
بریدههایی از کتاب خمینی؛ پدیده انسانی پیچیده
۴٫۶
(۲۰)
به امام عرض کردم: آقا کدام علم رو بیشتر دوست داری؟
فرمود: فقه.
گفتم: فقه که چیز خاصی ندارد!
فرمود: نخواندی!
عرض کردم: خواندهام آقا.
فرمود: پس نفهمیدی
میثم
اگر بخواهید بیخوف و هراس در مقابل باطل بایستید و از حق دفاع کنید و ابرقدرتان و سلاحهای پیشرفته آنان و شیاطین و توطئههای آنان در روح شما اثر نگذارد و شما را از میدان به در نکند، خود را به ساده زیستن عادت دهید...
sise1374
«برادران مسلمان و عزیز! شما که یک کتوشلوار فاستونی پیدا کردهاید و میپوشید و با یک کتوشلوار حالتان تغییر میکند و غروری پیدا میکنید، فکر نکردهاید که این فاستونی پشمی از کجا تهیه شده؟ آیا مواد اینپشم همان پشم نیست که کمر گوسفندی را پوشانده است؟ و گوسفند همین پشم را داشت و غروری هم نداشت و حالا که همان پشم رشته شد و رنگ شد و کت و شلوار شد، یکمرتبه حال شما را تغییر داده است. این چه بدبختی است که ما به چنینچیزهای بیاساسی دل خود را خوش بکنیم؟»
Hakime Zare
این دقیقاً همان نکتهای است که حسنین هیکل، روزنامهنگار مصری به آن توجه کرده است:
درباره آیتالله خمینی باید بگویم که وی بزرگترین شخصیت معروف و در عین حال ناشناخته در جهان به شمار میآید، زیرا مردم او را میشناسند و دربارهاش موضعگیری کردهاند؛ ولی زندگی و ساختار شخصیتی او پیچیدهتر از این موضعگیریهاست. از این رو آیتالله خمینی یک «پدیده انسانی بسیار پیچیده» است.
وحید
در نجف، در بیرونی منزل حضرت امام، یعنی اتاقی که شبها آقا به آنجا تشریف میبردند، بهاندازه کافی قالی نبود. زیلوهایی بود که از ایران آورده بودند و زیاد مناسب نبود. چون گاهی نماز جماعت برگزار میشد و جا تنگ بود و فرش نبود؛ من میخواستم از امام اجازه بگیرم که جهت فرش کردن بیرونی منزل چیزی بخرم. خدمت امام عرض کردم که: «اجازه بدهید که یک فرش برای اینجا تهیه شود.» فرمودند: «آنطرف هست.» یعنی توی اندرونی هست.
عرض کردم: «آنجا گلیم است. با اینجا جور در نمیآید.» فرمودند:
«مگر منزل صدراعظم است؟»
عرض کردم که: «فوق صدراعظم است، منزل امام زمان (عج) است.» فرمودند:
«امام زمان (عج) خودش هم معلوم نیست در منزلش چی افتاده است
maryhzd
خمینی یک طوفان بود. با اینهمه، در نهاد این طوفان یک سکون و آرامش مطلق وجود داشت. او بسیار شدید و آمرانه بود و در عین حال بسیار آرامبخش. او پاسخگو، باز و پرتأثیر بود.
در درون او یک حقیقت ساکن و غیرقابلحرکت وجود داشت؛ ولی همین بیحرکتی باعث حرکت یک کشور شد
maryhzd
او یک توفان بود، اما انسان میتوانست در درون این توفان آرامشی مطلق را مشاهده کند. چیزی در درون او ثابت بود. لیکن این سکون و بیحرکتی تمام ایران را به حرکت درآورد.
karbasi
شاید برای مردم عزیزمان که شاهد صبر و شکیبایی امامشان در سهمگینترین حوادث پس از پیروزی بودهاند، اینجمله امام در اینزمینه گویاترین باشد که در لحظه ترک نجف فرمودند:
«من در اینجا با حرم مطهر مأنوس بودم، اما خدا میداند در اینمدت من از دست اهل اینجا چه کشیدم.»
maryhzd
با زندگانی اشرافی و مصرفی نمیتوان ارزشهای انسانیاسلامی را حفظ کرد.
سائر
اگر بقالی خلاف کند، میگویند فلان بقال خلافکار است. اگر یک عطار عمل زشتی مرتکب گردد، گفته میشود فلان عطار زشتکار است. لیکن اگر آخوندی عمل ناشایستهای انجام دهد، نمیگویند فلان آخوند منحرف است، گفته میشود آخوندها بدند
ازسربازعاشق👋🏾سلام فرمانده
با مطرح شدن قضیه انقلاب سفید، همه آقایان مراجع اعلامیههایی را صادر کردند و در آغاز اعتراضاتی را نشان دادند، اما بهتدریج، یکییکی عقبنشینی کردند و فقط امام بودند که محکم و قاطع ایستادند. در همینروزها یادم هست که همراه عدهای از دوستان در منزل امام بودیم. شخصی آمد و به امام گفت: «آقا! مراجع با شما نیستند و یکییکی دارند عقبنشینی میکنند. حتی این صحبت هم مطرح شده که علیه شما و آنچه را که تندروی از سوی شما تعبیر میکنند، اعلامیه صادر کنند، بنابراین چنین تصور نکنید که آنها تا آخر راه با شما هستند. شاید در میانه راه شما را تنها بگذارند». امام با لحنی جدی فرمودند: «من تا جایی که آقایان مرا تکفیر هم بکنند، ایستادهام».
میثم
خدا نکند انسان پیش از آنکه خود را بسازد، جامعه به او روی آورد و در میان مردم نفوذ و شخصیتی پیدا کند که خود را میبازد، خود را گم میکند. قبل از آنکه عنان اختیار از کف شما ربوده شود، خود را بسازید و اصلاح کنید
maryhzd
فرهنگ مصرفی بزرگترین آفت یک جامعه انقلابی است.
Sobhan Naghizadeh
قدرت تبلیغاتی ما بسیار ضعیف و ناتوان است و میدانید که امروز، جهان روی تبلیغات میچرخد.
Mohammad Ali Zareian
در جمع که نشسته بودیم، میدیدیم که آقا دارند بهطرف آشپزخانه میروند. از ایشان سؤال میکردیم، میگفتند: «میروم آب بخورم».
میگفتیم: «به ما بگویید تا برایتان آب بیاوریم.»
میگفتند: «مگر خودم نمیتوانم این کار را انجام بدهم؟»
بعد با خنده میگفتند:
«انسان باید خودکفا باشد.»
آبیِ آسمونی
هر فرد باید خودش را موظف بداند به اینکه اینکاریکه الان این کار جزئی که پشت میز نشسته به او محوّل است، اینکاریکه بهاو محوّل است، روی عدالت عمل بکند؛ منتظر نشود که وزیر، عادل بشود. وزیر، عادل بشود یا عادل نباشد، شما باید عادل باشید.
Hakime Zare
تو میپنداری جرم کوچکی هستی؟
با اینکه جهانی بزرگ در تو نهفته است
Hakime Zare
هرچه موافق دین و قوانین اسلام باشد، با کمال تواضع گردن مینهیم و هرچه مخالف دین و قرآن باشد، ولو قانون اساسی باشد، ولو الزامات بینالمللی باشد، ما با آن مخالفیم.
Hakime Zare
«شما خیال میکنید که اعلامیههای من یا سخنرانیهای شما شاه را بیرون کرد؟! همین زنها شاه را بیرون کردند. با آنها به احترام رفتار کنید.»
Hakime Zare
مرحوم شیخ عبدالکریم گفتهبود کسی درسهای او را نوشتهبود و خدمت مرحوم شیخ آورد. شیخ پس از اینکه مطالعه کرد، گفت: «خیلی خوب نوشتی، اما کاش پای ورقه اشکالی به حرفمان میکردی و اگر اشکالی به نظرت نمیآمد، یک فحشی مینوشتی.»
منظور امام این بود که طلاب نباید درسی را که ایشان میگویند، دربست قبول کنند. بلکه باید با مباحث برخوردی قرآنی داشته باشند. بههمیندلیل سفارش میکردند که:
«شخصیت بزرگان شما را نگیرد.»
Hakime Zare
نویسنده را عقیده آن است که مهم در علم اخلاق و شرح احادیث مربوطة به آن یا تفسیر آیات شریفه راجعة به آن، آن است که نویسندة آن با ابشار و تنذیر و موعظت و نصیحت و تذکّر دادن و یادآوری کردن، هر یک از مقاصد خود را در نفوس جایگزین کند. و به عبارت دیگر، کتاب اخلاق، موعظة کتبیّه باید باشد و خود معالجه کند دردها و عِیبها را، نه آن که راه علاج نشان دهد.
maryhzd
ممکن است انسان به برهان عقلی اثبات صانع تعالی و توحید او و یوم معاد و دیگر عقاید حقه نماید، ولی این عقاید را ایمان نگویند و او را مومن حساب نکنند، و در جملة کفار یا منافقین یا مشرکین باشد.
sina_aryan
یک فاجعهای برای اسلام از اول تا حالا بوده، و آن فاجعه اینکه اسلام را نشناختهاند. کسانی که بحث از اسلام کردند، چه در سابق و چه در لاحِق، اینها اسلام را با همه ابعادش نشناختند. هر کسی یک بُعدی از ابعاد اسلام را در آن نظر کرده است
smoothybook
«وقتی که مرا از قم به تهران میآوردند، در بین راه، مسیر حرکت ماشین تغییر پیدا کرد و احتمال دادم که بخواهند با کشتن من خیال خودشان را راحت کنند. در همان لحظه به درون خودم مراجعه کردم که ببینم آیا فرق کردهام، یا علاقه به زندگی مرا از کردهام پشیمان کرده است، یا خیر؛ که خوشبختانه دیدم در هرصورت فرقی نمیکند.»
در سال ۴۳ هم بعد از آزادیشان که در مسجد اعظم سخنرانی کردند، فرمودند: «والله من به عمرم نترسیدم، آنشبی هم که آنها مرا میبردند، آنها میترسیدند، من آنها را دلداری میدادم.»
Mohammad Ali Zareian
خمینی را اگر دار بزنند، تفاهم نخواهد کرد!... من از آن آخوندها نیستم که در اینجا بنشینم و تسبیح دست بگیرم! من پاپ نیستم که فقط روزهای یکشنبه مراسمی انجام دهم و بقیه اوقات برای خودم سلطانی باشم و به امور دیگر کاری نداشته باشم!
آبیِ آسمونی
خاطرم هست که در همان ایام عدهای از دوستان نزد ما آمدند و گفتند: «به امام بگویید برای اداره بیرونی، چند نفر از افراد صاحب لحیه (ریش) و مسن را بگذارید». من این مطلب را به گوش امام رساندم. ایشان خندیدند و فرمودند: «پشم به کار ما نمیآید. ما آدمهایی را میخواهیم که کار کنند. ریش یعنی چه؟»
آبیِ آسمونی
هیچچیزی به زشتی دنیاگرایی روحانیت نیست. و هیچ وسیلهای هم نمیتواند بدتر از دنیاگرایی، روحانیت را آلوده کند.
سائر
مذهبی که وسیله شود تا سرمایههای مادی و معنوی کشورهای اسلامی و غیراسلامی در اختیار ابرقدرتها و قدرتها قرار گیرد و برسر مردم فریاد کشد که دین از سیاست جدا است، مخدر جامعه است. ولی این دیگر مذهب واقعی نیست؛ بلکه مذهبی است که مردم ما آن را «مذهب آمریکایی» مینامند.
سائر
عظمت انسان به اخلاق و رفتار و کردار انسان است، نه به اینکه اتومبیلش سیستم کذا باشد، نه به اینکه گارد داشته باشد، نه به اینکه خَدَمه داشته باشد. اینها عظمت انسان نیست،
Hakime Zare
منتظر نشود دیگران عادل بشوند تا او عادل بشود، مثل این است که من منتظر بشوم دیگران نماز بخوانند تا من نماز بخوانم، یا منتظر بشوم دیگران ناهار بخورند تا من ناهار بخورم!
Hakime Zare
حجم
۲۳۸٫۹ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۸
تعداد صفحهها
۱۶۸ صفحه
حجم
۲۳۸٫۹ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۸
تعداد صفحهها
۱۶۸ صفحه
قیمت:
۴۰,۰۰۰
تومان