جملات زیبای کتاب روستای محو شده | طاقچه
تصویر جلد کتاب روستای محو شده
off
٪۱۰
subscriptionAvailable

کتاب روستای محو شده

نوع کتاب
۳.۷ امتیاز(از ۲۴ رأی)
انتشارات: 
نشر نو

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
غزاله بادپا
۵
(می‌شنیدم که از قحطی حرف می‌زنند اما نظری چندان عینی در مورد این نداشتم که چه معنایی دارد. و بعد یک روز فهمیدم دیگر قهوه ندارم و هیچ جا هم دیگر آن را نمی‌فروشند. این یک جرقه بود. معنای عمیق این عبارت را فهمیدم: جدا شدن از دنیا.)
nina61
۳
چه التهابی است میلِ به فرار وقتی خبر نداریم که این چیزی است که خدا می‌خواهد!
نسیم رحیمی
۳
(ما نباید دنبال این باشیم که چرا اوضاع این‌جوری شده بلکه باید بدونیم چطور باهاش روبه‌رو بشیم.
غزاله بادپا
۳
سرانجام احتمال می‌داد پایان اقتصاد پولی فرابرسد و مبادلهٔ کالابه‌کالا بازگردد؛ یک خرگوش در عوض یک مرغ، یک بار چوب در برابر ده حلبی روغن. بله، تحولات بزرگی در راه بود و آقای ترنیزین از خودش می‌پرسید که نگران است یا بی‌صبر، انگار که انقلابی‌ای در پوست یک بانکدار در وجودش چرت می‌زد.
نسیم رحیمی
۲
هرچه به چیزی نزدیک‌تر باشیم برایمان غریبه‌تر است.
ایران آزاد
۱
امروز پذیرفتن شیوهٔ زندگی‌ای که شبیه دیگران نیست سخت‌تر است. در کشوری با شصت‌میلیون نفوس، فرد در توده ناپیداست و هرکس سرش به کار خودش گرم است. در عوض در بخشی مثل بخش ما همه همدیگر را می‌شناسند، هر کسی مراقب دیگری است و کوچک‌ترین قدم کج به‌چشم می‌آید و نکوهشی فوری به دنبال دارد. همرنگی با جماعت مثل گاز است: هرچه مخزن کوچک‌تر باشد، فشار بیشتر می‌شود.
nina61
۱
اغلب مردم در واقع هیچ دلیلی نداشتند بدبخت باشند؛ آن‌ها فقط به این دلیل بدبخت بودند که از دور نگاه می‌کردند و به آن چیزی که نباید، پی می‌بردند. یکی از دلایل ناخوشی معاصر، بغض و غبطه‌ای بود که نمایش تلویزیونی ثروت و تجمل در افراد حقیر ایجاد می‌کرد.
sahar
۱
حیوان ناطق این‌گونه است: دنیا جلو چشم‌هایش واژگون می‌شود و بعد از لحظه‌ای حیرت، جریان زندگی‌اش را از سرمی‌گیرد؛ انگار هیچ اتفاقی نیفتاده است. اوضاع همیشه دوباره آرام می‌شود.)
m.r
۰
اوبر گفت: (از گرسنگی نمرده.) ژان‌ماری با ظاهری غم‌زده پاسخ داد: (پس طاقتش طاق شده.) ــ یا ترسیده. ــ از چی؟ ــ از همه‌چی.