جملات زیبای کتاب پیرمرد و دریا | طاقچه
تصویر جلد کتاب پیرمرد و دریاsubscriptionAvailable

کتاب پیرمرد و دریا

نوع کتاب
۳.۹ امتیاز(از ۳۶ رأی)
پدیدآورندگان: 
ارنست همینگوی، مهدی افشار
انتشارات: 
انتشارات به سخن

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
مــریم
۱۶۱
حالا دیگر وقت آن نیست که فکر کنی چه کارهایی را نکرده‌ای و چه چیزهایی را نداری. فکر کن با این چیزهایی که داری چه می‌توانی بکنی؟
نسیم رحیمی
۲۱
"دلم می‌خواس یه خرده بخت و اقبال بخرم، اگه جایی می‌فروختن."
نسیم رحیمی
۸
احمقانه است امیدوار نباشم، به‌علاوه باور دارم ناامیدی خودش یک گناه است.
نسیم رحیمی
۷
شانس چیزی است که به چهره‌های مختلف ظاهر می‌شود و کی می‌تواند آن را شناسایی کند.
شمع'
۷
تو مرا ترک نکرده‌ای؛ به‌خاطر این‌که در ترک من تردید داشتی."
نسیم رحیمی
۶
هیچ‌کس در پیران‌سالگی نباید تنها باشد. اما چاره‌یی نیست و تنهایی، خاص پیران‌سالگان است.
*Eli*
۶
«باید دفعه دیگر با خودم سنگ بیاورم. خیلی چیزها هست که باید با خود می‌آوردم، اما آن‌ها را نیاوردهام و حالا دیگر وقت آن نیست که فکر کنی چه کارهایی را نکرده‌ای و چه چیزهایی را نداری. فکر کن با این چیزهایی که داری چه می‌توانی بکنی؟»
امیرحسین محمودی
۴
همه چیز در او پیر و چروکیده بود مگر چشمانش و آن‌ها به رنگ همان دریا بود، شاد و شکست‌ناپذیر.
نسیم رحیمی
۳
چرا پیرها این‌قدر زود از خواب بیدار می‌شن؟ برای اینه که یک روز طولانی‌تر در پیش داشته باشن؟"
مــریم
۳
"هیچ. تا دوردست‌ها بی‌ثمر رفتم."
شمع'
۲
بادبان با کیسه‌های آرد، وصله شده بود و سنگینی می‌کرد فرو می‌افتاد، گویی پرچمی است که خبر از شکستی دایمی می‌دهد.
شمع'
۲
پیرمرد قبول کرد و گفت: "باشه، همان دو تا. ببین اون‌ها رو که ندزدیدی؟" پسر گفت: "اون کار رو می‌کنم. اما این دو تا رو می‌خرم."
مــریم
۲
"خسته شده‌ای پیرمرد! از درون خسته شده‌ای."
مــریم
۲
"دلم می‌خواس یه خرده بخت و اقبال بخرم، اگه جایی می‌فروختن."
zeial
۲
"اما آدم برای شکست ساخته نشده. یه آدم می‌تونه نابود بشه اما نمی‌تونه شکست بخوره."
کاربر ۱۲۴۷۰۸۲
۲
امیدوارم اون ماهی‌یی که گیرمون میاد اون‌قدرها بزرگ نباشه که ثابت کنه ما حریفش نبوده‌ایم."
78.nadia
۱
کافی است شانس بیاورم، اما ترجیح می‌دهم دقیق باشم. آن‌وقت هنگامی که شانس درِ خانه‌ات را بکوید تو کاملا آمادگی داری.
fateme
۱
با خود اندیشید: احمقانه است امیدوار نباشم، به‌علاوه باور دارم ناامیدی خودش یک گناه است. دربارهٔ گناه فکر نکن، بدون گناه هم کلی مشکل وجود دارد و نیز من درکی از آن ندارم. من درکی از گناه ندارم و اطمینان ندارم به گناه نیز اعتقادی داشته باشم. شاید کشتن یک ماهی گناه باشد. تصور می‌کنم این‌چنین است حتا اگر بکشم تا با آن زنده بمانم و بسیاری از مردم را سیر گردانم. اما آن‌وقت دیگر همه چیز گناه خواهد بود. به گناه فکر نکن. دیگر برای فکر کردن به گناه خیلی دیر شده و هستند آدم‌هایی که بابت گناه هزینه می‌کنند. بگذار آن‌ها به گناه فکر کنند، تو ماهی‌گیر زاده شده‌ای همان‌طور که ماهی، ماهی زاده شده.
مــریم
۱
«می‌توانم تا زمانی که او می‌تواند، دوام بیاورم.»
مــریم
۱
با خود اندیشید: «امیدوارم دیگر ناچار نباشم بجنگم. من خیلی امیدوارم که دیگربار ناچار نشوم بجنگم.»
مــریم
۱
احساس کرد چه‌قدر دلپذیر است که کسی با تو سخن بگوید به جای آن‌که تنها با خودت در دریا حرف بزنی و گفت: "دلم برات تنگ شده بود.
fateme
۰
پیرمرد گفت: "پیری، ساعت شماطه‌دار من است. چرا پیرها این‌قدر زود از خواب بیدار می‌شن؟ برای اینه که یک روز طولانی‌تر در پیش داشته باشن؟"
fateme
۰
با خود اندیشید: هیچ‌کس در پیران‌سالگی نباید تنها باشد. اما چاره‌یی نیست و تنهایی، خاص پیران‌سالگان است.
fateme
۰
شانس چیزی است که به چهره‌های مختلف ظاهر می‌شود و کی می‌تواند آن را شناسایی کند.
naarvan.bookworm
۰
اکنون وقت فکر کردن به بیس‌بال نیست. اکنون تنها وقت فکر کردن به یک چیز است. چیزی که من به خاطرش به دنیا آمده‌ام، آن چیز ممکن است آن ماهی عظیمی باشد که در پیرامون آن مجتمع است
meisam6431
۰
او ساده‌تر از آن بود که به فکر افتد چه‌وقت به این فروتنی رسیده است. اما می‌دانست که واقعآ فروتن شده و می‌دانست که این فروتنی بی‌شرمی نیست
meisam6431
۰
زمانی یک عکس کوچک زنگار گرفته از همسرش روی دیوار قرار داشت. اما آن عکس دلتنگی‌های او را بیش‌تر و بیش‌تر می‌کرد و آن را روی قفسه‌یی در گوشهٔ اتاق در زیر پیراهن تمیزش پنهان کرده بود.
mahdi alavi
۰
با خود اندیشید: «تو فقط ماهی را نمی‌کشی که خودت زنده بمانی و برای غذا بفروشی. تو این ماهی را کشتی برای آن‌که غرورت را ارضا کنی و ثابت کنی یک ماهی‌گیر واقعی هستی.