
سارا
۱
به عشق اوست دل را زندگانی
به عشق اوست جان را کامرانی
سارا
۰
که مشک و عشق را نتوان نهفتن
سارا
۰
مرا پای دل اندر عشق بند است
همان بندم ازین عالم پسند است
سارا
۰
خوش آن دل کاندر او منزل کند عشق
ز کار عالمش غافل کند عشق
سارا
۰
به خلوت با جمالش عشق بازد
