جملات زیبای کتاب امیر گلها | طاقچه
تصویر جلد کتاب امیر گلها

بریده‌هایی از کتاب امیر گلها

نویسنده:حسین سیدی
انتشارات:نشر معارف
امتیاز
۴.۶از ۱۶ رأی
۴٫۶
(۱۶)
می‌فرمود: هرگاه غذایت را تمام کردی، از خداوند به خاطر آن‌چه به تو داده است سپاسگزاری کن؛ آن هم با صدای بلند تا دیگران نیز او را بستایند و پاداش تو بسیار شود. (۴۲)
zahraa_mousaavii
از او پرسیدند: چهرهٔ نیایشگران هماره زرد رنگ است، امّا شما رخساری روشن، سپید و پیشانی گلرنگی دارید. راز این تفاوت در چیست؟ پاسخ داد: دیگر عابدان در هراس و بیم‌اند که آیا آفریدگار از آنان خرسند است یا نه، امّا من بدان پایه رسیده‌ام که هم خداوند محبوب من است و هم من محبوب او؛ از این روی، از هراس در امانم. (۱۵)
خوانا
ابوبکر: از پیامبر - درود خدا بر او باد - شنیدم که می‌فرمود: علی، جز من بهترین کسی است که آفتاب بر او طلوع و غروب می‌کند.
سپیده دم اندیشه
گردو خوردن گردو در زمستان را باعث گرمای بدن و کلیه‌ها می‌شمرد، امّا خوردنش را در تابستان توصیه نمی‌فرمود و سبب آن را نیز تولید حرارت بسیار در بدن و تولید دُمَل بیان می‌فرمود. (۹۷)
کاربر ۲۴۸۴۴۰۹
هنگامی که باران آغاز می‌شد، زیر باران می‌رفت، بدان گونه که سر، محاسن و پیراهنش خیس می‌شد. بدو می‌گفتند: ای امیر دین‌باوران! خود را (از باران) بپوشان. می‌فرمود: این آبی است که به عرش خداوند نزدیک است.
ملی‌کا
آن که از مرز خود بگذرد، مردم به وی توهین کنند.
ملی‌کا
به پسرش امام مجتبی فرمود: اگر ادب نباشد، آدمی چیست جز چارپایی بی‌خاصیت!
•)•
(فرزندم!)... تو را نه پارهٔ تن، که تمام وجود خویش می‌یابم؛ به گونه‌ای که اگر مصیبتی به تو رسد، پنداری که به من رسیده باشد؛ و اگر مرگ به سراغ تو آید، گویی به سراغ من آمده است.
ملی‌کا
ارجمندی مؤمن، در رها کردن بگو مگو (های بیهوده) است.
کاربر ۱۹۳۷۲۴۸
جوانمردی آدمی به مقدار خرد اوست.
ahmad modaraei
از او پرسیدند: چهرهٔ نیایشگران هماره زرد رنگ است، امّا شما رخساری روشن، سپید و پیشانی گلرنگی دارید. راز این تفاوت در چیست؟ پاسخ داد: دیگر عابدان در هراس و بیم‌اند که آیا آفریدگار از آنان خرسند است یا نه، امّا من بدان پایه رسیده‌ام که هم خداوند محبوب من است و هم من محبوب او؛ از این روی، از هراس در امانم.
𝓐𝓻𝔃𝓮𝓼𝓱𝓲💚
هیچ نگهبانی را محافظ‌تر از سکوت نمی‌دانست
𝓐𝓻𝔃𝓮𝓼𝓱𝓲💚
خدمتکارش را صدا زد. او پاسخ نداد. دوباره و سه‌باره او را صدا زد، غلام پاسخ نداد. امام برخاست و نزدش رفت. دید دراز کشیده است. پرسید: مگر نشنیدی؟ - شنیدم. - پس چرا جوابم را ندادی. - از مجازاتت ایمن بودم، در نتیجه، تنبلی کردم. - برو (به پاس این که خداوند مرا ظالم قرار نداد) در راه خدا آزادی. (۱۴۰) به صاحب خدمتکاران می‌فرمود: هرگاه خدمتکارت خدا را نافرمانی کرد، او را تنبیه کن؛ و اگر از تو سرکشی کرد، از او بگذر.
𝓐𝓻𝔃𝓮𝓼𝓱𝓲💚
مالِ اندک با برنامه‌ریزی، پایدارتر از مال فراوانی است که ریخت و پاش شود.
کاربر ۱۹۳۷۲۴۸
به پسرش امام مجتبی فرمود: اگر ادب نباشد، آدمی چیست جز چارپایی بی‌خاصیت!
ملی‌کا
از نبی گرامی شنیدم که می‌فرمود: اگر نه آن بود که تندروهای امت من دربارهٔ تو همان را می‌گفتند که ترسایان به عیسی بن مریم گفتند (و او را خدا و پسر خدا انگاشتند)، دربارهٔ تو سخنی می‌گفتم که از میان مردمان عبور نکنی جز آن که خاک از زیر پایت به تبرک بردارند.
ملی‌کا
از کمال جوانمردی آن است حقی که (بر اثر نیکی به دیگران) داری فراموش کنی، و حقی را که (دیگران) بر تو دارند به خاطر داشته باشی.
ملی‌کا
شکفتگی دین باور در چهره، و اندوهش در دل است؛
ملی‌کا
جبران آن‌چه به خاطر خاموشی از کف داده‌ای، آسان‌تر است از جبران آن‌چه به خاطر گفتارت از دست داده‌ای.
ملی‌کا
دربارهٔ نشانه‌های بزرگوار می‌فرمود: هرگاه وعده دهد، وفا کند؛ و چون تهدید کند، درگذرد.
ahmad modaraei
آن که همت حقیری داشته باشد، برتری (و پیشرفت) اش ناچیز خواهد بود.
ahmad modaraei
برترین ادب را آن می‌دانست که آدمی در مرز خویش بایستد و از آن نگذرد
𝓐𝓻𝔃𝓮𝓼𝓱𝓲💚
به پسرش امام مجتبی فرمود: اگر ادب نباشد، آدمی چیست جز چارپایی بی‌خاصیت!
𝓐𝓻𝔃𝓮𝓼𝓱𝓲💚
از نشانه‌های کم‌خرد، دمدمی مزاج بودن اوست
𝓐𝓻𝔃𝓮𝓼𝓱𝓲💚
هر آن‌چه پراکندنش نیکو نباشد، امانت است؛ گرچه پنهان داشتنش را نخواسته باشند
𝓐𝓻𝔃𝓮𝓼𝓱𝓲💚
از نبی گرامی شنیدم که می‌فرمود: اگر نه آن بود که تندروهای امت من دربارهٔ تو همان را می‌گفتند که ترسایان به عیسی بن مریم گفتند (و او را خدا و پسر خدا انگاشتند)، دربارهٔ تو سخنی می‌گفتم که از میان مردمان عبور نکنی جز آن که خاک از زیر پایت به تبرک بردارند.
کاربر ۷۲۲۵۴۵۸
وارد مسجد شد. دید انس - پسر مالک - مشغول نماز است، اما به این طرف و آن طرف نگاه می‌کند. فرمود: ای انس! نمازی بخوان که (گویا) فرجامین نماز توست. به سجده گاهت نگاه کن. به چپ و راستت منگر و بدان برابر کسی ایستاده‌ای که او تو را می‌بیند، (گرچه) تو وی را نمی‌بینی
𝓐𝓻𝔃𝓮𝓼𝓱𝓲💚
زیبا چهره بود؛ رخسارش به سانِ ماهِ شب چهارده می‌درخشید. (۱۴) از او پرسیدند: چهرهٔ نیایشگران هماره زرد رنگ است، امّا شما رخساری روشن، سپید و پیشانی گلرنگی دارید. راز این تفاوت در چیست؟ پاسخ داد: دیگر عابدان در هراس و بیم‌اند که آیا آفریدگار از آنان خرسند است یا نه، امّا من بدان پایه رسیده‌ام که هم خداوند محبوب من است و هم من محبوب او؛ از این روی، از هراس در امانم. (۱۵)
سپیده دم اندیشه
بسیار خندان بود. (۳۳) معاویه در دیداری که «قیس بن سعد» با وی داشت، امام را چنین توصیف می‌کند: خداوند اباالحسن را بیامرزد! خوش و خندان و بسیار شوخ طبع بود. (۳۴)
سپیده دم اندیشه
با آن که انواع گوشت‌ها را می‌خورد، در دوران فرمانروایی، غذای معمولش نان، روغن زیتون و خرمای «عجوه» بود. (۱۱۵) خود، سبب متوسّط بودن غذایش را رهبری اجتماع اعلام می‌کرد: خداوند مرا پیشوای مردمان قرار داد. پس بر من ضروری دانست که در خوردن، نوشیدن و پوشیدن به سانِ مردم بینوا رفتار کنم تا بینوایان به من اقتدا کنند و ثروتمند از ثروتمندی سرکشی نکند. (۱۱۶) به مردمان نان و گوشت می‌داد. (۱۱۷)
سپیده دم اندیشه

حجم

۱۶۸٫۵ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۶

تعداد صفحه‌ها

۳۲۰ صفحه

حجم

۱۶۸٫۵ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۶

تعداد صفحه‌ها

۳۲۰ صفحه

قیمت:
۴۵,۰۰۰
تومان