
tarane
۶
خدای من، فقط یک لحظه خوشبختی! آیا این موهبت برای کل زندگی یک انسان کافی نیست؟
Meleegirl
۶
زمانی که خود ناراحتیم، نسبت به اندوه دیگران حساستر میشویم
maryamn75
۳
در لحظات هوشیاری است که میتوانی فریاد زندگی و صدای چرخش گرداب بشری را در اطراف خود بشنوی؛ مردمی را ببینی که در واقعیت زندگی میکنند؛ میبینی که دنیای آنها مثل دنیای تو نیست و با تصور و رؤیا از هم نمیپاشد. زندگیشان همیشه زنده و جوان است و هر ساعتش با ساعت قبل متفاوت، اما گریزان از رؤیا، خسته کننده و یکنواخت است و من بردهٔ هر سایه و تصور، اسیر اولین قطعه ابری هستم که جلوی خورشید را میگیرد و ضمیر هر انسان واقعی در پترزبورگ را که به نور خورشید وابسته است در ناامیدی و پریشانی به هم میفشارد.
maryamn75
۳
زمانی که خود ناراحتیم، نسبت به اندوه دیگران حساستر میشویم.
Meleegirl
۲
آن انسان شهری نیمهٔ بیماری که در خیابانهای محصور شهر احساس خفگی میکرد، اینک در مواجهه با طبیعت، بسیار قویتر شده بود.