکالی ندارد و اصلاً به این معنا نیست که بیارزش و یا فاسد هستید بلکه صرفاً به این معناست که بیشعورید. درک درست این مسأله شانس بهبودی را بالا میبرد
کاربر ۱۰۷۶۴۵۲۴
گرایش آدم ها به بیشعوری این است که با بیشعوری زودتر میتوان به هدف و منظور رسید. مثلاً بیشتر خبرنگاران جوان در شروع کار خود مثل آدمهای محجوب رفتار میکنند. اما همین که به عنوان خبرنگار تلویزیونی، مشهور شدند، به صد نفر تنه میزنند و پنجاه نفر را زیر دست و پا میگیرند تا اولین کسی باشند که گزارش میکند و این شروع به وجود آمدن یک بی شعور جدیدی است.
کاربر ۱۰۷۶۴۵۲۴
بیشعور باید بفهمد که مشکلاتش ناشی از مردم و حاصل شرایطی خارج از اردهٔ او نیست، بلکه ناشی از بیماری و نگاه بیمارگونهٔ خودش به زندگی است.
کاربر ۱۰۷۶۴۵۲۴
بعضی هم معتقدند راه حل همهٔ مشکلات زندگی، دید خلاق است. فقط کافی است چیزی را با تمام وجود بخواهی و تصور کنی من خودم این روش را امتحان کردهام. مدتها پیش با تمام وجود خواستم و تصور کردم که تمام بیشعورهای جهان در یک لحظه ناپدید شوند. تا به حال که هیچ اتفاقی نیفتاده است.
ATOSA_HJZ
بهترین زمان آنها وقتی است که بخواهد برای برنامهها و پروژهها قواعدی بیان کند یا راهکار ارائه دهد. او میداند چگونه با کمترین کلمات ممکن چنان وانمود کند که انگار تمام گزینههای احتمالی را هم میداند. وقتی همه گیج شدند این فرصت را مییابد که بادی به غبغب بیندازد و دوباره مطلب را تکرار کند تا بدین وسیله به دیگران، به خاطر این که دفعهٔ اول نفهمیدهاند چه گفته است، احساس حماقت دست بدهد. به این ترتیب، این بیشعور با زرنگی زمام امور را در موردی که هیچ سررشتهای در آن ندارد در دست میگیرد و بقیه را خسته و درمانده به دنبال خود میکشد.
کاربر ۱۰۲۲۸۲۷۱
حجم
۱۲۱٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۹
تعداد صفحهها
۱۶۰ صفحه
حجم
۱۲۱٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۹
تعداد صفحهها
۱۶۰ صفحه
قیمت:
۳۳,۶۰۰
تومان