جملات زیبای کتاب حکایت هایی از زندگی نادرشاه افشار | طاقچه
تصویر جلد کتاب حکایت هایی از زندگی نادرشاه افشارsubscriptionAvailable

کتاب حکایت هایی از زندگی نادرشاه افشار

نوع کتاب
۴.۲ امتیاز(از ۱۵ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
((: noor
۲
هم اکنون در شهر کوچک "مودلینگ"، جایی نزدیک وین، پایتخت اتریش، خانه‌ای زیبا و اشرافی وجود دارد که مورد احترام مردم شهر است. مردم شهر این منزل مجلل را با نام خانهٔ "فون زملین"، یکی از بارون‌های مشهور اتریش در اوایل قرن نوزدهم میلادی می‌شناسند. اما شاید کمتر کسی بداند که نام واقعی فون زملین، مردی که قبر او در میان همان خانهٔ اشرافی قرار دارد، "مصطفی علی‌میرزا خان" همان کوچک‌ترین فرزند نادرشاه است.
amirali malaeke
۱
الماس نه به صخره‌ای که در آن پیدا شده است بلکه به شکوه و درخشش خود ارزش می‌یابد و افتخار می‌کند.
ضحا
۰
و ناگهان نیرویی از اعماق وجودت فریاد می‌زند که تو می‌توانی! تو می‌توانی جراحت‌ها را التیام بخشی و اینگونه بود که پای بر رکاب اسب نهادم با امید سرفرازی ملتی بزرگ.