جملات زیبای کتاب امیر گلها | طاقچه
تصویر جلد کتاب امیر گلها

بریده‌هایی از کتاب امیر گلها

نویسنده:حسین سیدی
انتشارات:نشر معارف
امتیاز
۴.۵از ۱۵ رأی
۴٫۵
(۱۵)
می‌فرمود: هرگاه غذایت را تمام کردی، از خداوند به خاطر آن‌چه به تو داده است سپاسگزاری کن؛ آن هم با صدای بلند تا دیگران نیز او را بستایند و پاداش تو بسیار شود. (۴۲)
zahraa_mousaavii
از او پرسیدند: چهرهٔ نیایشگران هماره زرد رنگ است، امّا شما رخساری روشن، سپید و پیشانی گلرنگی دارید. راز این تفاوت در چیست؟ پاسخ داد: دیگر عابدان در هراس و بیم‌اند که آیا آفریدگار از آنان خرسند است یا نه، امّا من بدان پایه رسیده‌ام که هم خداوند محبوب من است و هم من محبوب او؛ از این روی، از هراس در امانم. (۱۵)
خوانا
ابوبکر: از پیامبر - درود خدا بر او باد - شنیدم که می‌فرمود: علی، جز من بهترین کسی است که آفتاب بر او طلوع و غروب می‌کند.
سپیده دم اندیشه
گردو خوردن گردو در زمستان را باعث گرمای بدن و کلیه‌ها می‌شمرد، امّا خوردنش را در تابستان توصیه نمی‌فرمود و سبب آن را نیز تولید حرارت بسیار در بدن و تولید دُمَل بیان می‌فرمود. (۹۷)
کاربر ۲۴۸۴۴۰۹
به پسرش امام مجتبی فرمود: اگر ادب نباشد، آدمی چیست جز چارپایی بی‌خاصیت!
•)•
هنگامی که باران آغاز می‌شد، زیر باران می‌رفت، بدان گونه که سر، محاسن و پیراهنش خیس می‌شد. بدو می‌گفتند: ای امیر دین‌باوران! خود را (از باران) بپوشان. می‌فرمود: این آبی است که به عرش خداوند نزدیک است.
ملی‌کا
آن که از مرز خود بگذرد، مردم به وی توهین کنند.
ملی‌کا
(فرزندم!)... تو را نه پارهٔ تن، که تمام وجود خویش می‌یابم؛ به گونه‌ای که اگر مصیبتی به تو رسد، پنداری که به من رسیده باشد؛ و اگر مرگ به سراغ تو آید، گویی به سراغ من آمده است.
ملی‌کا
خدمتکارش را صدا زد. او پاسخ نداد. دوباره و سه‌باره او را صدا زد، غلام پاسخ نداد. امام برخاست و نزدش رفت. دید دراز کشیده است. پرسید: مگر نشنیدی؟ - شنیدم. - پس چرا جوابم را ندادی. - از مجازاتت ایمن بودم، در نتیجه، تنبلی کردم. - برو (به پاس این که خداوند مرا ظالم قرار نداد) در راه خدا آزادی. (۱۴۰) به صاحب خدمتکاران می‌فرمود: هرگاه خدمتکارت خدا را نافرمانی کرد، او را تنبیه کن؛ و اگر از تو سرکشی کرد، از او بگذر.
𝓐𝓻𝔃𝓮𝓼𝓱𝓲💚
ارجمندی مؤمن، در رها کردن بگو مگو (های بیهوده) است.
کاربر ۱۹۳۷۲۴۸
مالِ اندک با برنامه‌ریزی، پایدارتر از مال فراوانی است که ریخت و پاش شود.
کاربر ۱۹۳۷۲۴۸
به پسرش امام مجتبی فرمود: اگر ادب نباشد، آدمی چیست جز چارپایی بی‌خاصیت!
ملی‌کا
از کمال جوانمردی آن است حقی که (بر اثر نیکی به دیگران) داری فراموش کنی، و حقی را که (دیگران) بر تو دارند به خاطر داشته باشی.
ملی‌کا
جبران آن‌چه به خاطر خاموشی از کف داده‌ای، آسان‌تر است از جبران آن‌چه به خاطر گفتارت از دست داده‌ای.
ملی‌کا
دربارهٔ نشانه‌های بزرگوار می‌فرمود: هرگاه وعده دهد، وفا کند؛ و چون تهدید کند، درگذرد.
ahmad modaraei
جوانمردی آدمی به مقدار خرد اوست.
ahmad modaraei
آن که همت حقیری داشته باشد، برتری (و پیشرفت) اش ناچیز خواهد بود.
ahmad modaraei
از او پرسیدند: چهرهٔ نیایشگران هماره زرد رنگ است، امّا شما رخساری روشن، سپید و پیشانی گلرنگی دارید. راز این تفاوت در چیست؟ پاسخ داد: دیگر عابدان در هراس و بیم‌اند که آیا آفریدگار از آنان خرسند است یا نه، امّا من بدان پایه رسیده‌ام که هم خداوند محبوب من است و هم من محبوب او؛ از این روی، از هراس در امانم.
𝓐𝓻𝔃𝓮𝓼𝓱𝓲💚
برترین ادب را آن می‌دانست که آدمی در مرز خویش بایستد و از آن نگذرد
𝓐𝓻𝔃𝓮𝓼𝓱𝓲💚
هر آن‌چه پراکندنش نیکو نباشد، امانت است؛ گرچه پنهان داشتنش را نخواسته باشند
𝓐𝓻𝔃𝓮𝓼𝓱𝓲💚
هیچ نگهبانی را محافظ‌تر از سکوت نمی‌دانست
𝓐𝓻𝔃𝓮𝓼𝓱𝓲💚
از مردم می‌خواست از انجام پنهانی هر کاری که افشایش باعث می‌شود خجالت بکشند، دوری کنند.
زینب پوری‌وهاب
حمّاد بن عثمان می‌گوید: خدمت امام صادق (ع) بودم. مردی از وی پرسید: خدای سامانت دهد. فرمودی امام علی لباس زِبْر (خشن) می‌پوشید؛ لباس چهار درهمی و مانند آن؛ (امّا) ما لباس نو بر شما می‌بینیم (چرا)؟ حضرت پاسخ داد: امام زمانی آن لباس را می‌پوشید که بر او بد نمی‌شمردند، و اگر امروزه آن را می‌پوشید، انگشت نما می‌شد؛ پس، بهترین لباس هر دوره، لباس مردمان آن روزگار است ... . (۲۰۰)
zahraa_mousaavii
کسی که پند گرفتنش بسیار باشد، لغزشش اندک می‌شود. چه بسیارند عبرت‌ها و چه اندک‌اند عبرت گیرندگان.
zahraa_mousaavii
کم خردترین انسان کسی است که گمان کند خردمندترین است. (۳۵۹)
zahraa_mousaavii
از افراد می‌خواست: دانش راستین را هر که آورده است بپذیرند، و به سخن بنگرند نه به گوینده. (۴۰۸)
zahraa_mousaavii
مرگ نیکان، آسودگی روانشان است و مرگ تبهکاران ... آسودگی جهان.
zahraa_mousaavii
از نبی گرامی شنیدم که می‌فرمود: اگر نه آن بود که تندروهای امت من دربارهٔ تو همان را می‌گفتند که ترسایان به عیسی بن مریم گفتند (و او را خدا و پسر خدا انگاشتند)، دربارهٔ تو سخنی می‌گفتم که از میان مردمان عبور نکنی جز آن که خاک از زیر پایت به تبرک بردارند.
ملی‌کا
شکفتگی دین باور در چهره، و اندوهش در دل است؛
ملی‌کا
به پسرش امام مجتبی فرمود: اگر ادب نباشد، آدمی چیست جز چارپایی بی‌خاصیت!
𝓐𝓻𝔃𝓮𝓼𝓱𝓲💚

حجم

۱۶۸٫۵ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۶

تعداد صفحه‌ها

۳۲۰ صفحه

حجم

۱۶۸٫۵ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۶

تعداد صفحه‌ها

۳۲۰ صفحه

قیمت:
۱۰۷,۵۰۰
تومان