جملات زیبا از متن کتاب قول مادر | طاقچه
تصویر جلد کتاب قول مادرsubscriptionAvailable

کتاب قول مادر

۴.۵(از ۱۹ امتیاز)
نوع کتاب
انتشارات: 
نشر البرز

قیمت:

۵۰,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

«خیلی خوب است که گاهی کسی باشد تا یک فنجان چای را با او سهیم شوی.»
یك رهگذر
۱۷
ازدواج بیشتر از آنکه به‌دست‌آوردن باشد، ازدست‌دادن است.
Parinaz
۱۳
«آدم‌ها بندهٔ عادت‌هایشان هستند. آنها وقتی یک جا نشستند، به آن عادت می‌کنند و نسبت‌به همان نقطه تعلق خاطر پیدا می‌کنند.»
reyhaneh
۶
به‌تدریج فهمیدم آرزوی داشتن چیزی با داشتن آن فرق می‌کند.
یك رهگذر
۵
اصلاً ادامهٔ زندگی بدون مادر چه مفهومی دارد؟
شیوا
۳
آدم‌ها فراموش می‌کنند. نه اینکه فراموش کنند، می‌گردند یک نفر دیگر را برای دست‌انداختن پیدا می‌کنند. هرکدام از ما نوبت خودمان را داریم. دردهایمان را باهم تقسیم می‌کنیم.
‧͙⁺˚*・༓☾ 𝓭𝓪𝓻𝔂𝓪 ☽༓・*˚⁺‧͙
۲
اگر تو نسبت‌به جورج تااین‌اندازه ضعیف و سست هستی، اگر روزی تو را ترک کند، در این دنیا چه خواهی کرد؟
💫Sahar💫
۲
ترس از مرگ درپیِ ترس از زندگی می‌آید. کسی که زندگی را به‌تمامی زیسته باشد، هر لحظه آماده است تا بمیرد.
Parinaz
۱
بیماران به یک چیز بیش از هرچیز دیگر حتی بیش از یک پزشک و پرستار و دارو نیاز دارند و آن چیز مادر است. کسی که به تو اطمینانِ خاطر دهد، کسی که بالش زیر سرت را درست کند، کسی که با نگاهی عاشقانه به تو بفهماند که وقتی کنارت هست باید خیالت راحت باشد. کسی که برایت بجنگد.
یك رهگذر
۱
زیر پتو رفت و دوباره کنار مادرش خوابید. این بار مادرش سرد بود و زویی او را محکم بغل کرد. شاید او اکنون آن عطر قدیم مادرش را حس نمی‌کرد، اما هنوز مادرش را احساس می‌کرد. با خود فکر کرد تا چند وقت دیگر می‌تواند او را کنارش داشته باشد.
‧͙⁺˚*・༓☾ 𝓭𝓪𝓻𝔂𝓪 ☽༓・*˚⁺‧͙
۱
می‌گویند دو صد گفته چون نیم کردار نیست.
‧͙⁺˚*・༓☾ 𝓭𝓪𝓻𝔂𝓪 ☽༓・*˚⁺‧͙
۱
ترس از مرگ درپیِ ترس از زندگی می‌آید. ‫کسی که زندگی را به‌تمامی زیسته باشد، هر لحظه آماده است تا بمیرد. ‫مارک تواین
‧͙⁺˚*・༓☾ 𝓭𝓪𝓻𝔂𝓪 ☽༓・*˚⁺‧͙
۱
آدم‌ها بندهٔ عادت‌هایشان هستند. آنها وقتی یک جا نشستند، به آن عادت می‌کنند و نسبت‌به همان نقطه تعلق خاطر پیدا می‌کنند.
‧͙⁺˚*・༓☾ 𝓭𝓪𝓻𝔂𝓪 ☽༓・*˚⁺‧͙
۱
او ویژگی‌های خوب زیادی داشت. فقط فاقد یک چیز بود و آن هم قدرت برقراری یک ارتباط خوب، و همین یک ویژگی موجب شده بود کیت آن همه خصوصیات مثبت را نبیند. حالا کیت به این فکر می‌کرد که چقدر ساده فردی که قدرت تعامل اجتماعی ندارد به انزوا کشیده می‌شود. او همچنین به این فکر می‌کرد که چه ساده می‌توان ارزش‌های انسانی دیگری را ندید.
کاربر ۹۲۹۱۲۴۹
۱
او ویژگی‌های خوب زیادی داشت. فقط فاقد یک چیز بود و آن هم قدرت برقراری یک ارتباط خوب، و همین یک ویژگی موجب شده بود کیت آن همه خصوصیات مثبت را نبیند.
💫Sahar💫
۱
هرکسی در یک جایی گروهی همدل پیدا می‌کند. یک نفر در محیط کار، یک نفر در یک کلوپ تفریحی و حالا بیمارستان و بخش شیمی‌درمانی جایی بود که آلیس گروهی از همدلان را یافته بود.
💫Sahar💫
۱
ترس از مرگ درپیِ ترس از زندگی می‌آید. کسی که زندگی را به‌تمامی زیسته باشد، هر لحظه آماده است تا بمیرد.
شیوا
۱
چیزهای ارزشمند به‌سادگی به‌دست نمی‌آیند.
Parinaz
۰
اغلب اوقات کسانی که بیشتر از همه به کمک نیاز دارند، کمتر تمایل به کمک‌گرفتن دارند.
یك رهگذر
۰
صورت‌های آشنا به‌دردِ خبرهای خوب می‌خوردند، اما وقتی قرار است آدم خبر بدی بشنود، بهتر است با غریبه روبه‌رو شود.
یك رهگذر
۰
خیلی‌ها آن بیرون هستند که آسیب دیده‌اند. اگر هرکسی در این دنیا سهم خودش را انجام دهد، هیچ‌کس تنها نمی‌ماند. همهٔ ما می‌توانیم کنار هم باشیم.
یك رهگذر
۰
تا زمانی که در آن شرایط قرار نگیری، محال است که بفهمی در زندگی مشترک چقدر باید بدهی و چقدر باید ببخشی.
یك رهگذر
۰
گاهی اوقات دشمنی که می‌شناسی بهتر از دشمنی‌ست که نمی‌شناسی.
یك رهگذر
۰
این عادت مردم است. یک بار یک کار خوب می‌کنند مثلاً داوطلب می‌شوند که روز کریسمس به آدم‌های بی‌خانمان کمک کنند، اما همین افراد به‌ظاهر نیک‌خواه چند بار پس از کریسمس سراغ همان آدم‌های بی‌خانمان را می‌گیرند؟ ازنظرِ آلیس هیچ‌کدام به‌تکرار این خیرخواهی را ادامه نمی‌دهند. این ذات انسان است که یک بار کار خوبی می‌کند تا به خود و دیگران ثابت کند که سهم خودش را ادا کرده است.
یك رهگذر
۰
ترس از مرگ درپیِ ترس از زندگی می‌آید. کسی که زندگی را به‌تمامی زیسته باشد، هر لحظه آماده است تا بمیرد. مارک تواین
یك رهگذر
۰
یک متجاوز، هیولا که نیست. او می‌تواند دوست‌داشتنی، جذاب یا حتی پدر خوبی باشد. درست است که ماندن با او آسیب‌زننده است، اما ترک‌کردن او نیز می‌تواند به همان اندازه آسیب‌زننده باشد.
یك رهگذر
۰
همهٔ ما می‌ترسیم. شاید ترس ما از چیزهایی باشد که ازنظرِ همه منطقی‌ست مثلاً از سقوط آزاد می‌ترسیم. از این می‌ترسیم که دیگران دربارهٔ ما چه فکر می‌کنند. شاید به‌خاطرِ فرد دیگری می‌ترسیم. شاید از چیزی می‌ترسیم که هرگز اتفاق نخواهد افتاد یا چیزی که هفتهٔ دیگر اتفاق می‌افتد. ترسیدن از چیزی خیلی ترسناک است، اما می‌دانید ترسناک‌تر از همه چیست؟ اینکه تنها باشی.
یك رهگذر
۰
رفتار و نه گفتار
‧͙⁺˚*・༓☾ 𝓭𝓪𝓻𝔂𝓪 ☽༓・*˚⁺‧͙
۰
هیچ موضوع دیگری در کار نبود، اما هنوز به دلایلی دلش گریه می‌خواست. آن‌قدر اشک ریخت که دنیای اطرافش به تیرگی احساس درونش درآمد.
‧͙⁺˚*・༓☾ 𝓭𝓪𝓻𝔂𝓪 ☽༓・*˚⁺‧͙
۰
دیوید جلو آمد و دست‌های کیت را گرفت. و کیت متوجه چیزی شد. اینکه هرکس به یک شکل موانع زندگی مشترک را پشتِ‌سر می‌گذراند، و مهم تلاش‌کردن آنهاست. دیوید هم داشت تلاش می‌کرد و کیت هم باید همین کار را انجام می‌داد.
‧͙⁺˚*・༓☾ 𝓭𝓪𝓻𝔂𝓪 ☽༓・*˚⁺‧͙
۰