
روشنا
۱۴۳
کسی که پولشو گذاشت تو بانک، نباید نگران باشه. هی نباید بره بانک و بگه میخوام ببینم جای پولم اَمنه یا نه. توکل به خدا یعنی همین.
ellena_1988
۱۰۷
بَرنده کسیه که به خدا اعتماد کنه.
محمدرضا میرباقری
۷۰
تو اگر واقعاً یکی رو دوست داری، باید بتونی بهش حق بدی. باید ببینی چی میخواد؛ نه اینکه فقط ببینی خودت چی میخوای. آدما وقتی میگن یکی رو دوست داریم، خودشونو دوست دارن. اونو میخوان برای خودشون. اگه راست میگن، باید اونو به خاطر خودش بخوان. به خاطر خودش دوسش داشته باشن.
هفتصد و چهل و نه
۴۰
اگه کینهای ازش به دل نگیری، خودت راحتتری! کینه مثل خاره. اگه تو دلت نگهش داری، زخمیت میکنه.
مهـلوف':)
۳۸
ـ سرتو بگیر بالا بچه! ناراحت نباش! دلم میخواد همیشه سربلند باشی. علاقههای دورهٔ نوجوونی، خیلی جدی نیس. «از دل برود، هر آنچه از دیده برفت.»
zaraakra
۳۷
«افسوس که آدمیزاد تا حالش خوبه، قدر نمیدونه! خودشو که گرفتار کرد، اونوقت میفهمه آسودگی خیال و راحتی یعنی چی!»
محمدرضا میرباقری
۳۶
ـ آدمیزاد مثل مگسی که به تار عنکبوت میافته، به دام گناه میافته؛ اونوقت هی دست و پا میزنه و بیشتر خودشو گرفتار میکنه. بعد یکدفعه میبینه دیگه راه نجاتی نداره. دیگه به هیشکی امیدی نداره، جز خدا. از ته دل میگه خدایا کمکم کن! خدا هم نجاتش میده. خیلی مهربونه. شک نکن!
Jaber_313
۲۷
هر کی در حدّ خودش، جلوهای از جمال الهی رو با خودش داره. همه ساختهٔ دست اونیم دیگه. شور عشق از همینه. این شور مقدسه، به شرطی که آلودهٔ هوا و هوس نشه. «یا أیُّهَا الانسَان! إنَّکَ کادِحٌ إلی رَبِّکَ کَدحاً فمُلاقِیه»؛ ای انسان! شک نکن که با تلاش و رنجی طاقتفرسا به سوی پروردگارت رهسپاری تا سرانجام ملاقاتش کنی.
تحلیلگر بومیم 🌏
۲۶
نماز خیلی برکت داره. اینا نردبان ترقیان.
محمدرضا میرباقری
۲۴
ـ یعنی من به همین سادگی، عاشق شدم؟ بدون اینکه بخوام؟
سید محمد هاشمی نسب
۱۵
ـ تو واقعاً خوشبختیا!
سینا پوزخندی زد.
ـ همه فکر میکنن بقیه خوشبختن.
مهـلوف':)
۱۴
ـ بابام میگفت به سنّ من که بوده، بارها شنیده مادرش میگفته «سرگیجه دارم». نمیدونسته یعنی چی. تا روزی که خودش غذای موندهای میخوره و برای اولین بار، سرگیجه میگیره. تو هم انگار اولین باره که سرگیجه گرفتی. بهش میگن «عشق». به همین سادگی!
علی حقیقی
۱۲
هر چیزی حسابکتاب داره. ما حالیمون نیست.
greenvessels
۱۲
ـ اما یه شرط مهم و اساسی داره باباجان؛ باید پرهیزگار باشی!
ـ پرهیزگار؟ چطوری؟
سید قرآن را بوسید و روی رحل گذاشت.
ـ آها! گل گفتی که گفتی چطوری! باید ببینی تو هر کاری، تو هر تصمیمی، خدا ازت چی میخواد؛ همونو انجام بدی. اگه بندهای به وظیفهش عمل کنه، خدا هم جبران میکنه. تو کارتو بکن، اون کارشو بلده. بعله، خوبم بلده! شک نکن!
خمیازهای کشید.
ـ میدونی عیب کار کجاست؟ اینکه دیر میفهمیم. به خدا، اطمینان نمیکنیم. نه عزیزم! باید به خدا اعتماد داشت. فکر نکن همهچی دست خودته؛ دستِ اونه. فقط بذار دستتو بگیره.
Alibp
۱۲
کار، دست خداست. باید اینو باور کنی؛ وگرنه آرامش پیدا نمیکنی.
هفتصد و چهل و نه
۱۱
وقتی دلِ آدمها آباد نباشه، توی قصرم زندگی کنن، خوشبخت نیستن.
سر پسرش را گرفت و گذاشت روی شانهاش.
محمدرضا میرباقری
۱۱
آدم بدون اینکه حواسش باشه و بخواد، کسی رو که بیشتر از همهٔ دنیا دوست داره، آزار میرسونه. منو ببخش و خداحافظ برای همیشه!
مهـلوف':)
۹
ـ مگه شما عاشق ننهآغا نبودین؟ پس این فانوسو برای چی اینقدر دوست دارین؟
ـ به این میگن «محبت». کسی که یه روز عاشقه، یه روزم فارغه؛ اهل محبت نیس، اهل هوا و هوسه. با یه کشمش، گرمیش میکنه، با یه غوره، سردیش. اینجا چشم و اَبرویی میبینه، دل میبازه. اونجا قد و بالایی میبینه، از حال میره. آدمی که حالی به حالی میشه، به درد جِرز لای دیوار میخوره!... عشقهایی کز پی رنگی بوَد / عشق نبوَد، عاقبت ننگی بوَد!
محمدرضا میرباقری
۹
«افسوس که آدمیزاد تا حالش خوبه، قدر نمیدونه! خودشو که گرفتار کرد، اونوقت میفهمه آسودگی خیال و راحتی یعنی چی!»
مهـلوف':)
۷
خوشقیافه و چهارشانه بود. موقع کار، سرش را راست میگرفت. صورتش چین و چروک کمی داشت. زمزمه را از سر گرفت.
ـ ای برادر! چو خاک خواهی شد / خاک شو، پیش از آنکه خاک شوی!
روشنا
۷
آدمیزاد یا خودمحوره یا خدامحور. یعنی یا خودبینه یا خدابین. آدمِ خودبین، از خودراضیه. همه رو فدای خودش میکنه؛ برای همین، همه ازش دوری میکنن. پرهیزگاری، شغل آدمای خدابینه. خدابین از خودبینی نجات پیدا میکنه. پرهیزگاری یعنی تمرین برای دوری از خودخواهی. اگه دیدی همه ازت بریدن، معلوم میشه که راهو اشتباه رفتی. باید برگردی تا اوضاع عوض بشه. شک نکن!
Akbar Aghaii
۷
آدما وقتی میگن یکی رو دوست داریم، خودشونو دوست دارن. اونو میخوان برای خودشون. اگه راست میگن، باید اونو به خاطر خودش بخوان. به خاطر خودش دوسش داشته باشن.
رضوان
۶
هنر رو هر کی خرید، سود کرد؛ هر کی فروخت، ضرر کرد.
ترمه
۶
آدمیزاد مثل مگسی که به تار عنکبوت میافته، به دام گناه میافته؛ اونوقت هی دست و پا میزنه و بیشتر خودشو گرفتار میکنه. بعد یکدفعه میبینه دیگه راه نجاتی نداره. دیگه به هیشکی امیدی نداره، جز خدا. از ته دل میگه خدایا کمکم کن! خدا هم نجاتش میده. خیلی مهربونه. شک نکن!
ترمه
۶
اون روز فهمیدم که نباید اینقدر وابسته به یکی دیگه باشم که یه حرف سادهش بتونه اینجوری اذیتم کنه و خواب و خوراکو ازم بگیره. دارم سعی میکنم یه جور دیگه باشم.
دختر ایران
۶
امتحانِ مدرسه نیست که درس و وقتش معلوم باشه. خدا ممکنه امتحانی سر راهت بذاره که اصلاً نفهمی امتحانه. مردود بشی و حالیت نشه. قبول بشی و نفهمی!
ترمه
۵
خدا بندههاشو امتحان میکنه. هیچکس نباید انتظار داشته باشه توی این دنیا، ازش امتحان نگیرن. اصلاً اومدیم برای کلاس و درس و امتحان. با توکل بر خدا، سعی کن تو امتحانی که یکهو ممکنه پیش بیاد، قبول بشی. همین. بقیهش حله.
ellena_1988
۴
باید ببینی تو هر کاری، تو هر تصمیمی، خدا ازت چی میخواد؛ همونو انجام بدی. اگه بندهای به وظیفهش عمل کنه، خدا هم جبران میکنه. تو کارتو بکن، اون کارشو بلده. بعله، خوبم بلده! شک نکن!
خمیازهای کشید.
ـ میدونی عیب کار کجاست؟ اینکه دیر میفهمیم. به خدا، اطمینان نمیکنیم. نه عزیزم! باید به خدا اعتماد داشت. فکر نکن همهچی دست خودته؛ دستِ اونه. فقط بذار دستتو بگیره. اینقدری که رو خودت حساب میکنی، روی اونم حساب کن! تو که خدا نیستی. اون خداست.
ترمه
۴
اون کدوم گرفتاریه که هرچی میگذره، بدتر میشه؟ تنها چیزی که به فکرم میرسه اعتیاده!
علی حقیقی
۳
اگه دیدی همه ازت بریدن، معلوم میشه که راهو اشتباه رفتی. باید برگردی تا اوضاع عوض بشه. شک نکن!