
کتاب آنک آن یتیم نظر کرده (جلد اول و دوم)
رمان زندگی پیامبر
پدیدآورندگان:
محمدرضا سرشارانتشارات:
انتشارات سوره مهر٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
آرام
۳۳
آری، ای پسرم؛ حكايت غمها در زندگانی انسان، حكايت زمستانها در طبيعت است. زمستان اگر نباشد، بهاری در كار نخواهد بود. آن نيز هرچه دشوارتر، بهارِ پس از آن، زيباتر و پربارتر.
Zahra
۱۱
شبی كه او زاده شود، بهشت را، سر به سر، آذين كنند. آنگاه، آن را ندا دهند: شاد شو و بر خود ببال؛ كه سروَر و پيشوای دوستان تو، زاده شد.
پس، بهشت بخندد، و تا روز رستاخيزْ خندان ماند.»
sajjadquote
۷
«- ای برگزیده خدای، اینک مرا سپارشی کن، تا چراغ راهم باشد.
- ای بوذر، پیوسته حق را بگو؛ هر چند بر زیان تو باشد.
- دیگر...؟
- در راه خدایت، از سرزنش مردم مَهَراس.
mahdi masihipoor
۶
خط كمرنگ راه. دگرگونی رنگ زمين از زردِ مايل به سرخ، به خاكستری و سياه. اميد، اميد، اميد...! زندگی، زندگی، زندگی...! خاكِ مهربانِ دوست.... قلههای آشنای مأنوس....
پايان پذيرفت! مرگ گريخت. تن، بیدريافت ذرهای طعام يا قطرهای آب، دوباره جوان شد و جان گرفت.
چه معجزهها میكند اميد!
فرياد. قيقَه. پريدن به هوا. كارهای ديوانهوار. در بر كشيدن يكديگر. خندههای كودكانه و بلند. گريه، گريه، گريه؛ با صدا و بیپروا. بازگشت به سرشت پاك كودكی. فروافتادن پردههای كبر و خودپسندی از برابر چشم. بوسه بر سر و روی بزرگِ بزرگوارِ قوم؛ نظر كرده خدای كعبه.
shariaty
۶
هستی رازها و حكمتهايی دارد كه بسا خِرد اندك انسان، از پی بردن بدانها ناتوان باشد. بسيار ماجراها و حالتها كه در زمان خود بر انسان گران میآيند و پذيرش آنها دشوار است؛ ليك، چون زمانی از آنها میگذرد، او درمیيابد كه آن بذرهای تلخ، چه ميوههای شيرين در دل خويش پنهان داشته بودهاند.
hana87
۶
من خود در خبرهای پیشینیان خواندهام که خدای بلندمرتبه، از این دیار پیامبری بر خواهد انگیخت که یتیم است و او پناهش میدهد؛ و درویش است و خداوند بینیازش میگرداند؛ و حیران و سرگردان است و خدایش راه مینماید.
او پیامبر آخرین است و از پسِ وی هیچ پیامبری نخواهد بود.
sajjadquote
۶
آگاه باش ای بوذر، که هیچکس به جایگاه پرهیزگاری نرسد، تا از خویش چُنان حساب کشد که شریک از شریکش میکشد. پس، داند که از کجا میخورد، از کجا میآشامد و از کجا میپوشد؟ از حلال است آیا، یا از حرام؟
آن که اهمیت نمیدهد که مال خویش را از چه راه فراچنگ میآورد، خدای نیز اهمیت نخواهد داد که از کجا به آتشش دراندازد.
زهرا جاویدی
۵
ای علی؛ نماز اندیشه انسان را با خدای آسمان و زمین پیوند میدهد، و او را از زشتی و پلیدی باز میدارد.
shariaty
۴
چه معجزهها میكند اميد!
shariaty
۴
او، محبوبترين آفريده خدا نزد اوست.
shariaty
۴
«اين آيا تويی، ای عبدالله، كه اينسان دست و پابسته و ناتوان، اسيرِ اين خاك تيره گشتهای!
پس چه شد آن طراوت و شادابی و نيروی جوانی! دريغ از تو نبود كه اينسان زود، پيكرِ نازنينت با خاك همدم شد!»
shariaty
۳
آن روزگار من به ستد و داد، در ديار پارسيان بودم. شنيدم كه همان شب ايوان كاخ بزرگ كسری لرزيده، و چهارده كنگره آن فرو ريخته است.
shariaty
۳
هر تازه كهنه میشود، و هر زنده، میميرد. من نيز میميرم.
shariaty
۳
در مردمان درگذشته، برای ما عبرتهاست:
چون ديدم آنان به آبشخوری رفتند كه بازگشتی نداشت
و خويشاوندان را نيز - از خُرد و بزرگ -
رو بدان سوی روان ديدم،
- كه نه رفتگان باز میآمدند و نه زندگان ماندنی بودند -
برايم يقين شد كه خود نيز به همان راه رفتنیام.
shariaty
۳
پيشتر محمد، ابزار سفر خود را در كيسهای چرمين نهاده بود: دوگونه جامه. يكی ساده؛ برای ميانه راه. آن ديگر، مرغوبتر؛ تا در شهرها بپوشد. نيز، شانهای از چوب، سُرمهدانی كوچك با سُرمه سنگ، مُشكدانی مفرغی، تايی چند مسواك چوبی، جامی كوچك از برنج، برای آشاميدن آب، روغندانی با روغن بنفشه، سوزنی با نخ، و يك قيچی.
shariaty
۳
او عَمْرو زَيْد، يكی از آن چهار يكتاپرست مكه بود، كه نامشان بر زبانها بود. همو، كه در آن سفر نوجوانی محمد به شام، با كاروان قريش بود.
«آن ديگر سه تن، وَرَقَه نَوْفِل، عُبَيْدُالله جَحْشوعثمان حُوَيرِث بودند.
shariaty
۳
محمد كار را بس دوست میداشت، و از آن - هر چند دشوار بيمنداشت.
sarab(:
۳
فرستاده خدا، ما را از پرستیدن بتان و نوشیدن شراب و انجام قمار و زنا و ستم بر بردگان و ناتوانان و دزدی و خونریزی به ناحق و گرفتن ربا بازداشت، و به گزاردن نماز و دادن زکات و نیکی با خویشان و فرودستان و بزرگداشت دختران و زنان فرا خواند! او کلام خدا را بر ما خواند و با فروغ آن، تیرگیها را از دل و جانمان زدود. با این آیین، بردگان دریافتند که انسانهایی چونان سروَران خویشاند، و خدایشان آزاد آفریده است. سپید از سیاه یا عرب از غیر عرب برتر نیست. برتریای اگر هست از پرهیزگاری است. زنان دانستند که در آفرینش با مردان برابرند و چون ایشان، حقها و اختیارها دارند.
هیچــ🌱ـــــ
۳
- ای برگزیده خدای، اینک مرا سپارشی کن، تا چراغ راهم باشد.
- ای بوذر، پیوسته حق را بگو؛ هر چند بر زیان تو باشد.
- دیگر...؟
- در راه خدایت، از سرزنش مردم مَهَراس.
shariaty
۲
آری، ای پسرم؛ حكايت غمها در زندگانی انسان، حكايت زمستانها در طبيعت است. زمستان اگر نباشد، بهاری در كار نخواهد بود. آن نيز هرچه دشوارتر، بهارِ پس از آن، زيباتر و پربارتر.
زهرا جاویدی
۲
چه مایه رنج بردن در راه دوست شیرین است
و چه مایه ایستادگی و استواری تو در راه او زیبا و غرور آفرین است
نورانا
۲
فرمان تنها از سوی آفریدگار یکتاست. آن خداوندی که تواناییاش را مرزی نیست. نه زاده شده است و نه میزاید. پیوسته بوده است و هماره نیز خواهد بود. او بیهمتاست. از هر آنچه که در گمان ما گنجد، بزرگتر است. از این رو، در مکانی چونان کعبه و هم از آن بزرگتر، محدود نمیشود. او در هر زمان، به هر جا هست. هم از این رو، سخن گفتن با او و خواستن چیزی از وی نیاز به میانجیای همچون خدایان ندارد.
آفریدگار جهان، صاحب صورت نیست. جسم نیست. او یکتاست. از این رو، شایسته چُنان است که تنها او پرستیده شود....
sajjadquote
۲
این دستور که محمد آورده است جز این نیست که در میان زن و شوی و پدر و فرزند و برادران جدایی میافکند. آموزههای او در دل مردمان فرومایه چُنین افکنده است که با مردم شریف برابرند. برده با سرورِ خویش یکی است. و... از این گونه سخنان یاوه، که جز تیرهروزی مردمان و آشفتگی در کار ایشان، هیچ در پی ندارد.
sajjadquote
۲
«برخیزید؛ ای خواب ربودگانِ غرقه غفلت؛ که دشمن به شما بس نزدیک است!»
shariaty
۱
شيخ كُليِنی، صاحب «اصول كافی» - كه پس از قرآن و نهجالبلاغه، يكی از چهار كتاب اصلی، پايه و مرجع شيعيان است - تولد آن حضرت را در «ايام تشريق» (دوازدهم، سيزدهم يا چهاردهم) میداند. اما ساير عالمان شيعه، «هفدهم» ربيعالاول را روز ولادت ايشان میدانند. اهل سنت، «دوازدهم» ماه ياد شده را روز ميلاد پيامبر (ص) ذكر میكنند.
shariaty
۱
هر تازه كهنه میشود، و هر زنده، میميرد. من نيز میميرم.
shariaty
۱
محمد كار را بس دوست میداشت، و از آن - هر چند دشوار بيمنداشت.
shariaty
۱
محمد كار را بس دوست میداشت، و از آن - هر چند دشوار بيمنداشت.
sajjadquote
۱
سپید را با سیاه و دارا را با درویش و سرور را با برده، هیچ فرق نیست؛ جز به راستی و درستی و نیک کرداری ایشان.
sajjadquote
۱
من شما را از عذابی سخت و بس دشوار بیم میدهم. دشمن شما، باورها و سنتهای نادرست شماست. در خویش برخیزید، و جان خود را از آنها برهانید!