
کتاب نهضتهای اسلامی در صد سال اخیر
پدیدآورندگان:
مرتضی مطهریانتشارات:
انتشارات صدرا٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
semicolon
۱۰
انسانی که بیداری خدایی پیدا میکند و ارزشهای متعالی انسانی برایش به صورت هدف در میآیند، از اینکه طرفدار یک فرد به عنوان یک فرد ویا دشمن یک شخص به عنوان یک شخص بشود آزاد میشود. او دیگرطرفدار عدل است نه عادل، دشمن ظلم است نه ظالم؛ طرفداریاش از عادل و دشمنیاش با ظالم از عقدههای روانی و شخصی ناشی نمیشود، اصولی و مسلکی است.
3741
۵
انسانی که بیداری خدایی پیدا میکند و ارزشهای متعالی انسانی برایش به صورت هدف در میآیند، از اینکه طرفدار یک فرد به عنوان یک فرد ویا دشمن یک شخص به عنوان یک شخص بشود آزاد میشود. او دیگرطرفدار عدل است نه عادل، دشمن ظلم است نه ظالم؛ طرفداریاش از عادل و دشمنیاش با ظالم از عقدههای روانی و شخصی ناشی نمیشود، اصولی و مسلکی است.
3741
۳
اصلاح اجتماعی یعنی دگرگون ساختن جامعه در جهت مطلوب،
3741
۳
امام حسین در وصیتنامه معروفش خطاب به برادرش محمد بن حنفیه نیز به کار خود عنوان «اصلاح» و به خود عنوان «مصلح» داد. در آنجا چنین نوشت:
اِنّی لَمْ اَخْرُجْ اَشِرا وَ لا بَطِرا وَ لا مُفْسِدا وَ لا ظالِما، اِنَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الاِْصْلاحِ فی اُمَّةِ جَدّی، اُریدُ اَنْ آمُرَ بِالْمَعْروفِ وَ اَ نْهی عَنِ الْمُنْکرِ وَ اَسیرَ بِسیرَةِ جَدّی وَ اَبی.
قیام من قیام فردی جاهطلب یا کامجو یا آشوبگر و یا ستمگر نیست، در جستجوی اصلاح کار امت جدّم بپا خاستهام، اراده دارم امر به معروف و نهی از منکر کنم و به سیرت جدّ و پدرم رفتار نمایم
3741
۳
جنبشهای اصلاحی اسلامی، برخی فکری، برخی اجتماعی و برخی دیگر، هم فکری بوده و هم اجتماعی. نهضت غزالی یک نهضت فکری محض بود. او فکر میکرد علوم اسلامی و اندیشههای اسلامی آسیبدیده است، در صدد «احیاء علوم دین» برآمد. نهضتهای علویین یا نهضت سربداریان نهضتی اجتماعی علیه حکام زمان بود. نهضت اخوانالصفا، هم فکری بود و هم اجتماعی.
hamid
۳
اسلام در ذات خود یک «حقیقت» است نه یک «مصلحت»
Nznn765
۲
امیرالمؤمنین فرمود اسلام به دست امویها مانند ظرفی که وارونه شود و محتوایش بیرون بریزد و جز خود ظرف باقی نماند، وارونه میشود و از محتوای خود خالی میشود (یکفَأُ الاِْسْلامُ کما یکفَأُ الاِْناءُ)
3741
۱
خود آگاهی ریشهاش در اعماق فطرت بشر است، از ضمیر باطن سرچشمه میگیرد. هرگاه تذکری پیامبرانه شعور فطری بشر را به خالق و آفریدگارش، به اصل و ریشهاش، به شهر و دیاری که از آنجا آمده و یک آشنایی مرموز نسبت به آنجا در خود احساس میکند، بیدار سازد، این بیداری خود به خود به دلبستگی به ذات جمیل علیالاطلاق منتهی میگردد. دلبستگی به خدا که سرسلسله ارزشهاست به دنبال خود دلبستگی به کمال و زیبایی و عدل و برابری و گذشت و فداکاری و افاضه و خیررسانی در او به وجود میآورد.
FtR
۱
در شرایط خشن یزیدی، در حزب حسینیها شرکت کردن و تظاهر به گریه کردن بر شهدا نوعی اعلام وابسته بودن به گروه اهل حق و اعلان جنگ با گروه اهل باطل و در حقیقت نوعی از خود گذشتگی است. اینجاست که عزاداری حسین بن علی یک حرکت است، یک موج است، یک مبارزه اجتماعی است.
Nznn765
۱
سید میدانست که مسلمانان تا زمانی که خویشتن را از عقده بیچارگی در برابر استعمار انگلیس نرهانند، از ایشان نمیتوان چشم داشت که بر ضد استعمار بیگانه و امیران ستمکار و ظلم شعار (استبداد داخلی) به پیکار برخیزند.
Nznn765
۱
اسلام در ذات خود یک «حقیقت» است نه یک «مصلحت»، یک «هدف» است نه یک «وسیله»، و تنها افرادی میتوانند از این منبع انرژی اجتماعی بهرهگیری نمایند که به اسلام به چشم «حقیقت» و «هدف» بنگرند نه به چشم «مصلحت» و «وسیله». اسلام یک ابزار نیست که در مقتضیات قرن ۱۶ مورد استفاده قرار گیرد و در مقتضیات قرن بیستم به تاریخ سپرده شود. اسلام صراط مستقیم انسانیت است. انسان متمدن به همان اندازه به آن نیازمند است که انسان نیمه وحشی، و به انسان پیشرفته همان اندازه نجات و سعادت میبخشد که به انسان ابتدایی. آن که به اسلام به چشم یک وسیله و یک مصلحت و بالاخره به چشم یک امر موقت مینگرد که در شرایط جهانی و اجتماعی خاص فقط به کار گرفته میشود، اسلام را به درستی نشناخته است و با آن بیگانه است.
Nznn765
۱
«آن کس که خود را در مقام امام و رهبر مردم قرار میدهد، نخست خود را تعلیم دهد، سپس مردم را. معلم و مؤدِّب خویشتن، بیش از معلم و مؤدِّب دیگران شایسته اکرام و احترام است.»
(میم.حاء)
۱
انقلاب فرزندخور نیست، غفلت از نفوذ و رخنه فرصتطلبان است که فاجعه به بار میآورد.
(میم.حاء)
۱
علی آنجا که پای امر الهی برسد، از هرگونه مصانعه و ملاحظهکاری بدور است
hamid
۱
همبستگی دین و سیاست به معنی وابستگی دین به سیاست نیست، بلکه به معنی وابستگی سیاست به دین است.
hamid
۱
اگر اسلام به عنوان یک وسیله و ابزار، کارآمد باشد قطعا اسلام راستین و اسلام واقعی است، نه هرچه به نام اسلام قالب زده شود.
hamid
۱
این ما هستیم که مسئولیم. ما به قدر کافی در زمینههای مختلف اسلامی کتاب به زبان روز عرضه نکردهایم. اگر ما به قدر کافی آب زلال و گوارا عرضه کرده بودیم، به سراغ آبهای آلوده نمیرفتند.
کاربر ۱۵۲۰۱۲۸
۰
هر نهضت در حالی که در جریان است، برای مردمی که در متن آن قرار دارند بیشتر نیازمند به تحلیل و بررسی است تا وقتی که پایان میپذیرد و یا نسبت به مردمی که در خارج و یا حاشیه قرار دارند.
fateme dehnavi
۰
مدعی بود تعصب بد نیست، تعصب مانند هرچیز دیگر افراط و تفریط و اعتدال دارد. افراط در تعصب که در انسان حس جانبداری بیمنطق و کور ایجاد میکند بد است، اما تعصب به معنی «تصلّب» و غیرت حمایت از معتقَدات معقول و منطقی نه تنها بد نیست، بسیار مستحسن است.
fateme dehnavi
۰
کواکبی برخی علمای پیشین اسلامی (از اهل تسنن) را مورد انتقاد قرار میدهد که آنها به نظم و امنیت، بیش از حد بها دادهاند تا آنجا که عدل و آزادی را فدای نظم و امنیت کردهاند؛ یعنی به بهانه نظم و امنیت، مانع رشد آزادی شدهاند و این همان چیزی است که مستبدان و ستمگران میخواهند.
fateme dehnavi
۰
گفت: اسلام خود، حرکت و جنبش است که به وجود خود ادامه میدهد نه بنیاد و نظام. پاسخ این است که اسلام نه حرکت است و نه متحرک، نه جنبش است و نه جنبنده. این جامعه اسلامی است که در مدار اسلام و صراط مستقیم اسلام در حرکت است و یا باید در حرکت باشد نه اسلام.
ثالثا البته صحیح است که گاهی یک جریان موج خیز و حرکت زای اجتماعی، روح خود را از دست میدهد و از آن جز یک سلسله آداب و تشریفات بیاثر باقی نمیماند. امیرالمؤمنین فرمود اسلام به دست امویها مانند ظرفی که وارونه شود و محتوایش بیرون بریزد و جز خود ظرف باقی نماند،
fateme dehnavi
۰
اولاً اسلام در ذات خود یک «حقیقت» است نه یک «مصلحت»، یک «هدف» است نه یک «وسیله»، و تنها افرادی میتوانند از این منبع انرژی اجتماعی بهرهگیری نمایند که به اسلام به چشم «حقیقت» و «هدف» بنگرند نه به چشم «مصلحت» و «وسیله». اسلام یک ابزار نیست که در مقتضیات قرن ۱۶ مورد استفاده قرار گیرد و در مقتضیات قرن بیستم به تاریخ سپرده شود.
کاربر ۱۴۶۲۱۷۹
۰
ارسطو جملهای دارد درباره فلسفه، میگوید: «اگر باید فیلسوفی کرد باید فیلسوفی کرد و اگر نباید فیلسوفی کرد باز هم باید فیلسوفی کرد.» توضیح دادم که مقصود ارسطو این است که فلسفه یا درست است و باید
کاربر ۱۴۶۲۱۷۹
۰
آن را تأیید کرد و یا غلط است و باید آن را طرد کرد. اگر درست و قابل تأیید است باید فیلسوف شد و با نوعی فیلسوفیگری فلسفه را تأیید کرد، و اگر هم غلط است و طرد شدنی، باز باید فیلسوف شد و فلسفه را آموخت و با نوعی فیلسوفیگری فلسفه را نفی و طرد کرد. پس به هر حال فلسفه را باید آموخت. و ضمنا باید دانست که هر نوع انکار فلسفه، خود نوعی فلسفه است و کسانی که میپندارند تنها با دستاوردهای برخی علوم بدون آنکه توأم با انتزاعات فلسفی بشود، فلسفه را نفی و رد میکنند سخت در اشتباهند.
زارالی
۰
سید مخصوصا روی توحید اسلامی و اینکه اسلام توحید را جز بر مبنای یقین برهانی پذیرفته نمیداند و اینکه توحید برهانی و استدلالی ریشهسوز همه عقاید باطله است، تکیه فراوان داشت و معتقد بود جامعهای که معتقد باشد اساسیترین معتقداتش را باید با نیروی برهان و یقین، نه ظنّ و تخمین و نه تعبّد و تقلید، به دست آورد کافی است که زیر بار خرافه و اوهام نرود
زارالی
۰
در هر نهضت، مرحله سازندگی و اثبات از مرحله نفی و انکار دشوارتر است
مهاجر
۰
سید جمال مهمترین و مزمنترین درد جامعه اسلامی را استبداد داخلی و استعمار خارجی تشخیص داد و با ایندو به شدت مبارزه کرد. آخر کار هم جان خود را در همین راه از دست داد. او برای مبارزه با این دو عامل فلجکننده، آگاهی سیاسی و شرکت فعالانه مسلمانان را در سیاست واجب و لازم شمرد و برای تحصیل مجد و عظمت از دست رفته مسلمانان و به دست آوردن مقامی در جهان که شایسته آن هستند بازگشت به اسلام نخستین و در حقیقت حلول مجدد روح اسلام واقعی را در کالبد نیمه مرده مسلمانان، فوری و حیاتی میدانست. بدعتزدایی و خرافهشویی را شرط آن بازگشت میشمرد. اتحاد اسلام را تبلیغ میکرد. دستهای مرئی و نامرئی استعمارگران را در نفاقافکنیهای مذهبی و غیرمذهبی میدید و رو میکرد.
مهاجر
۰
دردهایی که سید جمال در جامعه اسلامی تشخیص داد عبارت بود از:
۱. استبداد حکام
۲. جهالت و بیخبری توده مسلمان و عقبماندن آنها از کاروان علم و تمدن
۳. نفوذ عقاید خرافی در اندیشه مسلمانان و دورافتادن آنها از اسلام نخستین
۴. جدایی و تفرقه میان مسلمانان، به عناوین مذهبی و غیرمذهبی
۵. نفوذ استعمار غربی
مهاجر
۰
تحاد اسلام. ظاهرا ندای اتحاد اسلام را در برابر غرب اولین بار سید جمال بلند کرده. منظور از اتحاد اسلام، اتحاد مذهبی ـ که امری غیرعملی است ـ نبود. منظور اتحاد جبههای و سیاسی بود، یعنی تشکیل صف واحد در مقابل دشمن غارتگر.
کاربر ۱۹۷۷۱۶۸
۰
مرحله نفی و انکار به دنبال خود مرحله سازندگی و اثبات دارد. به دنبال لا اِله باید اِلاَّ اللّه بیاید. در هر نهضت، مرحله سازندگی و اثبات از مرحله نفی و انکار دشوارتر است.