جملات زیبای کتاب دوقلوهای یخی | طاقچه
تصویر جلد کتاب دوقلوهای یخیsubscriptionAvailable

کتاب دوقلوهای یخی

نوع کتاب
۳.۷ امتیاز(از ۸۴ رأی)
پدیدآورندگان: 
اس. کی. ترماین، سارا پیرعلی
انتشارات: 
نشر البرز

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
نیتا
۲۳
«مرگ خودم نیست که تحمل‌ناپذیر است. مرگ اطرافیانم است که ناراحت‌کننده است. چون عاشق آنان هستم. و بخشی از من هم همراه با آنان می‌میرد. بنابراین، دوست داشتن یک جور خودکشی است.»
آلیس در سرزمین نجایب
۱۸
زنی سی‌وسه ساله که همهٔ طراوت زمان دختری‌اش خیلی وقت می‌شود که از بین رفته است.
یك رهگذر
۱۴
خاطره‌ها آن‌قدر قوی هستند که دارند مرا فلج می‌کنند.
یك رهگذر
۱۳
گاهی سکوت، خود گفتن همهٔ حرف‌هاست.
hamtaf
۸
«ما با خود چیزی به این دنیا نیاورده‌ایم و آشکار است که چیزی نیز با خود نمی‌توانیم بیرون ببریم. همه را خدا داده است و خدا نیز می‌گیرد.»
یك رهگذر
۷
«مرگ خودم نیست که تحمل‌ناپذیر است. مرگ اطرافیانم است که ناراحت‌کننده است. چون عاشق آنان هستم. و بخشی از من هم همراه با آنان می‌میرد. بنابراین، دوست داشتن یک جور خودکشی است.»
paniz moradinejad
۶
«مرگ خودم نیست که تحمل‌ناپذیر است. مرگ اطرافیانم است که ناراحت‌کننده است. چون عاشق آنان هستم. و بخشی از من هم همراه با آنان می‌میرد. بنابراین، دوست داشتن یک جور خودکشی است.»
یك رهگذر
۶
عشق یک‌جور خودکشی است. خودت را نابود می‌کنی. خودت را تسلیم می‌کنی. اگر به راستی عاشق باشی، خودت چیزی را در درون خودت و به خواست خودت می‌کشی.
یك رهگذر
۶
گاهی اوضاع آن‌طور که تصور کرده‌ای نیست، گاهی چیزی که تصور می‌کردی واقعیت دارد، اصلاً وجود خارجی ندارد.
Book-Lover:))))
۲
همهٔ عشق‌ها یک جور خودکشی هستند.
ققنوس
۲
گاهی سکوت، خود گفتن همهٔ حرف‌هاست
کاربر ۳۷۸۲۶۳۸
۱
«مرگ خودم نیست که تحمل‌ناپذیر است. مرگ اطرافیانم است که ناراحت‌کننده است. چون عاشق آنان هستم. و بخشی از من هم همراه با آنان می‌میرد. بنابراین، دوست داشتن یک جور خودکشی است.»
nina61
۱
یک بار در تحقیقی خواندم که جابه‌جایی خانه می‌تواند به اندازهٔ طلاق یا مرگ پدر و مادر تکان‌دهنده و دلخراش باشد.
صفا
۰
«کمی به من ارزانی دار، تا شاید کمی قدرتم را به دست بیاورم. پیش از آنکه اینجا را ترک کنم. پیش از آنکه از نگاه‌ها دور شوم.»
کاربر ۵۴۵۴۱۲۲
۰
من لیدیام، نه کریستی. کریستی مرده. یکی از ما مرده. ما مرده‌ایم. من زنده‌ام. من لیدیام. چطور می‌توانی اشتباه کنی مامان؟ چطور این کار را کردی؟ چطور؟
Yasaman Mozhdehbakhsh
۰
چقدر راحت همه چیز عوض می‌شود. اگر آن زمان ما در کنار میزهایی دیگر نشسته و یا به کافه‌ای دیگر رفته بودیم، اکنون زندگی من به چه شکلی بود؟ ولی ما آن میز، آن شب، و آن کافه را انتخاب کرده بودیم
valencia
۰
بگوید بله، درست است. بقیه اشتباه می‌کنند. چرا به تو اهمیت نمی‌دهند؟ هر آنچه تو می‌گویی حقیقت محض است. مرگ کسانی که دوستشان داریم، خیلی بدتر از مرگ خودمان است. و بله. عشق یک‌جور خودکشی است. خودت را نابود می‌کنی. خودت را تسلیم می‌کنی. اگر به راستی عاشق باشی، خودت چیزی را در درون خودت و به خواست خودت می‌کشی.
یك رهگذر
۰
من به دنبال یک رویا هستم. الان، همین حالا و این لحظه این همان چیزی است که می‌خواهم. چون واقعیت، الان، خیلی دردناک است.
ققنوس
۰
اگر متوقف شوم و تردید کنم، نگرانی‌ها با هجوم از راه می‌رسند و ما برای همیشه گیر می‌کنیم.