
کاربر ۱۳۰۸۳۵۸
۱۴
سومین اشتباهی که باعث میشود تصور کنیم عشق یادگرفتنی نیست، این است که تفاوت میان نخستین جرقهٔ عشق و اسارت در دام آن و پایداری در این احساس یا بهتر است بگوییم عاشق ماندن را نمیدانیم. اگر دو نفر که با هم بیگانهاند ـ همان طور که همهٔ ما هستیم ـ یکباره اجازه دهند دیواری که بینشان کشیده شده، فروریزد و احساس نزدیکی و یگانگی به آن دو دست بدهد، یکی از هیجانانگیزترین و شادترین لحظات زندگی خود را تجربه خواهند کرد. چنین لحظهای برای افرادی که همواره تنها و منزوی و بدون تجربهٔ عشق زندگی کردهاند، سحرانگیزتر و معجزهآساتر خواهد بود. چنین معجزهای در صورتی که با رابطهٔ جنسی همراه شود، سادهتر و صمیمانهتر جلوه میکند. گرچه چنین عشقی به اقتضای ماهیت خود دوام چندانی نخواهد داشت. عاشق و معشوق با هم آشنا میشوند، دلبستگی معجزهآسای اولیه، روز به روز کاهش مییابد و سرخوردگیها، مخالفتها و ملالتهای دوجانبهشان، باقیماندهٔ هیجانات نخستین را از بین میبرد. هرچند در آغاز از چنین سرانجامی باخبر نیستند. آن دو در واقع این شیفتگی شدید نسبت به یکدیگر را عشق و دلبستگی مفرط میپندارند. حال آنکه شاید دال بر میزان تنهایی آن دو پیش از این رابطهٔ عاشقانه باشد.
فاطمه افشار
۱۲
ایمان یکی از شروط هستی بشر است. آنچه در رابطه با عشق اهمیت دارد، ایمان به عشق خود، به توانایی پدید آوردن عشق در دیگران و ایمان به پایداری آن است.
zed zeyn
۱۰
در عشق تضاد شگفتانگیزی رخ میدهد. طرفین، یکی میشوند و در عین حال هیچ یک فردیت خود را از دست نمیدهد.
کاربر ۲۸۲۱۸۳۳
۷
نخستین قدم این است که دریابیم عشق یک هنر است. همان طور که زیستن هنر محسوب میشود. اگر بخواهیم بیاموزیم چگونه میتوان عشق ورزید، باید روشی را که در آموختن هر هنر دیگری مثل موسیقی، نقاشی، نجاری، طبابت و مهندسی به کار میگیریم، دنبال کنیم.
فاطمه افشار
۷
اگر من نتوانم در مورد بیگانگان واقعبین باشم، نمیتوانم بهدرستی در رابطه با خانوادهام واقعگرا و بیطرف باشم و به عکس. اگر بخواهم هنر عشقورزی را بیاموزم، باید در هر شرایطی واقعبین باشم و نسبت به مواردی که واقعبینی خودم را از دست میدهم، حساسیت به خرج دهم. باید تلاش کنم تفاوت تصویری را که از فردی و رفتارهایش دارم ـ تصویری که به سبب خودشیفتگیام تحریف شده است ـ با واقعیت او همان طور که هست، با وجود سلایق، نیازها و ترسهایم، مشاهده کنم. کسب ظرفیت مشاهدهٔ حقیقت هر چیز به طور عینی و تقویت خرد و منطق سبب میشود نیمی از مسیر موفقیت و دستیابی به هنر عشق ورزیدن را طی کنیم. ولی این واقعبینی و خرد باید در مورد تمام افرادی که با آنها در تماس هستیم، اِعمال شود. اگر کسی بخواهد واقعبینی خود را فقط به محبوب خود اختصاص دهد و فکر کند میتواند در مناسبات خود با دیگران آن را به کار نبندد، بهزودی پی میبرد هم از اینجا و هم از آنجا وامانده است.
فاطمه افشار
۶
توانایی عشق ورزیدن به استعداد و ظرفیت فرد در رهایی از خودشیفتگی و خلاصی از دلبستگی و عشق بیش از اندازه به مادر و اعضای خانواده بستگی دارد. به ظرفیت ما در رشد و تکامل و گرایشی بارآور در ایجاد ارتباط با دیگران و با خود وابسته است. این فرآیند رهایی، تولد دوباره و بیداری، مستلزم یک شرط ضروری است: ایمان. لازمهٔ تمرین عشقورزی، تمرین ایمان داشتن است.
کاربر ۲۸۲۱۸۳۳
۵
در عهد ویکتوریا، همانند بسیاری از فرهنگهای دیگر، عشق تجربهای شخصی و ناشی از طیب خاطر نبود که احتمالاً منجر به ازدواج شود. برعکس، ازدواج پیمانی بود که براساس رسوم به دست خانوادههای طرفین یا دلال ازدواج یا بدون واسطه و مطلقاً بر اساس ملاحظات اجتماعی صورت میگرفت. و عشق طبعاً پس از ازدواج به وجود میآمد. از چند نسل گذشته به این طرف مفهوم عشق رمانتیک در دنیای غرب عمومیت یافت. گرچه در ایالات متحدهٔ آمریکا سنتهای قراردادی به کلی منسوخ نشده، با این حال بیشتر مردم به طور روزافزون به دنبال عشق رمانتیک هستند. آنها ترجیح میدهند شخصاً عشق خود را انتخاب کنند، عشقی که به ازدواج بینجامد. این مفهوم تازهٔ آزادی در عشق باعث شده معشوق نسبت به مقولهٔ عشق مهمتر به نظر بیاید.
زهرا غفاری
۳
در مورد آینده فقط مرگ قطعیت دارد.
کاربر ۱۴۷۷۵۴۹
۳
اگر دو نفر که با هم بیگانهاند ـ همان طور که همهٔ ما هستیم ـ یکباره اجازه دهند دیواری که بینشان کشیده شده، فروریزد و احساس نزدیکی و یگانگی به آن دو دست بدهد، یکی از هیجانانگیزترین و شادترین لحظات زندگی خود را تجربه خواهند کرد. چنین لحظهای برای افرادی که همواره تنها و منزوی و بدون تجربهٔ عشق زندگی کردهاند، سحرانگیزتر و معجزهآساتر خواهد بود.
کاربر ۱۳۰۸۳۵۸
۲
هیچ فعالیت و امر خطیری وجود ندارد که مانند عشق با چنین امید و انتظارات شیرینی آغاز شود و همواره به شکست بینجامد. اگر چنین وضعیتی برای کارهای دیگر پیش میآمد، همه مشتاقانه به بررسی دلایل شکست میپرداختند و تلاش میکردند راه موفقیت را بیابند یا به کلی صرفنظر میکردند. از آنجا که آخرین گزینه در مقولهٔ عشق ناممکن به نظر میرسد، ظاهراً تنها راه مناسب برای غلبه بر شکست در عشق این است که دلایل این شکست را بررسی کنیم و مفهوم عشق را بیاموزیم.
فاطمه افشار
۲
ایمان داشتن به اینکه عشق میتواند نه تنها یک پدیدهٔ استثنایی ـ فردی، بلکه پدیدهای اجتماعی نیز باشد، ایمانی عقلانی است بر اساس درک ماهیت بشر.
♧
۲
از عمیقترین لایههای رنج، عجیبترین جواهر وجود را بیرون کشید: معنا.
محمدرضا
۱
ارتباط جنسی بدون عشق فقط برای چند لحظه میتواند فاصلهٔ میان دو انسان را از میان بردارد.
کاربر ۵۰۱۷۰۸۷
۱
ذهن خود را خالی کند. چند تمرین ساده میتواند مؤثر واقع شود. بهآرامی در گوشهٔ دنجی بنشینید، چشمهایتان را ببندید و سعی کنید پردهٔ سفیدرنگی را جلو چشم خود مجسم کنید. تلاش کنید تمام افکار و تصاویر مزاحم را دور کنید، سپس نفسهای خود را دنبال کنید، نه به آنها فکر کنید و نه سریعتر تنفس کنید، فقط نفسهایتان را دنبال کنید و درعین حال آنها را حس کنید.
کاربر ۵۶۶۶۱۰۷
۱
انسان همان طور که فرانکل میگوید: «شیئی در بین سایر اشیا نیست. اشیا اختیاری از خود ندارند، اما انسان درنهایت مستقل است. با وجود محدودیتهای ذاتی و محیطی، آنچه او شده، چیزی است که خودش ساخته.»
کاربر ۵۶۶۶۱۰۷
۱
ما میتوانیم با وجود همهٔ شرایط سخت و مشکلاتی که احاطهمان کردهاند، عشق را بیاموزیم و همدیگر را رعایت کنیم.
Hossein shiravand
۱
اگر زنی به ما بگوید عاشق گل است و ما ببینیم فراموش میکند به گلهایش آب بدهد، عشق او به گل را باور نخواهیم کرد.
Hossein shiravand
۱
ماهیت عشق رنج و زحمت و کوشش برای چیزی و پروراندن آن است و اینکه عشق و رنج و زحمت جداییناپذیرند. آدمی به چیزی عشق میورزد که برای آن زحمت کشیده باشد و رنج برده باشد و رنج چیزی را بر خود هموار میکند که عاشقانه دوستش داشته باشد.
fatii.ebii
۱
اگر من مثل بقیه هستم، اگر احساس و اندیشهای متفاوت با دیگران ندارم، اگر در آداب و رسوم، نوع پوشش و عقاید با الگوی گروه یکسان هستم، نجات یافتهام و از تجربهٔ خوفناک حس تنهایی رها شدهام.
Mahsa Tayyar
۱
. آدمی به چیزی عشق میورزد که برای آن زحمت کشیده باشد و رنج برده باشد و رنج چیزی را بر خود هموار میکند که عاشقانه دوستش داشته باشد.
mostafa
۱
بیشتر مردم در مقولهٔ عشق بیش از اینکه به عشق ورزیدن بیندیشند یا ظرفیت مهرورزی داشته باشند، به دنبال این هستند که مورد عشق و علاقهٔ دیگران واقع شوند.
MELIKA
۱
نخستین قدم این است که دریابیم عشق یک هنر است. همان طور که زیستن هنر محسوب میشود.
Nirvana
۱
در حقیقت آنچه بیشتر مردم در فرهنگ ما از محبوب بودن درک میکنند، ترکیبی است از مورد قبول عامه بودن و جذابیت جنسی.
Nirvana
۱
جدایی یعنی درماندگی، ناتوانی درک جهان و انسانها و اشیا.
Nirvana
۱
ارتباط جنسی بدون عشق فقط برای چند لحظه میتواند فاصلهٔ میان دو انسان را از میان بردارد
betWeen
۱
آدمی به چیزی عشق میورزد که برای آن زحمت کشیده باشد و رنج برده باشد و رنج چیزی را بر خود هموار میکند که عاشقانه دوستش داشته باشد.
کاربر ۱۰۹۸۷۸۸۷
۱
عشق پخته و به بلوغ رسیده، برخلاف پیوند وابسته به همزیستی، پیوندی است که استقلال و تمامیت فرد را حفظ میکند.
Mamad_ATS
۱
اگر دوست داشتنِ همسایهام به عنوان یک انسان، فضیلت محسوب میشود، دوست داشتن خودم هم باید یک فضیلت باشد، نه یک گناه، چرا که من نیز یک انسان هستم. هیچ مفهوم و تعریفی از انسان وجود ندارد که شامل خود من نشود. هر عقیدهای که چنین استثنایی را به عموم معرفی کند، به خودی خود ثابت میکند که حقیقتاً دارای تناقض است. این جملهٔ کتاب مقدس که «همسایهات را مانند خودت دوست بدار» دلالت بر این واقعیت دارد که احترام به تمامیت و بینظیری خود، عشق به خود و درک خود نمیتواند از احترام و عشق و درک افراد دیگر جدا باشد. عشق من نسبت به خودم با عشق به هر انسانی پیوندی ناگسستنی دارد.
Mamad_ATS
۱
اگر فردی بتواند به طور ثمربخشی عشق بورزد، خود را نیز دوست خواهد داشت. ولی اگر فقط دیگران را دوست باشته باشد، اصلاً نمیتواند عشق بورزد.
Mamad_ATS
۱
«اگر خودت را دوست داشته باشی، دیگران را هم مانند خودت دوست خواهی داشت. تا زمانی که فرد دیگری را کمتر از خودت دوست داشته باشی، در دوست داشتن خودت نیز موفق نبودهای، ولی اگر همه، از جمله خودت را یکسان دوست داشته باشی، آنگاه همگان را به منزلهٔ شخص واحدی دوست داری و آن شخص، هم خداست و هم انسان. در نتیجه آن کسی بزرگ و درستکار است که ضمن دوست داشتن خود، همهٔ انسانها را یکسان دوست داشته باشد.»