
بریدههایی از کتاب تمثیلات سیاسی - اجتماعی؛ جلد اول
۵٫۰
(۱۶)
وقتی میگوییم فلان کشور مستعمرهٔ آمریکاست، شاید به ذهن شما بیاید که بیمارستانهایش خراب است؛ جاده ندارد؛ مردمش بیسوادند؛ فقر و بیسوادی در آنجا بیداد میکند. نه! این استعمار، استعمار قدیم است. استعمار جدید اینگونه نیست. استعمار نو این است که بیمارستان آن کشور مرتب باشد؛ خیابانهایش نظیف باشد؛ وضع غذایی و تحصیل و همهٔ اینها خوب باشد؛ حتی بیسواد هم در آن کشور نباشد؛ اما هرچه دارد برای آمریکا باشد؛ برای آن کشورِ استعمارگر باشد. پس استعمار یعنی جایی را «به نفع خود» آباد کردن؛ سربازش برای منافع آمریکا کشته بشود؛ بیمارستانش و همهٔ امکاناتش در جهت منافع آمریکا باشد. استعمار نو، این است.
استعمار در «نتیجهٔ نهاییاش» دیده میشود.
زیبا
شما چشمتان را ببندید، با گوشتان چیزی نمیتوانید ببینید، یا با چشمتان چیزی نمیتوانید بشنوید. درعینحال میبینید که چشم و گوش و دیگر اعضا هرکدام یار و مددکار یکدیگرند. چون یک قلب و یک مغز بر آنها حکومت میکند، و تحت لوای یک ولایت قرار دارند. تکولایتی بودن، آنها را ـ با وجود همهٔ تفاوتهایی که دارند ـ با هم یگانه میکند. پس «تفاوتها» موجب اختلاف نمیشود؛ چون وقتی از فرماندهی واحدی دستور میگیرند با هم متحد میشوند؛ با اینکه پُستهایشان فرق میکند.
صالحه
در مؤسسه رازی برای اینکه بتوانند پادزهر درست کنند و سرمسازی کنند، مارها را تربیت میکنند و زهرشان را میگیرند. ماری را جلوی من آوردند و زهرش را به من نشان دادند. شاید کمتر از یک گرم بود. گفتند: این زهر برای کشتن هشتاد نفر کافی است!! آیهٔ یأس خواندن، مثل زهرمار است. یک قطرهاش برای اینکه چهل نفر را از بین ببرد کافی است.
کاربر ۴۴۰۰۵۴۷
تفرقه، مهترین ابزار صید شیطان
لقمه و نان: شیطان هیچ راه و رخنهای مطمئنتر و مؤثرتر از ایجاد جدایی بین انسانها ندارد. هروقت میخواهد دو انسان را صید کند، اول آن دو را از هم جدا میکند. شما نیز هر وقت میخواهید نانی را مصرف کنید، اول لقمهلقمهاش میکنید تا از گلویتان پایین برود. تفرقه میاندازید در یک نان و آن را به سی چهل لقمه تقسیم میکنید و بعد هر لقمهای را به دندان میدهید تا آن را بکوبد و له کند و بعد به شکلی که خودش میخواهد درمیآورد تا بتواند آن را ببلعد. قدم اولِ خوردن، تکهتکه کردن است. هرچیز را که نتوانستی تکهتکه کنی، نمیخوری. اگر برای شما گوشت بیاورند و هرچه تلاش کنی نتوانی آن را با دندان یا با دست تکه کنی، از خیرش میگذری و رهایش میکنی. شیطان اگر نتوانست جمعیتی را تکهتکه کند، مأیوس میشود و میرود.
رهی
گاهی فاضلاب حمام آب را درست نمیکِشد و نمیبَرد؛ آب بالا میآید، و شما میگویید: «ما طاهر رفتیم به حمام و نجس برگشتیم». اگر در مسجد، «من» مطرح باشد یا سبقت گرفتن از همدیگر در کار باشد، مردم میگویند: «طاهر میآییم به این حمام و نجس برمیگردیم!». اگر در مسجد غیبت شد، اگر به یکدیگر ناروا و ناسزا گفتند، اگر در آن دعوا و بحث «من و ما» شد، مثل همان حمامی میشود که فاضلابش پُر شده و دیگر آب را نمیکشد.
Adel
اینکه ثواب نماز جماعت از فرادا بیشتر است، ازآنروست که در وقت نماز جماعت، دلها به هم وصل است و تشکیل آب کُر میدهد؛ یکی هم که به آنها وصل میشود، منقلب میگردد و الهی میشود. وقتی دلها از هم جدا باشد، مثل نماز فراداست.
maryam_palik
امام عزیزمان در پیام حج، فرمود که «ما در صدد آزاد کردن انرژی متراکم عالم اسلام هستیم» مسلمانها از قدرت و انرژی و توان خودشان غافلاند، ما میخواهیم آنها را به قدرت خودشان آگاه کنیم و به آنها بگوییم میتوانید سر پا بایستید و مشکلات را حل کنید. قدرتی که دارید، چندبرابر مشکلتان است. اگر پای کار بیایید، میبینید که توانا هستید و خدا کمکتان میکند. احساس عجز و ضعف نکنید. این نوع کمک و نصرت که موجب شود کسی قدرت خودش را بهکار بیندازد و روی پای خودش بایستد، برتر و کاملتر است. وابسته و ضعیف کردن کار خوبی نیست.
بنده ی خدا
در روز عزل بنیصدر در صحبت ۳ دقیقهای که مرحوم رجایی آن را بین هیئت دولت توزیع کرده بود، گفته شد: «امت به تبعیت از امام در حال حرکت است. هرکس حرکت نکند، جا میماند و امت وقتی به او نرسیده و میخواهد به او برسد، او را روی دست بلند میکند و روی سر میگذارد. وقتی به او رسید، نگاهش را از وی برمیگرداند، وقتی از آن گذشت، وی را پشت سر میاندازد و این امت در گذشته کسانی را روی سر گذاشته و بعد از عبور از آنها، ایشان را زیر پا نهاده است. در آینده هم کسانی را روی سر و زمانی زیر پا میگذارند و این از بیوفایی امت نیست؛ نتیجهٔ حرکت کردن امت و تعلق و وابستگی شخصیتهاست.»
Aliakbar
معیار مهم در رأی دادن به نماینده
نبض: وقتی میخواهید نماینده انتخاب کنید، اول به ایمان بااللهاش نگاه میکنید یا به کفر به طاغوتش؟ اگر کفر به طاغوتش را احراز نکردی، هرچه خوبی هم داشته باشد، ولمعطل است. اول چیزی که در او بررسی میکنی، کفر به طاغوتش باشد. نبضش را بگیر ببین کفر به طاغوتش میزند یا نمیزند؟ اگر دیدی این نبض نمیزند، رأی خودت را برای کسی که این نبضش نمیزند، حرام نکن، فردا هم برای خودت وزر و وبال درست نکن.
ali110
امروز، روز کار و حرکت و زمان اقدام و قیام است و گاه تحرک و تلاش و بیداری است. بیداری امروز هنر است و ارزش محسوب میشود؛ وگرنه فردا که ایام مبارک ظهور است، همگان اهل حرکتاند، و همه بیدار و پرتلاشاند.
بیداری پیش از آفتاب، ارزشمند است؛ وگرنه با آمدن آفتاب همه بیدار هستند. کسی که بینالطلوعین بخوابد، در روایات مورد ملامت قرار گرفته است. خواب بینالطلوعین مکروه است و هماکنون بینالطلوعین است؛ یعنی هنگام بیداری است.
ali110
در روز عزل بنیصدر در صحبت ۳ دقیقهای که مرحوم رجایی آن را بین هیئت دولت توزیع کرده بود، گفته شد: «امت به تبعیت از امام در حال حرکت است. هرکس حرکت نکند، جا میماند و امت وقتی به او نرسیده و میخواهد به او برسد، او را روی دست بلند میکند و روی سر میگذارد. وقتی به او رسید، نگاهش را از وی برمیگرداند، وقتی از آن گذشت، وی را پشت سر میاندازد و این امت در گذشته کسانی را روی سر گذاشته و بعد از عبور از آنها، ایشان را زیر پا نهاده است. در آینده هم کسانی را روی سر و زمانی زیر پا میگذارند و این از بیوفایی امت نیست؛ نتیجهٔ حرکت کردن امت و تعلق و وابستگی شخصیتهاست.»
Aliakbar
امام راحل در عبور از قائممقام خود، روز سختی را گذراند و گفت که من با کسی عقد اخوت نبستم. محرمانه اشک ریخت؛ اما دستش نلرزید. روز عبور امت از بستگان و دلبستگیهاست.
Amirsalar.D
حضور در جماعت، عامل مصونیت
آب کُر: فرض کنید که شما چهارصد نفر باشید و هرکدام یک کاسه آب داشته باشید؛ اگر من دست آلوده و نجس خود را به هریک از این چهارصد کاسه بزنم، آن کاسه نجس میشود؛ اما اگر شما این چهارصد کاسه آب را در حوضی بریزید که چهارصد لیتر بشود، یعنی بیشتر از ۳۸۴ لیتر که یک «کُر» است، و من دست نجس و آلودهام را به آن آب بزنم، دستم طاهر و پاک میشود. پیش از آن، وقتیکه آبها بهصورت کاسههای منفرد و جداجدا بودند، تماس دست نجس من با آنها موجب میشد تا آب نجس شود؛ اما وقتیکه آنها را روی هم ریختند، نهتنها آب نجس نمیشود، که دست من هم طاهر میشود.
maryam_palik
وحدت، عامل افزایش تاب آوری اعضای مجموعه
بند و طناب: برای اینکه با یک دلو، حجم بیشتری از آب را از چاه بکشیم، باید بند و طنابی که به دلو بستهایم محکم باشد، تا با سنگین شدن دلو، پاره نشود. معرفت، تقوا، عشق و شور مثل تابیدن بند است. هرکسی بهاندازهٔ مأموریتی که میخواهند به او بدهند، باید بندش را پیشتر تابیده باشد، و آموزش لازم را به او داده باشند. آنان که میخواهند مأموریتی سنگین انجام دهند، باید قبلاً بندشان را با آموزش لازم بتابند؛ با دعاها، مناجاتها و خودسازیها، بندها تابیده میشود. زخمی و مجروح شدن در جنگ و تحمل اینها، مانند آن است که بند انسان را تابیده باشند.
maryam_palik
وحدت، عامل افزایش تاب آوری اعضای مجموعه
بند و طناب: برای اینکه با یک دلو، حجم بیشتری از آب را از چاه بکشیم، باید بند و طنابی که به دلو بستهایم محکم باشد، تا با سنگین شدن دلو، پاره نشود. معرفت، تقوا، عشق و شور مثل تابیدن بند است. هرکسی بهاندازهٔ مأموریتی که میخواهند به او بدهند، باید بندش را پیشتر تابیده باشد، و آموزش لازم را به او داده باشند. آنان که میخواهند مأموریتی سنگین انجام دهند، باید قبلاً بندشان را با آموزش لازم بتابند؛ با دعاها، مناجاتها و خودسازیها، بندها تابیده میشود. زخمی و مجروح شدن در جنگ و تحمل اینها، مانند آن است که بند انسان را تابیده باشند.
maryam_palik
وحدت، عامل افزایش تاب آوری اعضای مجموعه
بند و طناب: برای اینکه با یک دلو، حجم بیشتری از آب را از چاه بکشیم، باید بند و طنابی که به دلو بستهایم محکم باشد، تا با سنگین شدن دلو، پاره نشود. معرفت، تقوا، عشق و شور مثل تابیدن بند است. هرکسی بهاندازهٔ مأموریتی که میخواهند به او بدهند، باید بندش را پیشتر تابیده باشد، و آموزش لازم را به او داده باشند. آنان که میخواهند مأموریتی سنگین انجام دهند، باید قبلاً بندشان را با آموزش لازم بتابند؛ با دعاها، مناجاتها و خودسازیها، بندها تابیده میشود. زخمی و مجروح شدن در جنگ و تحمل اینها، مانند آن است که بند انسان را تابیده باشند.
maryam_palik
پانصد نخ که به هم تابیده شوند، محکم میشوند. اگر این پانصد نخ را از هم باز کنیم و به دلو ببندیم، همینکه بخواهیم دلو سنگین و پر از آب را بالا بکشیم، نخها یکییکی پاره میشوند. اما بند تابیدهشده، هزار بار دلو آب را بالا میکشد و پاره نمیشود. اگر نخنخش کنند، چون نخها همه در یک سطح نیستند، و یکی کشیدهتر و یکی کوتاهتر است، پاره میشوند.
maryam_palik
استعمار نو این است که بیمارستان آن کشور مرتب باشد؛ خیابانهایش نظیف باشد؛ وضع غذایی و تحصیل و همهٔ اینها خوب باشد؛ حتی بیسواد هم در آن کشور نباشد؛ اما هرچه دارد برای آمریکا باشد؛ برای آن کشورِ استعمارگر باشد. پس استعمار یعنی جایی را «به نفع خود» آباد کردن؛ سربازش برای منافع آمریکا کشته بشود؛
Hakime Zare
شرط استعمار کردن این است که مستعمره را خوب و پاکیزه نگه دارند.
Hakime Zare
اگر استعمارگر بتواند در کشوری علوم انسانی دانشگاهها را در چنگ داشته باشد، آن کشور بیزحمت در چنگ اوست؛ یعنی چنین کشوری خرج استعمار خودش را هم خودش میپردازد، و هزینهٔ استعمار را خودش به عهده میگیرد! حتی وسیلهای میشود برای اینکه استعمارگران بتوانند کشورهای دیگر را نیز استعمار کنند.
Hakime Zare
ما خوشبختیم که چنگال ببر بیرون آمده است. ما اگر ببری را عصبانی کنیم که چنگالش بیرون بیاید، پیروزی ماست؛ اما اگر سادهاندیشی کنیم و وقتی این ناخنها در درون چنگ پنهان است، به پنجههای ببر دست بکشیم و از نرمی و گرمی آن تعریف کنیم، درست نفهمیدهایم و خیال کردهایم که آن ببر، رام شده است!
Hakime Zare
مگر از نیروی هوایی ما در ویتنام و سومالی استفاده نشد؟ پس قدرت نظامی دورهٔ پهلوی نیز برای مورد استفاده قرار گرفتن بود؛ برای دفاع از استقلال نبود؛ بلکه با هدف دفاع از استعمار و دفاع از پایگاههای آمریکا در منطقه بود.
Hakime Zare
آمریکا اصراری ندارد که اسرائیل را از نظر اقتصادی به خود وابسته کند؛ بلکه دوست دارد که رژیم صهیونیستی به او وابسته نباشد؛ چرا؟! چون میبیند که از نظر فرهنگی به هم متصلاند و نمیتوانند از هم جدا شوند و هدفی مشترک دارند؛ چون به قراردادهای فرهنگیای که با آنها بسته است اطمینان دارد، نیازی نمیبیند که از نظر اقتصادی، صنایع و ماشینآلات آن را به وضعی دچار کند که در قطعات به او وابسته باشد.
Hakime Zare
آمریکا آرزو داشت که کشور ما از نظر فرهنگی به او وابسته باشد؛ او دوست داشت که این کشور را از نظر سیاسی، اقتصادی و کشاورزی نمونه کند! همهٔ برنامههای ۲۵۰۰ ساله و تبدیلِ تاریخ هجری به تاریخ شاهنشاهی برای تضعیف و محوکردن فرهنگ ما بود؛ اما همهٔ اینها با شکست مواجه شد.
Hakime Zare
حالا که از نظر فرهنگی مستقل شدهایم، اگر بهداشت قوی داشته باشیم، برای کشورهای دیگر الگو خواهیم بود؛ اما اگر از نظر بهداشت عقب برویم، آمریکا به کشورهای دیگر خواهد گفت: «اگر از من جدا شوید، بیمارهایتان در بیمارستانها خواهند مرد و امنیت بهداشتی نخواهید داشت».
Hakime Zare
او دوست دارد که شهر تهران همیشه زیر ابری از دودها پوشیده باشد تا بگوید که اگر کسی از چنگ من خارج شد، به این سرنوشت گرفتار میشود؛ اگر کسی از سلطهٔ من بیرون رفت، هیچ تأمینی از نظر بهداشت، غذا، مسکن و حتی امنیت نخواهد داشت.
Hakime Zare
اما الآن، جمهوری اسلامی ایران، آبروی اسلام است؛ آبروی انسانیت است؛ آبروی انسانهای آزاده است. هرچه در آن خدمت کنیم، احساس میکنیم به آبروی چنین کشوری خدمت کردهایم.
Hakime Zare
سازمان ملل یا سازمان دُوَل؟
خانهٔ دزدی: سازمانی که اسمش ملل است، در واقع سازمان دُوَل است. آنهایی هم که آنجا حضور دارند، نمایندهٔ دولتها و حکومتهایند، نه نمایندهٔ ملتها. این سازمان اصلاً ارزشی ندارد. ما برای مللِ عالم احترام قائلیم؛ اما این سازمانِ دُوَل است. ملل و دُوَل چه فرقی با هم دارند؟ اگر شما صاحبخانه باشی و کسی خانهٔ شما را غصب کرده باشد، بعد دربارهٔ سرنوشت آن خانهٔ دزدی و غصبی وارد مذاکره شود، امضای او اعتباری ندارد! کسی حق ندارد دربارهٔ خانهٔ دزدیشده امضا کند. رژیمها این ممالک را دزدیدهاند و حکومت بر مردم را غصب کردهاند؛ اینها عدهای غاصباند که نمایندهشان را به سازمان دُوَل فرستادهاند و آنجا دور همدیگر جمع شدهاند. مسئلهٔ مهم، مسئلهٔ ملتها و مردم است.
Hakime Zare
آمریکا میگوید این مملکت دیگر برای من نمیجوشد؛ حالا که برای او نمیجوشد، دلش میخواهد آن را از جوشش بیندازد؛ دلش میخواهد غذایش بدمزه بشود؛ میخواهد خرابش بکند. هراندازهای که اکنون اخلال میکند، آنوقت بنا بوده خدمت بکند؛ چون مال خودش بوده است
Amirsalar.D
جمهوری اسلامی ایران، آبروی اسلام است؛ آبروی انسانیت است؛ آبروی انسانهای آزاده است.
Amirsalar.D
حجم
۱۰۵٫۹ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۹
تعداد صفحهها
۱۴۰ صفحه
حجم
۱۰۵٫۹ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۹
تعداد صفحهها
۱۴۰ صفحه
قیمت:
۴۰,۰۰۰
۲۴,۰۰۰۴۰%
تومان